تبليغاتX
اعضای وب لاگ
ورود به كنترل پنل وبلاگ
پرچم اسلام -parcahmeaslam.com
99
یوسف مصری نمی آید به كنعان دلم

باز سر را می گذارد غم به دامان دلم

بی حضور چتر دستانت ببین یعقوب وار

مانده ام امشب دوباره زیر باران دلم

خوب می دانی زلیخای جنون با من چه كرد

پاره شد در ماتم عصمت گریبان دلم

نوح من ! خاصیت عشق است امواج بلند

كشتی ات را بشكن و بنشین به طوفان دلم

كی بهارت می وزد بر گیسوان حسرتم

كی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟

تا بگویی با من از عریانی اندوه خویش

تا بگویم با تو از اسرار پنهان دلم
بوی پیراهن مرا كافی است تا روشن شود

چشم تاریك و شب خاموش كنعان دلم
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/11ساعت 5:19 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

                      بسمه تعالي

                 اطلاعيه
توجه                                  توجه

نامه سرگشاده گروه مهديون-انصار المهدي وگرهگ استشهاديون
به جناب اقاي مير حسين موسوي واقاي كروبي

سلام عليكم
اقاي موسوي بر اساس اين كه جناب عالي از خدمت گزاران
زمان جنگ هستيد
از طرف مديران اين سه گروه وب لاگي از شما خواستاريم
تا اگر شكايتي در مورد انتخابات داريد از طريق قانوني پي
گيري كنيد .
از شما خواستاريم تا چهره خود را در بين مردم بد نكنيد
چون اين روزها مي گزرد و روي زردي براي عوامل
اغتشاشات خواهد ماند.
اقاي موسوي خود شما ميدانيد كه در انتخابات هيچ تقلبي
روي نداده است
چون اگر تقلبي صورت ميگرفت 1مليون ويا 2مليون بود نه
در يكجا 10مليون راي واين غير ممكن است عوامل اين
سه گروه كه به شما علاقه داريم عرض ميكنيم كه ايا شما نبوديد
كه در مناظرات ويا سخنراني هايتان از قانون مداري مي گفتيد
ايا شما جواب گوي كشته شده گان وضخمي شدگان هستيد
ايا شما ميتوانيد جواب خانواده ندا اقاسلطان بدهيد
كه چرا با اشتباه شما او 18نفر از همطنان عزيزمان را به كام مرگ كشانديد
ايا شما جواب حضرت مهدي را چگونه خواهيد داد
ايا بهتر نبود كه به ارامي اين مسئله راحل ميكرديد
شما كه ادعاي دوستي با شهدا وامام را داريد
اين روش وشيوه امام وشهدا نيست

باتشكر
مسئول گروه مهديون
به نمايندگي ازگروه انصار المهدي
وگروهك استشهاديون

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/09ساعت 2:50 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |




نصیحت دلسوزانه احمدی‏نژاد به اوباما
رئيس جمهوري گفت: امروز برخي هياهوها و جنجال‌هايي که از سوی برخي قدرت‌هاي بزرگ انجام مي‌شود، به خاطر دلسوزي براي ملت‌ها نيست، بلکه از احساس خطري است که براي نظام‌هاي طاغوتي پدید آمده است.

رئیس‌جمهوری با اشاره به اظهارات اخیر اوباما درباره انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوی ایران، گفت: دلسوزانه به شما نصیحت می‌کنیم، هرچه زودتر مواضع و رفتار خود را اصلاح کنید و مواضع دولت بوش را تکرار نکنید.

محمود احمدی نژاد، صبح پنجشنبه به هنگام افتتاح مجتمع پتروشیمی مهر در عسلویه با اشاره به حضور پرشور و حماسی ملت ایران در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، اظهار داشت: عرصه انتخابات یکی از صحنه‌های تجلی ظرفیت‌های عظمت ملت ایران است.

وی گفت: ما امروز شرایط انتخابات و فضای سیاسی تبلیغاتی در داخل و خارج از کشور را از یاد نبرده‌ایم، چرا که یکی از پیچیده‌ترین و غبارآلوده‌ترین شرایط را رسانه‌های استعماری تحمیل کردند، اما ملت ایران، شایستگی خود را نشان داد و چهل میلیون انسان شجاع و آگاه و مصمم به عزت، استقلال و عدالت رأی دادند.

احمدی نژاد خاطر نشان کرد: الگویی که امروز ملت ایران در این انتخابات ارایه کرد، الگویی بی نظیر است که می‌تواند به عنوان سرمشق دیگر ملت‌ها قرار گیرد. آن وجهی از ملت ایران که در انتخابات متجلی شد، موجب امید همه ملت‌ها و بی آبرویی زورگویان و مستکبران شد.

رئیس‌جمهوری گفت: امروز برخی هیاهوها و جنجال‌هایی که از سوی برخی قدرت‌های بزرگ انجام می‌شود، به خاطر دلسوزی برای ملت‌ها نیست، بلکه از احساس خطری است که برای نظام‌های طاغوتی پدید آمده است.

احمدی نژاد خاطرنشان کرد: در کشورهای غربی بیش از 100 سال است که دمکراسی در دایره بسته دو یا چند حزب محصور شده و عرصه سیاست در انحصار عناصر حرفه ای قرار گرفته است.
وی اضافه کرد: امروز در ایران چهل میلیون شرکت کننده در انتخابات و به عبارتی دیگر، هفتاد میلیون انسان در عرصه سیاست حاضر هستند، آزادانه تصمیم می‌گیرند و اراده ملت است که بر کرسی می‌نشیند.

وی با بیان اینکه در این انتخابات اتفاق بسیار بزرگی رخ داده است، تصریح کرد: برخی از سران کشورها که برای عرض تبریک با ما تماس می‌گیرند، حضور چهل میلیونی مردم در انتخابات را یک اتفاق بزرگ و تحول عظیم می‌دانند که در معادلات آینده جهان بسیار تأثیرگذار خواهد بود.

احمدی نژاد با اشاره به جوسازی برخی سران کشورهای غربی، افزود: آنها امروز با یک پرسش اساسی روبه‌رو بوده و تحت فشار افکار عمومی مردم خود هستند. نظام‌های ظالمانه آنها در آستانه انحلال است به همین خاطر عصبانی هستند و ملت ما را متهم به مسائلی می‌کنند که اتفاقا همواره از خودشان سر می‌زند.

وی اظهار داشت: انتخابات یک حادثه بزرگ و یک آغاز دوباره برای ملت ایران است و به فضل الهی این دوران را مصمم تر، منسجم تر و متحدتر و با قدرت به پیش خواهیم برد.
وی با بیان اینکه باید مناسبات ظالمانه در جهان عوض شود، تصریح کرد: آنها خیال می‌کردند که با هیاهو و جنگ رسانه ای و تبلیغات می‌توانند اقتدار ملت ایران را که پس از این پیروزی بزرگ ده‌ها برابر شده است، خدشه دار کنند.

احمدی نژاد در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهوری آمریکا در روز‌های گذشته، افزود: ما از دولت انگلیس و برخی کشورهای اروپایی که عملکرد آنها معلوم است و حتی در میان مردم خود نیز آبرویی ندارند چرا که این افراد تعدادی آدم عقب‌افتاده سیاسی هستند که حتی نمی‌توانند کشور خود را اداره کنند، انتظاری جز این نداریم.

رئیس‌جمهوری گفت: پرسش این است آقای اوباما که سخنان خود را با شعار تغییر، اصلاح، تعامل و گفت و گو با ملت ایران آغاز کرد، چرا امروز در دام آنان گرفتار شد و سخنانی گفت که پیشتر دولت بوش گفته و نتیجه آن را نیز دریافت کرده بود.

وی با بیان اینکه 70 میلیون جمعیت ایران همگی یکصدا در برابر استکبار و خودخواهی‌ها و زورگویی‌های آنها ایستاده‌اند، اظهار داشت: می‌خواهم به شما خبر بدهم هر چهل میلیون نفری که در انتخابات شرکت کرده اند از این رفتار آنها ناراحت هستند و در مقابل بداخلاقی‌های آنها می‌ایستند.

احمدی نژاد ابراز امیدواری کرد: آنها بفهمند و خود را اصلاح کنند، چرا که این چند روز هم می‌گذرد و اینها می‌مانند و ملت ایران.
وی افزود: ملت ایران، ملتی بزرگ، با کرامت و با ظرفیت هستند و به وقت خود درباره رخدادهای اخیر تصمیم گیری خواهند کرد.
وی خطاب به رئیس‌جمهوری آمریکا، اظهار داشت: شما که می‌خواستید با ملت ایران گفت‌وگو کنید، آیا بنا دارید با این رفتار و مواضع با ملت ایران گفت و گو کنید؟
رئیس‌جمهوری گفت: ملت ایران از گفت‌وگو با شما استقبال کرد، اما چرا بعد از انتخابات با این ادبیات حرف زدید و دوران بوش را تکرار کردید. ما به شما هشدار می‌دهیم که توی این ریل و راه نیفتید و راهی را تکرار نکنید که پیشتر با شسکت روبه‌رو شده است.
احمدی نژاد تأکید کرد: خود را اصلاح کنید چرا که ما نمی خواهیم آن افتضاحات دوران بوش تکرار شود.
وی افزود: بدانید ملت ایران به شما اجازه نخواهند داد که با چنین ادبیات گستاخانه ای با مردم ایران صحبت کنید.

وی خطاب به رئیس‌جمهوری آمریکا، گفت: توصیه من به شما دلسوزانه است، همان‌گونه که برای بوش نامه نوشتم و خدا می‌داند از روی دلسوزی و به قصد باز کردن یک راه درست در برابر او بود.
وی افزود: الان هم به شما نصیحت می‌کنم، خود را اصلاح و طوری رفتار کنید که ملت ایران باور کند شما به دنبال اصلاح و تغییر واقعی هستید.

رئیس‌جمهوری خاطرنشان کرد: ما می‌خواهیم فضای جهان بنا بر منطق، عدالت، احترام و گفت و گوهای سازنده باشد. اما اگر شما خود را به خواب بزنید و مانند دوران امپراتوری‌های گذشته به دنبال زورگویی باشید، راه به جایی نخواهید برد. بدانید که دنیا عوض شده، وظیفه ما این است که از سر دلسوزی به شما بگوییم.
رئیس‌جمهوری تصریح کرد‌: ما خود را برای هر شرایطی آماده کرده‌ایم، اما خواهان صلح، وفاق، عدالت و زندگی بر پایه قانون برای همه ملت‌ها هستیم.

احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بمباران هواپیماهای آمریکا و کشته شدن مردم بیگناه پاکستان، گفت: در بمباران روز گذشته حدود صد نفر کشته شدند، آمریکایی‌ها بنا بر کدام منطق از سیزده هزار کیلومتر دورتر مردم پاکستان را به خاک و خون می‌کشند. به چه جرمی؟ چه کسی به آنها اختیار داده است با مردم اینگونه رفتار کنند؟

رئیس‌جمهوری همچنین در اشاره به افتتاح مجتمع پتروشیمی مهر، اظهار داشت: این کار الگوی خوبی از سرمایه گذاری و همکاری‌های فنی مشترک بین چند کشور است و امیدوارم در آینده نیز شاهد تداوم این نوع همکاری‌ها باشیم.

وی افزود: تجربه انقلاب اسلامی نشان داده است که ظرفیت‌های ملت ایران بسیار عظیم و گسترده است و اگر عزم ملی و اراده ملی و همدلی در کارها باشد حرکت شتابان ملت ایران ده‌ها برابر چیزی است که امروز آن را تجربه کرده‌اید.

وی خاطرنشان کرد: در سی سال گذشته به رغم تحریم‌ها، محدودیت‌ها و بد اخلاقی‌ها، اتفاقات بزرگی در این کشور رخ داده و پیشرفت‌های بزرگی انجام شده است.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/07ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

در حالی این روزها را سپری میکنیم که کشورمان دستخوش فتنه های فراوانی است



متاسفانه اینقدر خودمان را دشمن شاد ندیده بودم..



این شلوغی ها را به هیچ وجه نمیتوان انقلاب نام نهاد / چرا که نه هدف مشخصی برای آن تعریف شده و نه رهبری قاطع و شناخته شده ای دارد...

تنها وتنها آتش کینه ها..عقده های سرکوب شده...حسادت ها...شکست ها...و رسوایی های شماری از مفسدان بزرگ شعله ور شده که نه در منطق بحث ومناظره توانستند آبروی بر باد رفته شان را جمع کنند...ونه منش سلطه جو و فرعونی آنان ذره ای محبوبیت در قلبها ی مردم باقی گذاشت.... با غوغا سالاری و تبلیغات آنچنانی دل بل کسب آرا بستند ولی حق پرستان در سکوت مظلومانه شان با سلاح دندان شکن آرایی که بر صندوقها ریختند بار دیگر موضع محکمشان را در برابر زیاده خواهان اعلام و با زبان بی زبانی (نه) محکمی به آنان گفتند...تا بدانند که خود فروختگی هایشان را همه حق بینان دیده اند و پشیزی

نزد مردم ارزش ندارند...جز نزد آنان که گول قران بر سر نیزه ها را خوردند و فریفته رنگ سبز ریا گشتند...

دوست داشتن که زوری نمی شود....محبوبیت که تحمیل سرش نمیشود....و به همین علت و هزاران علت ناگفته دیگر این فرعونان اشرافی پر رو و بی رحم و بیشرم نه تنها پایگاهشان را در بین مردم از دست دادند..که با مکیدن خون مردم..وخیانتی که به اعتماد ملی کردند تخم کینه و عداوت را در دلهای مردم بی پناه کاشتند...

اما آنان پیش بینی چنین روزی را هم کرده بودند...تا با ذخیره کردن پول بیت المال در حساب های شخصی شان در چنین روزی که منتخب بعدی مردم -تشت رسواییشان را از بام جهان انداخت... با هزینه کردن بودجه دزدیده شده ی ملت بر علیه ملت دسیسه چینی کنند...



ابزار آنان استفاده از جهل مردم و احساسات جوانان پاک برای مقاصد شوم خودشان است...مذهب علیه مذهب...

آنان که گاهی مصلحت نظام را بر مصلحت اسلام برتری میدادند امروز که مطرود نظامند مصلحت خود را بر مصلحت اسلام عزیزو نظام مقدس و مصلحت ملت مظلوم و شجاع برتری داده اند...که ازچشم تیزبین مومنان و مسلمانان دور وپوشیده نیست *
 وب سایت  
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/07ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

در اعتراض به هدايت آشوبگران در تهران صورت مي‌گيرد؛
امروز؛ تجمع دانشجويان در مقابل سفارت انگليس

خبرگزاري فارس: دانشجويان كشورمان امروز(سه‌شنبه) در اعتراض به دخالت‌هاي انگليس در امور داخلي ايران و نقش‌آفريني اين كشور در اغتشاشات اخير تجمع اعتراض آميزي را در مقابل سفارت اين كشور در تهران برگزار مي‌كنند.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، دفتر تحكيم وحدت، بسيج دانشجويي، اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان اعلام كردند كه در اعتراض به دولت خبيث انگليس به دليل دخالت در امور داخلي ايران و نقش‌آفريني در راه‌اندازي اغتشاش و آشوب در تهران و حمايت از آشوبگران، امروز در مقابل سفارت اين كشور در تهران تجمع اعتراض آميزي برگزار مي‌كنند.
اين تجمع ساعت 16 در مقابل سفارت انگليس در تهران آغاز مي‌شود.
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/02ساعت 1:58 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


روند آشکار شدن چهره نفاق و مخالفت صریح با ولایت، در بیانیه جدید موسوی!!!


تصویر بزرگ
میر حسین موسوی نشان داد که چندان بر پایه خرد و قانون که ادعایش را داشت حرکت نمی کند و مانند گروهک منافقین در ابتدای انقلاب که به حملات مسلحانه در حمایت از بنی صدر پرداختند، برخی نقاط را به آشوب و ویرانی کشیده و مردم بی گناه را مورد تعرض قرار دهند. در حالیکه انتظار میرفت بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر پایان اردوکشی های خیابانی نصب العین آقای موسوی قرار بگیرد، اما او در بیانیه جدیدش دوباره مردم را به اعتراضات خیابانی دعوت کرد.


به نقل از سایت قلم وابسته به میرحسین موسوی، در این بیانیه آمده است: " آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد...

آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است... "

جملات بالای آقای موسوی نشان دهنده مخالفت صریح او با رهبر معظم انقلاب اسلامی است. حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در خطبه های اخیر نماز جمعه 29 خرداد تصریح کردند که اینگونه بی قانونی ها است که به استبداد می انجامد و توهین به رئیس جمهور را در قالب دروغ گویی و خرافه پرستی محکوم کردند.

ایشان تاکید کردند: " از یک طرف صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونى کشور شد... تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به کى؟ به کسى که رئیس جمهور قانونى کشور است، متکى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، مى‏بینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند. "

و در جای دیگری فرمودند: " تن دادن به مطالبات غیر قانونى، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتورى است... "

واقعا معلوم نیست که آقای موسوی با چه اهدافی این جملات سخیف را به زبان آورده و اینگونه به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران و ایستادگی در برابر قانون می پردازد.


موسوی ادامه داد: " چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند. "

اما مقام معظم رهبری اینچنین تصریح کردند: " در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجى به کار افتادند و خط تخریب خیابانى شروع شد؛ خط تخریب، خط آتش‏سوزى، اموال عمومى را آتش بزنند، حریم کسب و کار مردم را ناامن کنند، شیشه‏هاى دکان مردم را بشکنند، اموال بعضى از مغازه‏ها را به غارت ببرند، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند؛ امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت. این ربطى به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‏نشاندگان سرویسهاى جاسوسى غربى و صهیونیست است. این کارى که در داخل، ناشیانه از بعضى سر زد، اینها را به طمع انداخت، خیال کردند ایران هم گرجستان است (!) "

قضاوت با شما !!!

حسین موسوی در جای دیگر آورده است: "اگر حجم عظیم تقلب و جابه‌جایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات می‌رسد. "

این در حالی است که رهبر مسلمانان جهان تاکید کردند: " من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته‏اند؛ دشمنان ملت ایران میخواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه‏ى جمهورى اسلامى است، میخواهند این را از جمهورى اسلامى بگیرند؛ میخواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند درباره‏ى این انتخابات و این اعتمادى را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند. "
و همچنین فرمودند:"مردم اطمینان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهورى اسلامى اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازه‏ى تقلب نمیدهد. این را هر کسى که دست‏اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت!"

و اضافه کردند: " این خط را از پیش از انتخابات هم شروع کردند؛ از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها میخوانند، تکرار میکنند که بناست در انتخابات تقلب بشود. میخواستند زمینه را آماده کنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفى را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است.  "


باز هم موسوی در جای دیگری از این بیاینه آورده است: " اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است..."  و گفته که: " در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم... "

اما اکنون لازم است به خطبه های رهبر عظیم الشان انقلاب نگاهی کرد: " ملت ایران! 22 خرداد یک حماسه بود. این حماسه، تاریخى شد، جهانى شد. اگرچه بعضى از دشمنان ما در اطراف دنیا خواستند این پیروزى مطلق نظام را، این پیروزى حتمى را، به یک پیروزى مشکوک و قابل تردید تبدیل کنند. حتّى بعضى خواستند این را به یک شکست ملى تبدیل کنند! " و در جای دیگری فرمودند: " مردم اطمینان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهورى اسلامى اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازه‏ى تقلب نمیدهد. این را هر کسى که دست‏اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند... "



موسوی گفت: " از ما خواسته می‌شود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی‌طرفی خود را به اثبات رسانده است."

او مردم را  دوباره به حرکات اجتماعی دعوت کرد: " با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندی‌هایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید...  ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند. "

و مقایسه با بیانات رهبری عزیز انقلاب اسلامی: " اگر نخبگان سیاسى بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا براى اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهایند. من به همه‏ى این آقایان، این دوستان قدیمى، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعه‏ى صدر داشته باشید؛ دستهاى دشمن را ببینید؛ گرگهاى گرسنه‏ى کمین‏کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسى را یواش یواش دارند از چهره‏هایشان برمیدارند و چهره‏ى حقیقى خودشان را نشان میدهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید. "

و تاکید می فرمایند: " زورآزمائى خیابانى بعد از انتخابات کار درستى نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است...  این تصور هم غلط است که بعضى خیال کنند با حرکات خیابانى، یک اهرم فشارى علیه نظام درست میکنند و مسئولین نظام را مجبور میکنند، وادار میکنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. "


همچنین در جای دیگری از خطبه ها فرمودند: " در عین حال بنده این را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسیدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زیر بار بدعتهاى غیرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتى دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‏اند، بعضى برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتى دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهاى درست، بر طبق قانون. "


و در پایان با جانشین برحق حضرت ولی عصر(عج) و امام زمانمان همنوا می شویم: " اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبروئى هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‏ى اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا کن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب این کشور توئى؛ صاحب این انقلاب توئى؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما. "
قضاوت با شما !!!

برای مطالعه اصل متون می توانید به آدرس های زیر مراجعه کنید:

بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران(29 خرداد):
http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=5613

بیانیه میر حسین موسوی(31 خرداد):
http://ghalamnews.ir/news-21179.aspx
                                                          
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/02ساعت 1:20 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

گزارش فرانس پرس از ايران/ اوضاع در تهران آرام است
تهران- خبرگزاري فرانسه در خبري از تهران از نبود نشانه هايي از تظاهرات در سطح اين شهر خبر داد.
در اين گزارش آمده است: بر اساس اعلام شاهدان عيني که با خبرگزاري فرانسه تماس گرفته اند، تا کنون هيچگونه نشانه اي دال بر برپايي تظاهرات در مناطق مختلف شهر تهران مشاهده نشده است.
فرد ديگري نيز اعلام کرد که ترافيک در تمام سطح پايتخت روان است و مغازه ها نيز باز هستند و به فعاليت خود ادامه مي
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 3:53 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

آقاي موسوي! از کدام "امام" سخن مي گوييد؟
دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري-دکتر اميرحسين ترکش دوز*:جناب آقاي موسوي ،به گونه اي از امام و انديشه او سخن گفته اند که گوئي چيزي جز مفهوم تحجر در بيانات و مکتوبات ايشان موجود نبوده است . حال آنکه التزام به خط امام التزام به تمامي مولفه هاي آن است .
جناب آقاي موسوي ،به گونه اي از امام و انديشه او سخن گفته اند که گوئي چيزي جز مفهوم تحجر در بيانات و مکتوبات ايشان موجود نبوده است . حال آنکه التزام به خط امام التزام به تمامي مولفه هاي آن است . برخورد گزينشي و يک سويه با انديشه و خط مشي امام از فردي که بيش از همه از صداقت و اخلاق سخن مي گويند شگفت انگيز است . البته هر فردي مي تواند انديشه و گفتار امام ، يا مولفه هائي از آن را نپسندد و پسند خود را نيز در چارچوب ضوابط در جامعه اظهار کند .اما آيا سخن گفتن از امام و خط او در عين مغفول گذاردن مولفه هائي از سيره سياسي امام ، برخوردي صادقانه است ؟ آيا امام در طول حيات سياسي خود و به خصوص در 10 ساله رهبري نظام ، تنها از تحجر سخن گفته بود و نسبت به آن حساسيت نشان مي داد ؟آيا اين امام نبود که بارها و بارها نسبت به اجراي احکام اسلام تاکيد کرده و حساسيت نشان داده بود ؟آيا هم او نبود که في المثل در جريان تعريض جبهه ملي به لايحه قصاص به سختي عليه ايشان موضع گرفت و حتي سخن از قرب ايشان به ارتداد گفت ؟ آيا يک شخصيت خط امامي نبايد بهره اي از حساسيت امام ، نسبت به اجراي احکام الهي و ضديت هائي که از سوي پاره اي از روشنفکران و سياستمداران عليه آن صورت مي پذيرد ، به خرج دهد؟ آيا اين امام نبود که عليه سلمان رشدي آنچنان که همه مي دانيم موضع گرفت ، آيا امام نبود که در اواخر عمر شريف خود ، عليه فردي که اسائه ادبي غير مستقيم را به ساحت حضرت زهرا(س) موضع گرفت؟آيا اين امام نبود که بارها و بارها در مورد التقاط و انحراف فکري حساسيت به خرج داد و اعلان موضع کرد؟ آيا به راستي امام نبود که حتي پيش از حرکت انقلاب فرهنگي از دانشجويان مسلمان خواست که دانشگاهها را در تراز فرهنگ اسلامي متحول کنند ،آيا هم او بارها عليه فرهنگ استعماري و غربزده موضع نگرفت؟آيا امام از ابتدا تا به انتهاي نهضت مقدس خود نظام جهاني سلطه را به چالش نکشيد و با ملل ستمديده اظهار پيوند نکرد؟ بلي ! امام اين کارها را بخردانه؛ مشروع ، اخلاقي و منضبط صورت مي داد و اتفاقا" مطالبه ما از داعيه داران خط امام ( ومن جمله جناب آقاي موسوي)مطالبه اي توامان است. يعني هم آن حساسيتها و دغدغه ها را در گفتار و خط مشي خود بروز دهند و هم به مناسب بودن شيوه ها توجه نشان دهند. آري امام عليه تحجر و ارتجاع موضع داشت اما اين موضع در کنار انبوهي از مواضع ديگر بود که فوقا" به آنها اشاره کرديم ما از ديگران انتظار نداريم که عين تعابير امام موضع بگيرند اماسخن بر سر اصل حساسيت و دغدغه ها است که بايد در گفتار و کردار يک شخصيت مدعي خط امام بروز داشته باشد.( چرا که شرط صدق کلام ايشان اين است) مشکل اين جااست که اصل اين دغدغه ها و حساسيتها در خط مشي داعيه داران اين روزهاغائب است.
تصور ابتدائي ما اين بود که راه جناب آقاي خاتمي توسط برخي از کانديداهاي محترم و مشخصا" آقاي موسوي در حال پيموده شدن است . اقدامات يا تعللهائي هم از جانب ما از سر اصلاحگري صورت پذيرفت که متاسفانه نه تنها بي فايده بود بلکه موجب اتلاف وقت و عدم روشنگري به هنگام شد. متاسفانه هر چه پيش تر آمديم ، اين بيم، شدت گرفته است که مبادا وضع از آنچه تصور ميشود هم وخيم تر باشد . در هيچ يک از ادوار انتخابات رياست جمهوري تا بدين حد شاهد شقاق و رودر روئي نيروهاي اجتماعي و حاد شدن تقابل آنها با يکديگر نبوده ايم . در هيچ دوره اي از انتخابات حتي در دوم خرداد 76 و انتخاباتهاي بعد از آن تقابل هواداران نامزدها بدين صورت که اين روزها و شبها در تهران و برخي ديگر از شهرها شاهديم خصمانه و ويرانگر نبوده است. به نظر مي رسد که سهم بيشتر در اين تقابل خصمانه از آن سنخ گفتار ، پيامهاي القائي به جامعه و سياستهاي انتخاباتي کانديداهاي مورد حمايت گروه هاي اصلاح طلب و مشخصا" جناب آقاي مهندس موسوي است . ايشان در طول فعاليتهاي انتخاباتي خود ، از يک سو بيش از حد و به گونه اي غير عادلانه نوک تيز حملات خود را عليه دولت فعلي گرفتند و نيروي اجتماعي هوادار آنرا عليه خود تحريک کردند و به موضع تقابل تام و تمام انداختند ( در صورتي که در مراحل اوليه فعاليتهاي انتخاباتي ايشان مرزبندي بسيار ضغيفي ميان ايشان با نيروي اجتماعي هوادار دولت موجود بود). سخن راني هاي يک سويه و ناهمدلانه جناب موسوي با لايه اجتماعي مذهبي و انقلابي در دانشگاها نيز در اين زمينه مزيد بر علت شد ( وضعيتي که تا بدين صورت حاد در گفتار جناب آقاي خاتمي هم موجود نبود).از جانب ديگرپمپاژ ايده هاي نسنجيده ، سطحي و غير علمي به عرصه اجتماعي همچون آنچه در طرح موضوع گشت ارشاد از ايشان شاهد بوديم ، شاخکهاي برخي لايه هاي اجتماعي خاص (که کمترين پيوندها را با سبک زندگي اسلامي و انقلابي دارند ) حساس کرده و آنها را به شکل انفجاري ( و نه تدريجي ومعقول) به ميدان سياست آورد.سياسي شدن بيش از حد، حباب گون ، مصنوعي، تهييجي، احساسي و انفجاري، آسيبي است که صرفاً در مورد يک انتخابات خاص آسيب زا نيست بلکه ثبات و نظم حداقلي جامعه را سست مي‌کند و ظرفيتهاي از هم گسيختگي اجتماعي را افزايش مي دهد . گو اينکه فضا را براي سربازگيري اغيار نيز فراهم خواهد ساخت. 12 سال پيش شاهد بوديم که گفتار جناب آقاي خاتمي که تا بدين حد نسجيده نبود انبوهي از نيروي اجتماعي و به خصوص جوانان را به يک باره سياسي کرد اما آن بزرگوار، نه تنها نتوانست از قبل سياسي کردن انفجاري جوانان و رويکرد جذبي خاص خود، ظرفيتهاي ثبات را در نظام افزايش دهد بلکه ظرفيتهاي فروپاشي را نيز در واپسين فرازها از دوران رياست جمهوري خود به نحو ناخواسته فزوني بخشيده بود . علاوه بر اينکه الگوئي که ايشان از حيث تعامل با جوانان عرضه کردنه تنها نتوانست مخاطبين را ديني تر و عقلاني تر کند بلکه نهايت کار انجمنهاي اسلامي شاهد اين مدعا است که از حيث تربيت هم رويکرد ايشان ،رويکردي موفق نبود. آسيبي که آنروزها از قبل بسيج انفجاري توده، نصيب جامعه، نظام و حتي شخص آقاي خاتمي شد اين بود که ايشان بخش وسيعي از توده غير سياسي را به ميدان سياست آورد، حال آنکه نه ظرفيت سازماني کنترل ايشان را داشت و نه از توانايي گفتاري هدايت آنها در چارچوب انقلاب برخوردار بود .اين همه، عيوب گفتار جناب خاتمي بود اما گفتار جناب آقاي موسوي در دو حوزه سياست داخلي و فرهنگ ناسنجيده‌تر و غير مسئولانه تر از گفتار آقاي خاتمي در دوم خرداد 76 تنظيم شده است .بخشي از مشکل در مورد آقاي موسوي ،پديده سياسي – فرهنگي نامطلوبي است که با بهره بردن از زمينه‌هايي در گفتار شخص آقاي موسوي ،حول ايشان شکل گرفته و بخشي ديگر از مشکل، ناظر به گفتار شخص جناب آقاي موسوي است که به گونه اي نسنجيده، غير مسئولانه و مهمتر از همه، غير ‌مکتبي تنظيم شده است. ذيلاً به برخي از شواهد اين مدعا اشاره مي‌کنيم:الف- استفاده از ابزارهاي پرريسک براي نيل به اهداف:مسئله کردن برخي موضوعات همچون گشت ارشاد گرچه به هر تقدير يک ظرفيت اجتماعي را آزاد کرده و ممد هدف ايشان خواهد بود، اما ناتواني در ارائه ي گفتار مکتبي در تراز انقلاب، اين ظرفيت را خوراک اغيار خواهد ساخت و ظرفيت آشوب را در جامعه افزايش مي‌دهد.ايشان براي راي آوردن مي توانستند يک لايه مرکزي را با شعارهاي اسلامي و انقلابي مورد خطاب قرار دهند و در لايه هاي بعدي به مسائل اقتصادي البته به نحو منصفانه بپردازند .ب- طرح ايده‌هايي که مرز روشني با ايده‌هاي سکولار ندارند:از اين قبيل ايده ها مي توان از طرح فرهنگ غير دولتي از جانب آقاي موسوي ياد کرد . نياز به ذکر نيست که حتي دولتهاي سکولار نيز داراي کار ويژه‌هاي آشکار توليد هنجارند و در اين صورت ، سخن گفتن از فرهنگ غير دولتي در يک حکومت مسلکي همچون جمهوري اسلامي ، عجيب جلوه مي کند..همچنين از طرح ناصواب" اجتناب از تفکيک خود و ديگري" مي توان ياد کرد که علاوه بر اين که در تحليلي خوشبينانه نشان دهنده ساده انگاري واقعيت هاي ناگزير زندگي اجتماعي و سياسي است ، در تباين با سياست ورزي مکتبي ارزيابي مي شودکه به ناگزير " خود و ديگري ساز "است( بگذريم از آنکه اين تفکيک، لازمه هر مسلک و نظام سياسي ولو ليبرال مي باشد) . آنچه مي توان از آن سخن گفت چگونگي برخورد با ديگري است ! نه کنار گذاردن اصل اين تفکيک! اجتناب از اين تفکيک، در صورتيکه در قالب توصيه‌اي به حکومت اسلامي صوتبندي شود معنايي جز توصيه حکومت اسلامي به يکي از لوازم سکولار شدن (ودر تحليلي خوشبينانه)براي تضمين بقاي خود ندارد. توضيحاً اين که اين توصيه، چند ماه پيش در قالب يادداشتي در سايت کلمه به قلم يکي از اعضاء حلقه اول پيرامون جناب آقاي موسوي، به صورت غير مستقيم صورتبندي شده بود. نويسنده آن يادداشت، با تحذير دادن جمهوري اسلامي نسبت به سرنوشت حکومت صفويه (که با رسميت بخشيدن به مذهب)خودي و ديگري مي‌ساخت، الگوي نادرشاهي را جلوي راه جمهوري اسلامي گذارده بوده که (با صرفنظر از مذهب رسمي )توانست يک امپراتوري ،تشکيل دهد.
ج- برخي ديگر از ايده‌هاي جناب آقاي موسوي، نماينده بي عنايتي ايشان به ادله تشکيل حکومت اسلامي است. در مورد برخي معضلات فرهنگي آقاي موسوي نصيحت يک پدر بزرگ را مؤثرتر از ابزارهاي جابره و زاجره حکومتي شمرده‌اند.اما ايشان عنايت نفرموده اند که اگر قرار بود صرفاً به ظرفيتهاي سنتي براي تحکيم احکام، اخلاق و عقايد اسلامي در جامعه اکتفا شود، اساساً چه نيازي به تشکيل حکومت بود. مگر امام و ديگر بزرگان در بحث از ولايت فقيه ضرورت وجود متولي براي اقامه حدود را از دلايل تشکيل حکومت اسلامي در عصر غيبت نشمرده‌اند ؟.اگر فلان ابزار حکومتي ناکارآمد بوده باشد دليل بر اين نيست که از نقش حکومت در به سازي فرهنگي و ضرورت ارائه برنامه در اين زمينه غفلت شود .وانگهي توجه دادن حکومت به کارگشا بودن نصيحت پدربزرگها در حل معضلات فرهنگي ، خبر از بي اعتنايي به تحولات اجتماعي، پيچدگي جامعه امروز و ميزان تأثير نهاد خانواده بر فرزندان اين زمانه مي دهد .
د- مشروعيت بخشيدن نا خواسته به ناهنجاريها:با تخفيف و تنازل مي شد از جناب آقاي مهندس موسوي پذيرفت که برخورد با برخي ضد ارزشها در جامعه رادر حد توان خود نبينند و اساسا" متعرض آنها نشوند. مثلا" مي توانستند نفيا" و اثباتا" متعرض بحث حجاب نشوند اما ايشان اين چنين نکردند و به گونه اي يک سويه به اين مسئله پرداختندو ازقبل اين پرداختن يک سويه ،فضائي پديد آمد که عاملين برخي ضد ارزشها گمان برند که چندان هم کار نادرستي انجام نمي دهند و مرتکب منکري نمي شوند .برخي اظهارات نامناسب از سوي همسر جناب آقاي موسوي در مورد مسائل زنان به خصوص تجليل اغراق آميز و غير مسئولانه از برنده ايراني جايزه صلح نوبل از اين پيامد سوء برخوردار بوده وهست که رويکرد خاص برنده مزبور و نحوه رفتار ايشان در کشف حجاب و برتري دادن به قوانين بشري برقوانين الهي، نزدجوانان کم اطلاع مشروع و به هنجار انگاشته شود. ايشان در اين زمينه هم مي توانستند نفيا" و اثباتا" متعرض شخصيت ياد شده ( يعني برنده جايزه مزبور) نشوند ، اما پرداختن اين چنيني به نامبرده؛ در راستاي کوشش برخي، براي شخصيت سازيهاي کاذب براي جامعه ما قرار مي گيرد.
ه-مسئله کردن شبهه مسئله ها: مقصود از شبهه مسئله ها، موضوعاتي است که اساسا" مسئله نيستند و صرفا" در مورد آنها "توهم مسئله بودن" مي شود يا آنکه خود،" مسئله "نيستند ، بلکه نتيجه يا لازمه موضوعاتي ديگرند که في الواقع آنها، " مسئله" اند اما مورد غفلت قرار گر فته اند.به عنوان نمونه مي توان از تاکيد مفرط و سطحي بر موضوع دانشجويان ستاره دار يا طرح مسئله گشت ارشاد يا تلويزيون خصوصي يا تحذير و اعتراض نسبت به عدم تعدي به حوزه خصوصي افراد يا نقد شيوه سرکوب گرانه در مورد حجاب از سوي همسر جناب آقاي موسوي ياد کرد .اين همه ،نشان دهنده اين است که تحليلي واقع بينانه، منصفانه ،همه جانبه نگر و مکتبي از آشفتگيهاي سياسي-فرهنگي موجود ،مبناي گفتار جناب آقاي موسوي قرار نگرفته است .
و-بي عنايتي به مسائل واقعي: در اين زمينه مي توان به مسئله استضعاف اشاره کرد . استضعاف در بافت معنائي قرآني، مفهومي پر مايه و چند جانبه است که "فرودستي نابه حق از حيث منزلت "را نيز در بر مي گيرد ( و لذا بانوي عفيفه و محجبه اي که در يک محيط اجتماعي به جهت" التزام "خود تحقير مي شود مصداق بين مستضعف است) در اين صورت، کانديدائي که به مسئله استضعاف توجه دارد بايد به اين فرودستي هاي نا به حق در عرصه اجتماعي بي توجه نباشد.( يا حداقل به آنها نيز توجه کندنه اينکه محور گفتار خود را به صورت يک جانبه بردغدغه هاي طرف مقابل گذارد) .باز هم در اين زمينه مي توان ازبي توجهي به ابعاد فرهنگي سر مايه داري و حتي در پيش گرفتن خط مشي اي ياد کرد که تقويت کننده ابعاد فرهنگي سرمايه داري است . جناب آقاي مهندس موسوي چند بار ( که البته نسبت به ديگر نقاط تاکيد ايشان اقلي است )در تقبيح جامعه سوداگر سخن گفته اند . حال سوال اين جا است که آيا جامعه سوداگر از فرهنگ، سبک زندگي ، و پايگاه اجتماعي متناسب با خود برخوردار نيست؟ و آيا ايشان با آنها در گير شده اند يا نا خواسته با آنها پيوند خورده اند؟ در حوزه اقتصاد نيز در بحث از شرايط منجر به استضعاف، مسئله " ساختاراستثماري" در گفتار جناب آقاي موسوي مغفول بوده و ظاهرا"به مشهوراتي از قبيل خصوصي سازي تمکين کرده اند .
ز- در نقد نارسائيهادر عملکرد دولت فعلي و طرز رفتار دولت مردان، منصفانه برخورد نشده و تصوير ي يک جانبه و معوج به مخاطبين ارائه مي شود. عادلانه نيست که خلاف گوئي و بي ضابطگي و بي صداقتي و ساختار شکني به نحو غير منصفانه در دولت فعلي متمرکز شود.تو گو ئي کاخ رفيع اخلاق تا پيش از اين به دست با کفايت برخي در جامعه ما قد برافراشته بود و اين دولت است که کمر به هدم آن گمارده است. خير ! حريم اخلاق در جامعه ما قبلا" هم کما بيش با تعدي هائي مواجه بوده است در اين زمينه هم احساسي و يک سويه نبايد برخورد کرد .و اين تعدي هاي ضد اخلاقي را بايد از همه جوانب در نظر گرفت. به خصوص آنکه بخش بزرگي از اين تعدي غير دولتي است واز فرهنگ عمومي جامعه برمي خيزد . گروه هاي مخالف نظام از ملي - مذهبي گرفته تا غير آن نقش پر رنگي دراين قبيل تعدي ها داشته اند. تاکيد مي کنيم که سخن بر سر ناديده گرفتن اشکالات دولت نيست بلکه مقصود، التزام به همه جانبه نگري و انصاف است .خوشبختانه حافظه تاريخي ما هنوز از کار نيافتاده است بازي با آمار( به خصوص در زمان جناب آقاي هاشمي رفسنجاني)، برخي پنهان کاري هاي نا به جا ، و بي ضابطگي ها و بي صداقتي ها در گذشته هنوز در يادها است . گروهي که امروز از اخلاق سخن ميگويند ، در گذشته، عملکرد مناسبي نداشتند. از اين رو ، ريشه برخي از نا بهنجاريهاي موجود را بايد در گذشته جست. وانگهي ،آيا مي توان بسياري از خلاف ها را از موتلفين امروزخود ناديده گرفت و در مورد طرف مقابل فرياد برآورد ؟آيا مي توان رقيب انتخاباتي را بي ادب خواند اما خود در مقابل طرف مقابل گفت :"دولت کف بين ورمال نمي خواهيم"؟!
5- در مورد اهميت و ميزان تأثيرگذاري انتخابات در تحولات سياسي فرهنگي يک جامعه و مشخصاً جامعه ما در مقطع کنوني نبايد اغراق کرد. اغراق در اين زمينه موجب مي‌شود که از نارسائيها و عيوبي که خاص يک جناح ، گروه ، شخص و جناح نيست و تقريباً در تمامي گروهها و جناحهاي ديگر مشهود است غافل شويم علاوه بر اين که وظيفه اصلي خود که" کارفکري "،" سازمان دهي اجتماعي" و "خيز برداشتن براي تحولي مؤثر و اصولي و در تراز آرمانهاي انقلاب در عرصه سياسي" است را از ياد ببريم و در دام منازعات مقطعي و زود گذر بيافتيم از ديگر آفات اغراق در اهميت انتخابات و اصالت بخشيدن به آن (و آنرا فرع چالشي بنيادي تر نديدن) اين است که هويت ما به عوض سامان يافتن حول اصول و ارزشها ،در قالب هويتهاي انتخاباتي و حول يک کانديدا يا جناح شکل بگيرد. در چالش انتخاباتي موجود ما با يک مشکل اصلي روبروئيم .مشکل اصلي مجموعه‌اي از ايده هاي سطحي سنجيده، غير مسئولانه غير علمي، عوام پسند و مطابق با ذوق زمانه است که خط مشي اي غير عقلاني و تهييجي را درعرصه اجتماعي پيشه کرده و مخاطبين بسيج شده آن در حيطه اجتماعي از بيشترين ميزان تمايلات گريز از مرکز نسبت به مخاطبين ديگران برخوردارند . مشکل اصلي پديده اي است که اين روزها به اسم اصلاحات يا گفتمان مستقل عرضه مي‌شود و مسائل واقعي انقلاب و جامعه را مغفول مي‌گذارد و توده وسيعي از اجتماع را آماج آسيبهاي فرهنگي و سياسي خود مي‌سازد .
__________________________________________________
*معاون اسبق موسسه مطالعات دين و اقتصاد-عضو سابق دفتر مهندس ميرحسين موسوي
مديرمسئول و سردبير دوهفته نامه الکترونيکي احياء
منبع: سايت احيا ، تلخيص دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي(ايرنا
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 3:51 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

فرزند فائزه هاشمي رفسنجاني

مادرم به عنوان عامل آشوب بازداشت شد

فائزه هاشمي رفسنجاني كه سه‌شنبه هفته‌ي قبل در تجمع غيرقانوني ميدان ونك حاميان ميرحسين موسوي را به ادامه دادن به تجمعات فراخوانده بود، عصر شنبه نيز در تجمع غيرقانوني خيابان آزادي تهران حضور يافت كه از سوي نيروهاي امنيتي بازداشت شد.

به گزارش رجانيوز، حسن لاهوتي فرزند فائزه رفسنجاني نيز عصر امروز (يكشنبه) در گفت‌وگو با تلويزيون بي‌بي‌سي فارسي بازداشت مادرش به عنوان عامل آشوب را تأييد كرد.

وي در اين زمينه توضيح داد: در راهپيمايي روز شنبه در خيابان آزادي ساعت 5 بعد از ظهر، مادر، خواهرم و يكي از بستگان از سوي افراد غير انتظامي بازداشت شدند‏.‏

لاهوتي گفت: مادرم را بعد از شناسايي و نه به‌عنوان تظاهركننده بازداشت كردند‏. نيروهايي كه ايشان را بازداشت كردند، نيروهاي انتظامي نبودند، بلكه نيروهاي امنيتي بودند‏.‏

وي در پاسخ به سؤال بي‌بي‌سي درباره اتهام وارده به مادرش گفت: تشويق مردم براي تظاهرات و شركت خود وي در اين تظاهرات. يعني وي را به‌عنوان عامل آشوب بازداشت كردند‏.‏

لاهوتي همچنين ادعا كرد: به همراهان مادرم گفتند كه مي‌توانند بروند، ولي خود ايشان (فائزه هاشمي) بايد بمانند و تعهد بدهند‏.‏

گفتني است روز پنج‌شنبه تعدادي از دانشجويان در تجمع مقابل دادستاني تهران درخواست بازداشت و محاكمه فائزه هاشمي را به اتهام تحريك و دعوت مردم به حضور در تجمعات غيرقانوني و آشوب‌ها را مطرح كرده بودند.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 3:34 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


1388/03/22
بسم الله الرحمن الرحیم

                                              


همان طور كه انتظار مي رفت، متأسفانه تخريب گران و شايعه سازان كه ديگر امروز همه مردم اهداف آنان را به خوبي مي شناسند، در اين ساعات آخر اقدامات خود را تشديد كرده اند. در این خصوص  لازم ميدانم نكاتي را متذكر شوم:

1- دولت نهم از نخستين روزهاي فعاليت، عزم خود را براي مبارزه با اشرافيت برخي مسوولين و برخورد با فساد جزم كرده بود. ما در اين چهار سال سعی کردیم تا جايي كه مي توانيم بدون سر و صدا به مبارزه با اشرافيت و فساد بپردازيم تا هم آرامش كشور و مردم عزيزمان حفظ شود و هم فشار ناشي از مبارزه با زياده خواهان به مردم منتقل نشود.

چه بسيار دست هاي زياده خواهي كه از سفره بيت المال قطع، و چه بسيار اموالي كه از اسراف و اتلاف آن جلوگیری شد.

ما در اين چهار سال با همه توش و توان خود بر عهد و پیمانی که با مردم بستیم وفادار مانديم. اما در آستانه انتخابات،جريان ويژه خوار، فرصت طلب و تمامیت خواهی  كه خود را در آستانه انزواي كامل مي ديد دست به اقداماتي زد كه چاره اي جز افشای پاره ای از حقایق و واقعیات باقي نگذاشت.

افشاي پشت پرده اين جريان لازمه ادامه مبارزه با پديده اشرافيت بود كه در زمان خود به انجام رسيد.

اعلام مستقيم و آشكار و زودهنگام اين مسایل، اگرچه از فشارهای وارده بر دولت می کاست  اما هزينه هاي زيادي را به مردم تحميل مي كرد. ما هرگز در مبارزه با مفاسد كوتاهي نكرديم و به فضل الهي و با حمايت مردم، اين مسير را با تمام توان ادامه خواهيم داد. البته باز هم تأكيد مي كنم كه دولت ادامه اين مبارزه را با  آرامش دنبال خواهد کرد و اجازه نخواهد داد كه فضاي  عمومي كشور ملتهب شود.



2- مي گويند در اين دوره به مسائل فرهنگي توجه نشده، با موسسات انتشاراتی برخورد شده، و در مقابل افکار و اندیشه های خرافی و انحرافی ترویج شده است!

این درحالی است که تا کنون در اين دولت بیش از 1450  موسسه انتشاراتی مجوز نشر گرفته اند و  تنها چهار موسسه انتشاراتی آن هم به دليل ترويج افكار و انديشه هاي خرافي و انحرافي تعطيل شده اند! اين آمار، با ارقام و اعداد مشابه در هيچ دوره اي قابل قياس نيست. ببینید دروغ پراکنی و شبهه سازی مخالفین دولت تا بکجا است!



3-تلاشهاي اين دولت براي تكريم حقیقی شان و منزلت زنان بي سابقه است. وقتي مي بينم عده اي فقط در ايام انتخابات به ياد زنان مي افتند و با كارهاي نمايشي قصد فريب و استفاده ابزاري از موضوع بانوان را دارند تأسف مي خورم. کدام شاهد صادقی است که بتواند حمایت این دولت از بانوان و تقويت جايگاه زنان و خانواده را منکر شود. انتصاب نمايشي چند زن بعنوان مدير يا  وزير مشكلي را از عموم  زنان حل نمي کند و ما هرگز حاضر به فريب افكار عمومي نبوده ايم. انتصاب بانوان در پست های مدیریتی در این دولت  بر اساس شایستگی و توانمندی های علمی و اجرایی آنان بوده است.



4-بيشترين ضربه به مافياي تهيه و توزيع مواد مخدر در دولت نهم وارد شده است. ما چون اقدامات قبلي را كافي نمي دانستيم براي برخورد قاطع با اين پديده شوم مطالعه، برنامه ريزي و سازماندهی  دقيقی  كرديم. در كنار مبارزه مستقيم با اعتياد، دولت راهكارهای اصولي را برای  اشتغالزايي و تقويت بنيان خانواده و تسهيل ازدواج جوانان و افزايش آگاهي هاي فرهنگي دنبال می کند. برنامه ديگر دولت در اين زمينه حمايت از خانواده هاي آسيب ديده و كمك به نجات مبتلايان بوده است.



5-پاكدستي و سلامت این دولت و خدمت صادقانه و بی منت آن بر کسی پوشیده نیست. مدتي است جنجال راه انداخته  و به استناد گزارش تفريغ بودجه ديوان محاسبات نقل محافل كرده اند كه يك ميليارد دلار از پول نفت گم شده است! شايعه سازان و طراحان اين شبهه خود بيشتر از هر كسي مي دانند كه اولا ساخت دولت نهم و خدمتگزاران ملت از اين تهمت ها به دور است و ثانيا در اظهارات مسوولين ديوان محاسبات هم بارها آمده است كه دراين موضوع تخلفي صورت نگرفته بلكه اشتباه محاسباتي است كه با توضيحاتي كه همكاران من داده اند چگونگی آن روشن شده است. از  آگاهان به امور مالي و محاسباتي می پرسم كه چه زمانی می توان نتایج  ناشي از رسيدگي ها را تخلف نامید؟ مگرنه اين است كه نتايج رسيدگي بايد به دادسراي ديوان محاسبات برود و دادستان پس از بررسي گزارش، دادخواست صادر نمايد و سپس هيأت هاي مستشاري مبادرت به صدور رأي نمايند و در آخرين مرحله هم محكمه تجديدنظر ديوان محاسبات، حكم به وقوع تخلف دهد؟ آيا اين مراحل طي شده است؟ جز آنها كه به دنبال بهانه براي ضربه زدن به دولت هستند آيا كسي مي تواند بگويد نتايج رسيدگي هاي حسابرسان ديوان محاسبات موید وقوع تخلف است؟ من بر اين گمانم كه در پشت پرده اين اظهارات کذب، توطئه ای برای خدشه وارد کردن به پيكره دولت اسلامی در جریان است.

6-از ديگر موضوعاتي كه بهانه حمله به دولت قرار داده اند بحث واردات چاي خارجي به كشور و ضربه زدن به تولید داخل بوده است. متأسفانه شايعه پردازان هيچ گاه به مستندات و سابقه موضوع اشاره نکردند. واقعیت این است که سازمان چاي، در دولت قبل منحل گردید و به چای کاران گفته شد که به ازاي حذف هر هكتار از باغات چاي هفتصد هزار تومان به آ نها وام داده خواهد شد! البته بماند كه از قِبل حذف سازمان چاي و حذف توليد چاي داخلي عده اي خاص منتفع و از محل واردات بي رويه چاي پول كلاني به جيب زدند .آن چه که در اين دولت بدان اهتمام شد توجه و مساعدت بیشتر به چایکاران و احیای مجدد سازمان چاي براي ياري رساندن به چايكاران شمال كشور بود.

7-از همان روزهاي آغازين دولت دغدغه من این بود یك فرد بازنشسته عائله مند با داشتن عروس و داماد و ... چگونه مي تواند با حقوق و مزاياي یکصدو بيست هزار تومان امرار معاش كند؟! تا اینکه با تلاش و برنامه ریزی گسترده  بحمدالله این مشکل تا حدودی برطرف شد و دريافتي اين قشر ارزشمند و پرافتخار جامعه اصلاح گردید. حقوق و مزاياي ديگر کارمندان و مستمری بگیران  جامعه نيز به همين منوال ترميم شد و افزایش یافت اگرچه معتقدم هنوز تا نقطه مطلوب فاصله داریم. می فرمایند که چرا اين كار را دير انجام داده ايد؟عجبا! مسئله مهمي كه ساليان دراز مغفول مانده بود و  از ابتداي دولت نهم روي آن كار شد و در اولين فرصت ممكن يعني سال 1387  عملي شد را به عنوان نقطه ضعف این دولت برمی شمارند!

جالب است که مخالفین دولت اصلا به روی خود هم نمی آورند که پرداخت های دولت صرفا بر اساس بودجه مصوب مجلس است و دولت راسا امکان و اختیاری برای پرداخت های اضافی ندارد.

8-از جمله بهانه هايي كه وسیله تخریب دولت قرار گرفت، انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور بود. همگان مي دانند كه نظام برنامه ريزي كشور در دولت نهم نه تنها از بین نرفت، بلکه  با اصلاحات به عمل آمده تقویت و تحکیم شد. براي اطلاع ملت شريف ايران  به اختصار مي گويم که مستندات قابل توجهي مبني بر ناكارآمدي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در اين دولت و دولت هاي قبلي وجود دارد.

كاهش قدرت كارشناسي، كم رنگ شدن وظايف نظارتي،  ضعف نظام برنامه ریزی، درگیر شدن با فعاليت هاي جاري و اجرايي، انعطاف ناپذيری، حاکمیت فرهنگ بوروکراتیک بر ماموریت سازمانی و ... جملگی از دلایل ایجاد تغییر در سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور بود. آگاهان مي دانند كه در قانون اساسي نامي از سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور برده  نشده است و صرفا مسووليت برنامه و بودجه كشور بر عهده رييس جمهور می باشد. در دولت نهم به جهت ايجاد ساز و كار مطمئن و كارآمد، براي توجه بيشتر  و بها دادن به تفكر و فرايند كارشناسي در اداره امور كشور، اين سازمان به دو معاونت رييس جمهوری تبديل شد تا  ضعف ها و نارسایی هایی که ساليان سال همه دولت ها را رنج مي داد و خود به مانعي در برابر پيشرفت كشور تبديل شده بود برطرف شود. اگر همه اسناد و مكاتبات داعيه داران امروز در خصوص ناكارآمدی سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق منتشر شود معلوم خواهد شد كه سياست بازي ها تا چه اندازه بر منافع ملت سايه افكنده است. ما معتقدیم که دستگاه ها و سازمان ها به خودی خود دارای اصالت نیستند بلکه آنچه اصالت دارد انجام صحيح مأموريت و وظايف براي پيشبرد اهداف كشور و تامین منافع مردم است.

9- دولتي را كه تعهد و دیانت اعضایش شهره خاص و عام است به دوری و بی اعتنایی به علما و روحانیت متهم می کنند! در اين زمينه فقط به چند نكته کوتاه اشاره مي كنم:

براي اولين بار دولت ارتباطات خود را با علما و حوزه هاي علميه به صورت نظام يافته و مستمر طراحي و اجرا كرده است.

ارتباطات تنگاتنگ دولت با علما و روحانيون در اقصي نقاط كشور به منظور  بهره گيري از فیوضات اخلاقی و معنوی و  ديدگاههاي فقهی، علمی آنان بر قرار است.

چگونه ممکن است دولتي كه گفتمانش ،گفتمان امام و انقلاب است، به عدم ارتباط و تعامل با علما و حوزه هاي علميه متهم شود؟

گفتنی ها بسیار است اما در این مجال کوتاه به این مختصر اکتفا می کنم و باقی سخنان خود با شما را به فرصت نزدیک دیگری وا می نهم. از خدای متعال می خواهم که همواره ما را در صراط مستقیم خود ثابت قدم و استوار بدارد. عزیز و سربلند باشید.

پيوند پيوند ثابت

نوشته شده توسط محمود احمدي نژاد در ساعت 05:18

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 3:3 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


نامه سرگشاده بسیج‌دانشجویی تهران به موسوی


                                                                                   

سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی - ویژه انتخابات : بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ در نامه ای سرگشاده به میرحسین موسوی تصریح کرد: جناب آقای موسوی مطمئن باشید این مرکبی که شما بر آن سوار شده اید یا شما را زمین می زند و یا به ناکجا آباد می برد.

به گزارش شبکه خبر دانشجو، متن کامل این بیانیه به این شرح است:

حضور کاندیدای محترم انتخابات ریاست جمهوری دهم

جناب مهندس میرحسین موسوی

حضور بی نظیر مردم در انتخابات ریاست جمهوری در حالی حیرت و بهت تمام رسانه و خبرگزاری های بیگانه را به دنبال داشت که متاسفانه برخی مسائل و صحبت های بعد از انتخابات در هفته گذشته سعی بر کمرنگ نمودن و تلخ کردن این حماسه بزرگ داشت، نظر به اینکه جنابعالی در هفته گذشته عکس العمل هایی را نسبت به روند برگزاری انتخابات داشته اید، توجه شما را به چند نکته ذیل جلب می نماییم.

امید است برخی سوالات و شبهات پیش آمده در روزهای گذشته که در ادامه بدان اشاره می گردد با پاسخ های شفاف و صادقانه شما همراه باشد:

جناب مهندس موسوی!
آیا این جمله امام را به خاطر دارید که فرمودند «مردمی که به قانون اساسی رای دادند منتظرند که قانون اساسی اجرا شود، نه هر کس از هر جا صبح بلند می شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسی را قبول ندارم. نه! همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید، ولو بر خلاف رای شما باشد؟!»

آیا شما شورای نگهبان را قبول دارید؟ آیا شما قانون اساسی این کشور را قبول دارید؟ آیا شما قبول دارید که باید به تمامی جزئیات قانون عمل شود یا آنجایی که به نفع شما نیست آن را زیر پا می گذارید؟

شما بارها در صحبت ها و مناظرات تلویزیونی طرف مقابل خود را به قانون گریزی و عدم تمکین به قانون اساسی به عنوان معیاری شفاف متهم نموده اید، حال سوال اینجاست که شما که داعیه دار قانون مداری می باشید رفتارتان با مسیرهای معین قانونی تطابق دارد؟

آیا اینکه قبل از اعلام نتایج رسمی انتخابات، در حضور خبرنگاران اعلام پیروزی نمایید، قانونی است؟ آیا اینکه بدون مجوز قانونی از دستگاه های ذیربط مردم را دعوت به تجمع خیابانی نمایید و بعد با حضور در بین آ‌نان به ایراد سخنرانی بپردازید، برخواسته از دل قانون است؟ آیا اینکه در برنامه های گوناگون با استفاده از صفاتی مانند رمالی، خرافه گری و دروغگویی به رئیس جمهور منتخب ملت توهین کنید خلاف قانون صریح جمهوری اسلامی نمی باشد؟

آیا شما پاسخگوی عواقب پیش آمده در این تجمعات غیرقانونی که با دعوت شما و ستاد شما صورت پذیرفته می باشید؟ آیا حاضرید که فرزندان خود شما در این تجمعات و درگیری ها توسط اوباش آسیب ببینند؟ آیا به خانواده های کشته شدگان این حوادث حق می دهید که از شما به عنوان دعوت کننده و بالطبع متولی تجمعات شکایت نمایند؟

جناب مهندس موسوی!
شما که بارها در صحبت ها و نطق ها و مناظرات خود به حفظ کرامت مردم تاکید داشته اید، مردم را برای چه می خواهید؟ آیا کرامت مردم و حفظ شأن ملت تا زمانی است که طرفدار شما باشند و شما را برگزینند؟ مگر شما نبودید که اعتقاد داشتید طبقاتی کردن مردم صحیح نمی باشد، پس چرا می خواهید مناطقی از شهر تهران برای کل کشور تصمیم بگیرند؟ آیا شما مدعی هستید مردم آن روستایی که در نقاط دور افتاده کشور واقع هستند رایشان با مردم شهرستان ها و رای مردم شهرستان با رای مردم تهران ارزشی متفاوت دارد؟ پس چرا به رای کل ملت تمکین نمی نمایید؟

جناب مهندس موسوی!
آیا شنیده اید مشاور و همسر محترمتان در مصاحبه با شبکه فارسی بی‌.بی‌.سی فارسی چگونه به فهم و شعور ملت توهین نمودند؟ پس چرا از کرامت انسانی حمایت نمی کنید؟

آیا اینکه شما داماد یک دیاری به شمار می آیید دلیلی بر این است که مردم آن منطقه حتما به شما رای می دهند؟ آیا نمی توان این را گفت که اتفاقا چون آنها شما را بهتر می شناسند به شما رای ندادند ؟ آیا تعصب قومیتی و قبیله ای را که مربوط به عصر حجر بوده بر شعور و فهم ملت ترجیح می دهید؟

جناب مهندس موسوی!
«پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیب نرسد»، جنابعالی که به احیای گفتمان امام و پیاده نمودن فرمایشات ایشان در جامعه تاکید داشته اید آیا جمله مذکور را از آن حضرت امام می دانید؟ آیا اطلاع دارید که یکی از شروط کاندیدا شدن در هر انتخابات التزام عملی به ولایت فقیه می باشد؟ متاسفانه دیروز شما را در بین نمازگزاران نماز جمعه رویت ننمودیم، آیا فرمایشات مقام معظم رهبری را برایتان به صورت صحیح و بی پرده بازگو نمودند؟ آیا شنیدید مقام معظم رهبری تاکید نمودند از مجاری قانونی اعتراضات را پیگیری نمایید و کاروان کشی خیابانی نداشته باشید؟ آیا شنیدید مقام معظم رهبری تاکید نمودند فکر نکنید با تجمعات خیابانی می توانید فشاری وارد نمایید؟

ان شاءالله که همه فرمایشات مقام معظم رهبری را شنده اید، آیا عمل بر خلاف فرمایشات ایشان عدم التزام عملی به ولایت فقیه نمی باشد؟ مگر نه این است که افرادی که قانون اساسی جمهوری اسلامی را قبول ندارند ( که مهمترین اصل آن ولایت فقیه می باشد) و به آن عمل نمی کنند از ابتدا نباید تایید صلاحیت می شدند؟

جناب مهندس موسوی!
آیا خاطرتان هست که امام فرمودند اگر حرفی زدید که دشمن شما شاد و خرسند شد باید به خودتان شک کنید و این معیاری روشن است. آیا شما به خودتان شک نمی کنید که چرا رسانه های بیگانه و برخی سران کشورهای زورگو برای شما سوت و کف می زنند آیا اساسا اینان را دشمن می شمارید؟ همنوایی و همصدایی شما با برخی موضوعات با دشمنان مسلم اسلام چه معنی دارد؟ لطفا بفرمایید این احیای گفتمان امام مربوط به کدام صحبت های ایشان می باشد؟ آیا شما هم علاقه مندید گزینش شده با اسلام و فرمایشات امام برخورد نمایید؟

کلام آخر اینکه؛ جناب آقای موسوی مطمئن باشید این مرکبی که شما بر آن سوار شده اید یا شما را زمین می زند و یا به ناکجا آباد می برد، نظام اسلامی ما حوادثی به مراتب سخت تر از این را هم پشت سر گذاشته است پس مراقب باشید که بعد از خاتمه این جریانات روسیاهی آن دستاورد شما نباشد.

شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 2:49 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


طرفداران موسوی مسجد لولاگر را به آتش کشیدند


تصویر بزرگ

سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی - ویژه انتخابات : حامیان میرحسین موسوی که اراذل و اوباش و برخی گروهک‌ها با آنها همراه شده بودند، دقایقی پیش مسجد لولاگر در خیابان آذربایجان را به آتش کشیدند که این آتش‌سوزی همچنان ادامه دارد.

به گزارش فارس، علی‌رغم اینکه مجمع روحانیون مبارز تجمع خود را هرچند دیرهنگام لغو کرد، اما موسوی تاکنون این تجمع غیر قانونی را لغو نکرده و تنها به اراذل و اوباش و گرهک ها بهانه داد تا مردم را مورد آزار و اذیت قرار دهند.

افرادی در این تجمع غیر قانونی به عنوان حمایت از موسوی و در کنار آنها عناصر گروهک‌های تروریستی و اراذل و اوباش مشاهده می‌شدند با حمله به اموال عمومی درصدد آشوب برآمدند.

ارذال و اوباش و حامیان موسوی و گروهک های تروریست به تخریب‌ و غارت مغازه ها، آتش زدن خودروهای مردم و بانک‌ها و حمله به عابرین مبادرت کردند.

اوضاع هم‌اکنون تحت کنترل نیروهای نتظامی است و بسیاری از اراذل و اوباش و عوامل گروهک‌ها دستگیر شدند و این دستگیریها ادامه دارد.

این در حالی است که موسوی همچنان در ارتباط با غیرقانونی بودن این تجمع موضعی نگرفته و تنها به یک نامه کلی درباره ابطال انتخابات بسنده کرده و آرای میلیونی ملت را نپذیرفته است.
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 2:44 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


نامه فرمانده نیروی انتظامی به میرحسین موسوی وخاتمي




  


:  نیروی انتظامی
 درباره حوادث اخیر نامه ای خطاب به میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نوشت.


‌به گزارش فارس، متن این نامه به شرح زیر است.
جناب آقای میرحسین موسوی

سلام علیکم

ایجاد امنیت کم‌ترین وظیفه نیروهای انتظامی است که تاکنون بنا به ملاحظاتی، با همه بی قانونی‌هایی که تحت لوای هواداری از شما صورت گرفته، ناگزیر از کنار وظائف ذاتی خود با غمض عین عبور کرده‌ایم و تازه مورد اتهام هم قرار می‌گیریم‌!
آنان‌که انتظار این همه خویشتن داری را از پلیس نداشتند تا این‌جا خواب‌های خود را بی‌تعبیر دیده‌اند. مجروح شدن حدود 400 تن از نیروهای خدوم ناجا، گر چه دل را به درد می‌آورد ولی‌ از آن دردآورتر تهمت حمله و تهاجم به صفوف مردم است.
از این رو لازم می‌دانم نکاتی را خدمت جناب‌عالی عرض نمایم:
1- نیروی انتظامی به واسطه برآوردهایی که به صورت مستمر از فضای عمومی جامعه دارد سعی نموده است که همواره مقتضیات زمان و مکان را با درایت و هوشمندی در تأمین حفظ نظم و امنیت، مدنظر داشته و بر این اساس با کم‌ترین هزینه بیش‌ترین بهره‌وری را کسب نماید و در این فضا، تعامل منطقی با جامعه بعنوان یک راهبرد اساسی فراروی ناجا قرار دارد.
2- بر مبنای برآوردهای اجتماعی از فضای ایام انتخابات، نیروی انتظامی سعی کرد با درک شرایط و احساسات قطبی شده ایام تبلیغات انتخاباتی، فضای مساعد را برای طرح دیدگاه‌های هواداران و شادابی بخشیدن به فضای جامعه فراهم سازد و با تمام توان با کنترل احساسات طرفین از بروز هرگونه درگیری جلوگیری کند.
3- گرچه در ایام تبلیغات انتخاباتی بسیاری از رفتارها چون ایجاد ترافیک سنگین، اختلال در روند عادی زندگی مردم و راهپیمایی های خیابانی که عمدتا مغایر با قانون بود و نیروی انتظامی وظیفه قانونی ممانعت را داشت، با خویشتن داری و بردباری تحمل کرد که این امر مورد تقدیر ستادهای انتخاباتی کاندیدای محترم قرار گرفت.
4- در روز انتخابات، ناجا با تمام توان، فضای امن را در اقصی نقاط کشور فراهم ساخت و در سایه رعایت ضوابط قانونی بستر امن حماسه 22 خرداد فراهم گردید.
5- پس از اعلام نتایج انتخابات، هواداران جنابعالی در یک اقدام غیرقانونی با هجوم به خیابانها و برهم زدن نظم و امنیت عمومی فضای جامعه را به هم ریختند و در سایه این بی نظمی و بی قانونی عده ای سودجو و اراذل و اوباش به تخریب اموال عمومی، مزاحمت برای مردم، آتش زدن خودروها و موتورسیکلت های مردم، شکستن شیشه بانک ها، مغازه های هموطنان پرداختند و در این میان خود شما و هوادارانتان دیدید که ناجا منطبق با وظیفه ذاتی و قانونی، با اراذل و اوباش و اغتشاشگران با اقتدار برخورد کرد و با هوادارانتان مدارا و مماشات کرد. این مدارا تاکنون راهبرد پلیس بوده است و خود خوب می دانید که از این حیث ناجا مورد شماتت و عتاب برخی سایت‌ها نیز قرار گرفته است.
6- اگر چه جنابعالی در پیامی حساب خود و هوادارانتان را از اغتشاشگران جدا نمودید و ناجا هم همواره اعلام کرده است که حساب اغتشاشگران و اراذل و اوباش از هواداران جداست و نحوه برخوردهای پلیس این را به اثبات رسانده است ولی واقعیت این است که حداقل اغتشاشگران و اراذل و اوباش در سایه فضای غیرقانونی ایجاد شده توسط شما، به اقدامات تخریب گرانه می پردازند و در طول سه شب 23، 24، 25 خردادماه در تمام موارد، اغتشاشگران به تخریب و ناامن سازی فضای عمومی پرداختند.
7- جنابعالی خوب می دانید که ناجا حتی در برخورد با اراذل و اوباش و اغتشاشگران نیز از اختیارات قانونی مقتدرانه استفاده نکرد و با اتخاذ رویکرد تحمل و بردباری و بدون شلیک حتی یک تیر به کنترل اوضاع پرداخت و شاهد این مدعا مجروحیت و بستری شدن حدود چهارصد نفر از ماموران جان برکف ناجا می باشد.
8- بپذیرید که تجمعات و راهپیمایی های غیرقانونی، مشکلات جدی را برای مردم فراهم ساخته و ایجاد ترافیک های سنگین و سرگردانی مردم، مزاحمت برای کسبه و مغازه داران، راهبندان های طولانی، شائبه دست آویز و ملعبه بودن قانون را توسط هوادارانتان ایجاد می کند و این امر برخلاف شان و روحیه قانون گرایانه مورد ادعای شماست که همواره در تبلیغات انتخاباتی بر آن تاکید می کردید.
در پایان اعلام می نمایم که در صورت تداوم رویه کنونی ناجا در راستای حفظ نظم و امنیت جامعه و مردم، بصورت قاطع با اقدامات غیرقانونی براساس وظایف ذاتی خود برخورد خواهد کرد و جای هیچ گله ای وجود نخواهد داشت.
فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
سرتیپ پاسدار دکتر اسماعیل احمدی مقدم
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 2:2 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

اطلاعيه انتخاباتي وب لاگ پرچم اسلام


بر اساس اين كه بعضي از دوستان خاستار موضع گيري گروه مهديون شده بودند

بر اساس تحقيقاتي كه در مورد نامزد هاي انتخاباتي كرده بوديم

وهركس كه براي زمينه سازي ظهور حضرت مهد ي تلاش كرده را انتخاب كرديم

بدين وسيله خادم گروه مهديون اعلام ميدهرد كانديداي مورد نظر اين گروه

دكتر محمود احمدي نژاد

است برهمين اساس كساني كه علاقه مند دند براي تبليغ دكتر محمود احمدي نژاد

وبلاگي را تاسيس كنند ويا ودر وبلاگ وب سايت خود تبليغ كنند

با عزيزان بخش فني اين وبلاگ تماس داشته باشند

با تشكر گروه مهديون
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/10ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


تارخچه کلی از وهابیت

اما این سنی های بدخت ودر عین حال ساده لوح
تحت تاثیر کشور های استعمار گر همچون انگلیس وامریکا واسراییل وچند کشور دیگه فرقه رو با نام سنی ها در ست کردند که اسمش رو وهابیت گذاشتند که بزرگ این فرقه رو شخصی با همین نام یعنی محمد بن عبد الوهاب تمیمی متولد سال 1111این شخص که به عقیده استادانش درحوزه های مدینه ومکه افکار منحرفی از دین داشته با تاسیس چنین فرقه ضاله ای برای خود اسم شهرتی درست کرد

جنایات این گروه
اولین جنایت این گروه در تاریخ1216   بوده است این گروه برای کشتن به سوی عراق حرکت کردند و به هر روستا که رسیدند ان روستا وشهر را به تلی از اجساد سر برده تبدیل می کردند اما جنایت اصلی این گروه شب 18 ماه ذی الحجه در کربلا بوده که مصادف با شب پر بر کت غدیر بوده و اولین جایی که در کربلا حمله کردندمرقد سید الشهدا حضرت امام حسین بوده است
ودر این ماجرا همه جای مرقد را خراب کرده وبه غارت اموال وجواهرات این بارگاه ملکوتی  شده اند البته به همین راحتی نبوده انان بعد از غارت جواهرات به سوی زائران حمله ور شده وهر کسی که می توانستند را کشتند البته نه کشتن معمولی بلکه ضبح یا همان سر بریدند شاهدان میگویند که در این فاجه انقدر کودک وزن وپیر مرد ومرد کشته شده بود که خون شان سراسر حیات مرقد را پر کرده بود
به نظر شما تعداد کشته ها به چند نفر رسید بله سوال سختی است ولی وقتی من خودم جواب را یافتم بغض سختی در گلولیم حس کردم
 تعداد شهدای این فاجعه5000 نفر بود
دوستان فاجعه این گروه به همین جا ختم نشد و از کربلا به سوی طائف در تاریخ1217 رفتند ودر انجا به هر کسی که رسیدند کشتند
این فاجعه به قدری درد ناک بود که نقل شده کودکان را در اغوش مادرا ن شان شهید کردندانان به مساجد زیارت گاه ها حمله کردند وهر کسی که دیدند کشتند کسانی که در حال نماز خواندن بودن در حال سجود به خدا بودند کشتند
این ماجرا به همین جا ختم نشد زنان بیوه به خانه بزرگی در شهر پناه بردند ودر انجا ماندند
این گروه سه شب متوالی اکثر شیعه ها در شهر طائف کشتند
تا به این خانه که همه زن وکودک پیر مرد بودن رسیدند ولی نتوانستند به انجا حمله کنند وو سکشت خوردند
ولی چون خون خاریشان تمام نشده بودند وتشنه ی خون زنان وکودکان بودند با حیله جدید وارد شدند اعلام صلح کردند و زنان وکودکان از ان خانه بیرون امدند واین روه که در کمین بود به انها حمله کردند وبه طور وحشیانه ای انان را کشتند و عده ای از زنان که زنده مانده بودند انان را برهنه کرده ودر صحرا وبیابانرها ساختند انها وقی از این شهر خارج میشدند فقط از شهر طائف یک تپه خونین مانده بود چون همه جارا غارت وهمه خانه ها را خراب کرده بودند.
واین جنا یات تا به حال ادامه دارد این ها فقط نمونه ای از خروار بوده است

سخنی با انصاف
چرا باید سانسور کرد ؟!
ایا میدانید اکثر عملیات های تروریستی که در عراق وافغانستان وپاکستان وهندوستان وغیره می افتد کار همین وهابی هاست برای مثال همی اربعین حسینی امسال اگر در یاد داشته باشید که حدود 200 نفر شهید شدند که در ایران کشور سانسور ها وفیلترینگ ها فقط یک عملیات تروریستی معمولی جلوه داده شد این در حالی است که همه این کشته ها شهید حساب می شوند واینان همه شیعه وزائر مرقد حسین ابن علیبودندویا برای مثال دیگر بمب گذاری در حرمین عسگرین وزادگاه حضرت مهدی کار چه کسی بوده این وهابی های لعنتی بوده است
 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/07ساعت 2:35 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

پارا چنار مظلوم تر از غزه

ایا تا حالا اسم پاچنار به گوشتان خورده اگر هم شنیده باشید
میخواهم توضیحاتی رو براتون بدم
پاراچنار شهری است از کشورپاکستان که قسمتی از این شهر رو شیعه ها تشکیل میدن
وقسمتی رو رو سنی ها تا این جاش که قبوله
شما میدونید که تو این شهر به اصطلاح شیعه نشین چه خبره
حتما میگید نه
 حالا میگم که چه خبره
 تو این شهر که الان وضعش بدتر از غزه است
و حکومت پاکستان وضع فوق العاده علام کرده به علت عملیات های شیعه کشی که حتی
هزاران برابر از غزه وبمباران بدتره چون این وهابی های کثافت نه تنها می کشند
بلکه با سر بریدن و دست وپا بریدن وحشی گری های خود را کامل می کنند
البته جای یه انتقاد شدید خالیه
که ما اون رو حل میکنیم
صدا وسیما ونشریات به جز نشریه یا لثارات الحسین(ع)
همه به سانسور خبری می پردازند وحتی گوستاخی رو به کجا رسوندند که تمام وب لاگ ها وسایت های که به این ماجرا پرداختند  یا عکس وفیلمی گذاشتند رو فیلتر کردند وبعضی هاشون رو حذف کردند
البته می گن این به خاطر اتحاد اسلامیه
من نمی دونم تو کجای قرآن دین مذهب ما نوشته که در برابر ظلم سکوت کنیم و بگیم حرف نزنید که اتحاد به هم خورد
اقا اصلا به در ک که باهم اتحادنداشته باشیم اتحادی که زنان وکودکان هم مذهب ما رو می کشن چه ارزشی داره مگر ما باید به خاطر اتحاد باج بدیم اونم نه پول ومقام بلکه ناموس
ناموس هایی که بدتر از غزه میمیرندمگر نمی گیم ما حقیم که به خداوند یگانه قسم که ما حقیم وشیعه مذهب بر گزیده خداست ای سیاست مردان ای علما سکوت بس است دیگر جای هیچ صحبتی نیست این بی انصاف ها چه ها که نکردند برای مثال میگم شبکه العربیه رو که میشناسید این شبکه رسما چند بار به شیعه ها توهین کرده و تروریست خوانده مگر مقاوت تروریست است که حزب الله را تروریست می خوانند این در حالی است که این نا مذهبان وکافران خود بدتر از هر
تروریستی هستند اگه باور ندارید فقط چند تا از این فیلم هایی که گذاشتم رو دانلود کنید تا ببینید که چی میگم
شبکه های اونا به امامان ما نا سزا میگن در حالی که ما به عمر که لعنت خدا بر او باد هیچی نمی گیم
در پارا چنار ناموس ما میکشند وعلمای ما سکوت در پارا چنار حکم ضبح شیعه ها صادر میشه وما وعلمای ما نشستن ومیگن یا ایها المسلمون اتحدو اتحدو
وای بر ما که اگر با این کافر مسلکان اتحادی داشته باشیم
به قول هفته نامه یالثارات الحسین که میگه( ما باید از مظلومان دفاع کنیم چه در غزه چهدر پاراچنار چه در بوسنی
و چه همه جای دنیا ) که این یکی از اصل های دین ماست که با ظلم به ستیز برخیزیم ان هم چه ظلمی در کجای دین وشریعت ما نوشته که در مقابل ظلم سکوت کنید مگر امام حسین ما به خاطر مقابله با نجنگید و شهید نشد مگر تمام امامان ما در مقامل ظلم سکوت کردند حتی امام زمان ما
به خاطر مقابله با ظلم بر نخواهد خواست
وای بر ما که در ان روز موعود چه جوابی داریم که به امام زمان (ع) دهیم
وای بر ما که در اخرت چه جوابی باید به شهیدان راه حق دهیم وای بر ما که چه  سکوتی کرده ایم میدانم که با این نوشته ها شاید وبلاگ ما به ان چند وبلاگ فیلتر شده یا حذف شده خواهد پیوست اما افتخار می کنم که سکوتی در مقابل ظلم ستم وهابی ها نکردم و کار رسانه ای خود را انجام دادم
انشا الله در اخرت روسفید خواهیم شد


                                                                             یاعلی شیعه دوست

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/07ساعت 1:48 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

                           پا چنار مظلوم تر از غزه

پاکستان بدتر از غزه.
شما پاچنار را می شناسید ؟
میدونم میگید نه
 خاک عالم برسر سازمان  به اون بزرگی صدای وسیما و نشریات ما
میدانید چرا چون این قدر سانسور خبری که ما نمی دانیم که در پاچنار چه کشت کشتاری شده
 در غزه روزی میانگین 50 نفر کشته وزخمی می شدند
 ولی در پار چنار که همه شیعه هستنددر هر روز حدود 100 الی200 نفر را سر می برند
اگر باور ندارید من بعد از یان مطلب چند لینک دانلود فیلم های شهید شدن شیعه ها در پاچنار
را برا تون می زارم
وای بر ما که نمی توانیم کاری بکنیم حتی خبر این اتفاقات رو هم پوشش نمیدیم
یک سوال ایا غره به نزدیک تر است یا پاکستان همه ما نام بسیجی روحانی مسلمان
شیعه رو برخود برگزیدیم ولی ایا کدام یک از ارمان های ایناسم هار و انجام دادیم در پاچنار سنی و
وهابی ها شیعه هارو سر میبرند ما سکوت کرده ایم به خاطر چه به خاطر اتحاد اسلامی ما این
اتحاد را نمی خواهیم سرهم مذهب های ما را در پاکستان ضبح کننداتحاد به خاطر چه ایا مذهب ما برتر نیست
به خداوند یگانه قسم که شیعه حق تر از همه حق طلبان دنیاست چرا باید ساکت باشیم مگر ظعفی داریم
به خدا قصم که نداریم پاچنار را در یابید ای روحانیون پار چنار را در یابید ای بنی بشر همه را کشتند
کجاستند ان مردان روحانی و از جان گذشته
بابا چرا لال مونی گرفتید مگر غزه ادم نبودند همه جا بوق و کرنا زدیم که ای عالم انسان ها را کشتند
پس چرا الان خفه شدید
به خدا وند و 14 معصوم قسم که اگر این ماجرا در خفی باشد امام زمان ما را دوست ندارد
پا چنار مظلوم تر از غزه
پاچنار مطقه ای است در پاکستان که همه این اکثر این مردمان شیعه هستند
ودر این چند روز اخیر خبر های زییادی به من رسید که من سعی می کنم با نام وبلاگ یا سایت
این خبر هارو مندرج کنم که این شاید با عث بشه که وب لاگ رو فیلتر کنند چون خیلی از وب لاگ ها رو
یا حذف یا فیلتر کردنند اما من واقیت را مینویسم

اعضای طالبان دستان کودکان شیعه را بریدند

۱۳ - بهمن ۱۳۸۷

نیروهای طالبان تنها در یک حمله 600 تن از شیعیان پاراچنار را به شهادت رسانده‌اند و در یک اقدام بی‌سابقه به قطع دستان کودکان خردسال مبادرت نموده‌اند.

بیش از 550 هزار شیعه پاکستانی در منطقه‌ی پاراچنار این کشور، مدت 18 ماه است که در محاصره‌ی گروه‌های طالبان و بمباران نیروهای آمریکایی قرار دارند.

به گزارش خبرنگار تابناک، فاجعه‌ انسانی دل‌خراشی در منطقه‌ی پاراچنار پاکستان در حال رخ‌دادن می‌باشد، در حال حاضر چند هفته ای است که راه های اصلی ورود آب و غذا بر روی ساکنین این منطقه بسته شده و مردم آن‌جا در محاصره‌ی قرار گرفته‌اند.

بنابر این گزارش نیروهای طالبان تنها در یک حمله 600 تن از شیعیان پاراچنار را به شهادت رسانده‌اند و در یک اقدام بی‌سابقه به قطع دستان کودکان خردسال مبادرت نموده‌اند.

در این منطقه اشرار موسوم به گروه‌های یزیدی با نیروهای طالبان هم‌دست شده و علیه مردم مظلوم شیعه پاراچنار می‌جنگند.

گفتنی است، با توجه به قرار داشتن پاراچنار در منطقه سرحد پاکستان که مقر اصلی طالبان در این کشور محسوب می شود در بمباران های مرزی پاکستان توسط آمریکا منطقه پاراچنار مورد هدف واقع می شود.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
وبلاگ اخبار پاراچنار: «سیدرضی‏شاه کاظمی»، از روحانیون و وعاظ شیعه پاراچناری و از کارشناسان ارشد آموزش و پرورش پاکستان که صبح روز شنبه گذشته (9 آذرماه) در حین عزیمت به محل کار خود توسط تروریستهای یزیدی ربوده شده بود، توسط این تروریست‏ها ذبح شده و به شهادت رسید.

در جریان ربودن این واعظ شیعی که پدر یک شهید نیز بود، 2 نفر از پرسنل پلیس محلی که در محل حاضر بودند، عکس‏العملی از خود نشان ندادند و حتی تروریست ها نزد آنها رفته، سلاح هایشان را گرفته و شهید سیدرضی شاه را با خود بردند.

بر اساس این گزارش، تروریست ها امروز به شیعیان پاراچنار در شهر پیشاور اطلاع دادند که او را به قتل رسانده‏اند و شیعیان باید برای تحویل گرفتن جسد او اقدام کنند.

در همین حال، تروریست ها در هفته گذشته نیز دو نفر دیگر از اهالی پاراچنار به نام‏های «دکتر سیدممتاز حسین» و «کربلایی ناصرعلی» را ربوده و با تماس با خانواده‏هایشان مبالغ هنگفتی را در قبال آزادی آنها مطالبه کرده‏اند.

شایان ذکر است که از دوران محاصره پاراچنار تاکنون، چندین نفر از شیعیان "پاراچنار" و "اورکزیی" توسط تروریست ها ربوده شده‏اند که چند نفر از آنها شهید و چند نفر دیگر با پرداخت پول آزاد شده‏اند.

بر اساس گزارش ابنا، تروریست ها که در جنگ پاراچنار به اهدافشان نرسیده‏اند، اینک می‏خواهند با حملات انتحاری و آدم‏ربایی، مناطق مختلف ایالت سرحد را برای شیعیان پاراچنار ناامن کنند.

تروریست ها روز گذشته نیز در "پیشاور" و "اورکزیی" دو حمله انتحاری علیه شیعیان انجام داده‏اند که این دو حمله باعث شهادت ده‏ها تن و زخمی شدن بیش از 170 نفر شده است.

 منبع: ابنا

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در حالي‌ که‌ موج‌ اعتراض‌ ها و انتقادها به‌ ناتواني‌ اشعالگران‌ در برقراري‌ امنيت‌ در عراق‌ به‌ طور فزاينده‌اي‌ رو به‌ افزايش‌ است‌، جنايتکاران‌ تروريست‌ امروز در يک‌ اقدام‌ کم‌ سابقه‌ تروريستي‌ در نزديکي‌ بغداد ده‌ زن‌ شيعه‌ را به‌ طرز فجيعي‌ به‌ شهادت‌ رساندند.

به‌ گزارش‌ واحد مرکزي‌ خبر از بغداد‌ اين‌ زنها که‌ به‌ دليل‌ بسته‌ بودن‌ راه‌ اصلي‌ دجيل‌ ‌ بغداد از طريق‌ منطقه‌ «هب‌ هب‌» عازم‌ بغداد بودند‌، در اين‌ منطقه‌ توسط تروريست‌هاي‌ مسلح‌ متوقف‌ و ربوده‌ شدند. ‌
تروريست‌ها ساعتي‌ بعد جنازه‌هاي‌ بدون‌ سر زنان‌ مظلوم‌ شيعه‌ را به‌ همراه‌ راننده‌ آنان‌ درحالي‌ که‌ جنازه‌ها به‌ آتش‌ کشيده‌ شده‌ بود،‌ در اطراف‌ منطقه‌ «هب‌ هب‌» رها کردند.
يکي‌ از اين‌ زنان‌ شيعه‌ تنها باقيمانده‌ يک‌ خانواده‌ ‌10‌ نفري‌ از شيعيان‌ دجيل‌ بود که‌ ‌9‌ نفر از اعضاي‌ خانواده‌اش‌ در قتل‌ عام‌ شيعيان‌ در دجيل‌ به‌ دست‌ عوامل‌ صدام‌ معدوم‌ به‌ شهادت‌ رسيده‌ بودند.
گفتني‌ است‌ به‌ دليل‌ مسدود بدون‌ جاده‌ اصلي‌ دجيل‌ ‌ بغداد و بي‌توجهي‌ نيروهاي‌ اشغالگر آمريکايي‌ به‌ اين‌ موضوع،‌ اين‌ منطقه‌ هر از چند گاهي‌ شاهد جنايات‌ دلخراش‌ تروريست‌ها عليه‌ زنان‌ و کودکان‌ مظلوم‌ عراقي‌ است‌
.

نقل از پايگاه اطلاع رساني شيعيان
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
كودكان شيعه "پاراچنار"مي‌ميرند ، آنها را دريابيد ؛

parachenar.jpgراه‌هاي منتهي به پاراچنار همچنان بسته است و بحران غذايي و دارويي، باعث سوء تغذيه خردسالان و بيماران گرديده و عده زيادي از كودكان و سالخوردگان با خطر مرگ مواجه و تعداد زيادي از كودكان به دليل نبود دارو و غذا در روستاهاي مختلف پاراچنار جان باخته‌اند اما تا كنون هيچ سازمان و انجمن بين‌المللي واكنشي نسبت به اوضاع اين منطقه شيعه‌نشين از خود نشان نداده اند

به گزارش خبرنگار ابنا از شهر جنگ‌زده پاراچنار، دولت پاكستان روز پنجشنبه اعلام كرد كه در تمامي مناطق پاراچنار جنگ به پايان رسيده و آتش‌بس برقرار گرديده است. بعد از اين آتش‌بس، شيعيان محاصره شده پاراچنار عكس‌العمل محتاطانه‌اي از خود نشان دادند و با توجه به عدم جديت و تعلل دائمي ارتش و نيروهاي دولتي در حفظ صلح و امنيت در اين منطقه شيعه نشين ـ كه از يك سال گذشته متناوبا مورد حمله ناصبيان جديد و طالبان شهرستانهاي اطراف و افغانستان قرار دارد ـ نسبت به آينده‌ي آتش‌بس ابراز اميدواري نكردند.
روز گذشته در خيابان «دندر» واقع در جنوب شرق شهر پاراچنار، نيروهاي ارتش پاكستان ـ كه بايد مأمور ايجاد امنيت باشند ـ به يك خودروي شيعيان به صورت كوركورانه تيراندازي كردند كه بر اثر اين تيراندازي 2 نفر از شيعيان بي‌دفاع شهيد و دو نفر ديگر مجروح شدند. پس از اين حادثه، مسؤول نهضت حسيني پاراچنار در كنفرانس مطبوعاتي خود ضمن محكوم كردن تيراندازي ارتش به سوي مردم بي‌دفاع نسبت به آينده آتش‌بس اعلام شده اظهار نگراني كرد و گفت: «طالبان و برخي نيروهاي ديگر مي‌كوشند شيعيان و سني‌هاي "منطقه كرم ايجنسي" را درگير كند و آتش فتنه و جنگ دائم را در بين قبائل شيعه و سني (طوري و بنگش) برافروزند». وي تأكيد كرد: « دشمنان ما نتوانسته‌اند به اهداف خود دست يابند».
براساس همين گزارش، چند تن از دانش‌آموزان شيعه در "منطقه عليزئي" در 55 كيلومتري شرق پاراچنار در حين بازگشت به منازلشان در روستاي "مروخيل" از سوي ناصبيان يزيدي هدف قرار گرفتند كه دو نفر از آنان شهيد و دو نفر ديگر مجروح شدند. شيعيان مستقر در روستاي سادات "سيدانو كلي" با عكس‌العملي بموقع، مهاجمين را هدف قرار دادند كه در اين حمله 4 تن از آنان به هلاكت رسيدند.
قابل ذكر است راه‌هاي منتهي به پاراچنار همچنان بسته است و بحران غذايي و دارويي، باعث سوء تغذيه خردسالان و بيماران گرديده و عده زيادي از كودكان و سالخوردگان با خطر مرگ مواجه و تعداد زيادي از كودكان به دليل نبود دارو و غذا در روستاهاي مختلف پاراچنار جان باخته‌اند اما تا كنون هيچ سازمان و انجمن بين‌المللي واكنشي نسبت به اوضاع اين منطقه شيعه‌نشين از خود نشان نداده اند.

منبع:www.3noqte.com

  ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                              عکس های پار چنار










+ وكالات

دوستان دیگر نمی خوام از این بیشتر عکس بذارم اگر کسی می خواد عکس بیشتری ببینه در گوگل باید یه بار اسم پاچنار رو سرچ کنه وببینه که چه جنایات این وهابی های کثافت که چه کارها که نکردند
وضمن من این کار رو به افراد زیر20 سال توصیه نمیکنم چون عکس های سر بریدن وغیره به نمایش گذاشته شده
+ نوشته شده در شنبه 1387/12/03ساعت 6:19 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

این فیلم ها صحنه های وحشناک از کشتار شیعیان در پاراچنار
 لطفا زیر 18 سال نگاه نکنه وضمن
برای دانلود از لینک های زیر استفاده بکنید




گوشه اي از عمليات وحشيانه وهابيت در پاراچنار
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=film&id=13

بخشي از عمليات جنايتكارانه ريگي
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=film&id=22

سر بريدن يك جوان شيعه در يكي از محلات پاراچنار
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=film&id=16

قطع پاي جوان عراقي در اثر انفجار
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=film&id=15

سر بريدن پليس شيعه پاراچنار
http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=film&id=14
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کليپ حدود سي چهل نفر را روي شکم  کنار ديواري خواباندند و با اسلحه جنگی وهشيانه به آنها شليک مي کنندکشتار دسته جمعي شیعه های پاراچنار

http://www.vahhabi.com/image_user/Crim.wmv

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1 گوشه اي از عمليات وحشيانه وهابيت در عراق
2 بخشي از عمليات جنايتكارانه ريگي
3 انفجار در مسجد مقدس براثا
4 جنايات وهابيت عليه شيعيان در منطقه اي موسوم به مثلث مرگ ( منطقه اي در جنوب بغداد)
5 كشف روزانه دهها جنازه در رود دجله و فرات که توسط وهابيون کشته شدند
6 كشته شدن 120 كودك ، زن و غيرنظامي در بازار شهرك صدر
7 تصاويري از جنايات وهابيت عليه کودکان
8 سر بريدن يك جوان شيعه در يكي از محلات پارا چنار
9 قطع پاي جوان عراقي در اثر انفجار
10 سر بريدن پليس شيعه پاراچناری
11 زدن بر چسب جاسوس به مخالفين و سر بريدن آنها توسط القاعده در افغانستان
12 شهادت سيد محمد باقر حكيم توسط وهابي ها
13 اعدام 14 پليس عراقي توسط وهابي ها
14 فيلم كشتن 40 نفر از مسلمانان شیعه پاراچناری
15 آيا اين انسان است که لگد كوب و زير چكمه نگه داشته شده تا سرش را ببرند؟
16 به چه گناهي کشته مي شويد اي شيعه؟
17 نمائي از تخريب حرمين عسكريين توسط وهابی ها
18 فيلمي از قتل عام مسلمانان
19 اطلاعاتي در مورد عبد المالك ريگي و فيلمي از واقعه زابل
20 فيلم زوقاوي و كشتار مسلمين
21 كشتار بي رحمانه وهابيون در عملياتي عليه شيعيان در كشور پاكستان
22 وهابيون و ضرب شتم مسلمين شیعه
+ نوشته شده در شنبه 1387/12/03ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

  •     اینک جهـت اختصـارفهـرست برخی ازآثار واماکن تاریخی اسلام که بیانگرفـرهـنگ وتمدن اسلامی بود وبه واسطۀ تحجر وکوته فکری فرقۀ منالۀ وهابیت ویران شده، بیان می کنیم:
  • 1- بارگاه ومسجد حضرت حمزه سیدالشهداء دراحد
  • 2- بارگاه ام المؤمنین حضرت خدیجۀ کبری بنت خولید علیها السلام
  • 3- بارگاه آمنه بنت وهب، مادرپیامبرگرامی اسلام
  • 4- بارگاه حضرت ابوطالب پدرگرامی امیرالمؤمنین علی(ع)
  • 5- بارگاه حضرت عبدالمطلب جد پیامبرگرامی اسلام وامیرالمؤمنین
  • 6- بارگاه حضرت حوا درجده
  • 7- بارگاه حضرت عبدالله پدرپیامبر(ص) درمدینه
  • 8- بیت الاحزان (خانه ای که حضرت زهرا(س) درآنجا درسوگ پدرش می گریست.)
  • 9- مسجد سلمان درمدینۀ منوره
  • 10- خانۀ حضرت زهرا (س) درکوچۀ حجردرمکۀ مکرمه
  • 11- جایگاه نفس الزکیّه درمدینۀ منوره
  • 12- خانۀ رسول الله درمدینه(خانه ای که حضرت هنگام هجرت به مدینه درآنجا مستقرشد.)
  • 13- خندقی که مسلمانان درجنگ خندق حفرنمودند
  • 14- بارگاه پیامبرخدا،یسع علیه السلام درروستای اوجام درقطیف
  • 15- مسجد جوانان دراحساءِ ، دومین مسجدی که پس ازمسجد رسول الله درآن نمازجمعه برگزارشد
  • 16- مسجد عباس بن علی درروستای مطیرفی دراحساءِ
  • 17- زادگاه پیامبراسلام (خانه ای که درآن پیامبرگرامی اسلام درشعب هواشم درمکۀ مکرمه متولدشد)
  • 18- خانۀ ام المؤمنین حضرت خدیجه بنت خولید درمکۀ مکرمه
  • 19- مسجد الشمس درمدینۀ منوره، محل یکی ازمعجزات بزرگ رسول خدا(ص)
  • 20- خانۀ حمزه بن عبدالمطلب ، عموی گرامی پیامبراسلام
  • 21- خانۀ ارقم، که پیامبرویارانش درآغازبعثت درآن گردمی آمدند
  • 22- بارگاه شهدای بدر وجایگاهی که برای پیامبردرغزوه به درنصب نمودند
  • 23- خانۀ حضرت علی(ع) که امام حسن وامام حسین علیهم السلام درآن متولد شدند
  • 24- دیواراطراف شهرمدینه
  • 25- خانۀ امام صادق (ع) درمدینۀ منوره
  • 26- محلۀ بنی هاشم درمدینۀ منوره
  • 27- مسجد تنبه الوداع
  • 28- مسجد البغله وبسیاری دیگرازبقاع متبرکه واماکن مقدسه
  • 29- بارگاههای متعدد درقبرستان بقیع و...
+ نوشته شده در شنبه 1387/12/03ساعت 6:8 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

اعلام رسمی جهاد بر ضد شیعه:  

    ازشیخ عبدالرحمان براک از مفتیان سعودی استفتاء شده:« هل یمکن ان یکون هناک جهاد بین فئتین من المسلمین (أی: السنة مقابل الشیعه؟) آیا امکان جهاد میان اهل سنت وشیعه وجود دارد؟

    وی پاسخ داده: ... اگر اهل سنت دارای دولت مقتـدری باشند وشیعه برنامۀ شرک آمیزخود را اظهار نمایند،(مانند اعتقاد به وصایت علی(ع) بعد ازپیامبرگرامی اسلام ومراسم عزاداری برای امام حسیـن(ع)

وتـوسل به امیـرالمؤمنیـن وحسیـن علیهاالـسلام ) دراین صورت براهل سنت واجب است که علیه شیعـه اعلام جهاد کرده وآنان رابه قتل برسانند.(1)

نکته:

   می توان به صراحت مشاهده کردکه علمای وهابیون درفتواهای خود،کاررابجایی رسانده اندکه کشتن یک شیعه ومسلمان رابرخود امری لازم می دانند.ودرچنین مقطعی برهر وهابی لازم می شودکه درهر صورتی که بتواند وموقعیت پیش بیاید به ضد شیعیان حمله ورشده وکار رابه آخربرسانند و ...؟!(2)

 

ــ ازعوامل تهاجم بر ضد شیعه:

    یکی از انگیزه های تهاجم  وسیع  وهابیّت برضد مذهب اهل بیت(ع)، ترس و وحشت آنان ازگسترش فرهنگ برخاسته ازقرآن درمیان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده واستقبال آنان ازاین مکتـب نـورانی مطابق با سنت راستین محمدی(ص) است.به چند نمونه توجه کنید:

دکترعصام العباد،فارغ التحصیل دانشگاه«الامام محمدبن سعود» در ریاض وشاگرد ابن باز(مفتی اعظم سعودی)وامام جماعت یکی ازمساجد بزرگ صفاء وازمبلغین وهابیت در یمن،که کتابی نیزدراثبات کفر

وشرک شیعه تحت عنوان«الصلة بین الانثی عشریه وفرق الغلاة» نوشته است.باآشنایی بایکی ازجوانان شیعـه ، با فرهنـگ نورانـی تشیـع آشنا شده و از فرقـۀ وهابیت دست می کشد و به مذهب شیعـه مشـرف می گردد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1- سایت المنجد،سؤال شمارۀ10272)                                                                       (2- نظرشخصی بنده )

 شیخ محمدمغراوی ازنویسندگان مشهور وهابی می گوید: « بعدانتشارالمذهب الانثی عشری فی مشرق

العالم الاسلامی،فخفت علی الشباب فی البلاد المغرب ...» بعد ازاشثارمذهب دوازده امامی درشرق عالم اسلامی برجوانان درکشورهای مغرب ترسیدم ...(1)

نکته:           

   لذا ما مشاهده می کنیم که تبلیغات وهابی ها درنقاط مختلف شیعه نشین بیشترشده وازپخش کتب گرفته تا واردکردن شبهات بردین.امّا آنچه روشن می باشداین است که باتوجه به آشنایی مردم ازچهرۀ تهاجمی وتروریستی وهابی ها، این خطربرای مسلمانان کمترمی باشد ..
+ نوشته شده در شنبه 1387/12/03ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

در تلاش هستم تا تمامی مطالب به روز در مورد اخر الزمان

رو به زبان عربی وفارسی برای شما

عزیزان بزارم

ادرس وبلاگ عربی زبان ما:

http://parchameaslamarabic.blogfa.com/

ادرس وبلاگ فارسی زبان ما:

http://parchameaslam.blogfa.com/
+ نوشته شده در جمعه 1387/11/11ساعت 2:32 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

سلاح های به کار رفته

یک فروند بالگرد آپاچی مجهز به موشک هدایت‌شونده هلفایر، متعلق به نیروی هوایی اسرائیل.
یک فروند جنگنده اف ۱۶ نیروی هوایی اسرائیل.

و استفاده غیر قانونی اسرائیل از موشک های فسفری و خوشه ای که یکی از قویترین و نو ع این موشک ها در غزه در حال استفاده است

این موشک ها به هیچ وجه در مناطق نظامی

حماس استفاده نشده است و

فقط بر سر کودکان وزنان و جوانان فلسطینی

استفاده شده است


محاصره غزه

محاصره غزه بحدی بود که یک نهاد رسمی نروژی هشدار داد که محاصره اسرائیل باریکه غزه را در مسیر بازگشت به عصر حجر قرار داده است. مرزهای نوار غزه به روی سازمان‌های بین‌الملی امداد و خبرنگاران خارجی نیز بسته است. جلوگیری از ورود خبرنگاران به باریکه غزه، اعتراض شدید سردبیران و رؤسای رسانه‌های بین‌المللی را علیه دولت اسرائیل برانگیخت. آن‌ها در نامه‌ای که روز پنجشنبه (۲۰ نوامبر) برای اهود اولمرت نخست‌وزیر اسرائیل ارسال شد، نوشتند: « ما به‌خاطر امتناع اسرائیل از اجازه‌ی ورود به نوار غزه، بشدت نگران رسانه‌های بین‌المللی هستیم». گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل، ریچارد فالک، ادامه محاصره غزه را «جنایت علیه بشریت» و «مجازات جمعی مردم فلسطین» خوانده و با بيان اينکه اسرائيل تنها هنگامی اجازه امدادرسانی داده که مردم غزه در آستانه قحطی آشکار بوده اند، به نقد از اسرائيل پرداخت.

در پاسخ، اسرائيل هدف از محاصره غزه را پرتاب راکت‌ به مناطق مسکونی اسرائیل و جلوگیری از قاچاق اسلحه به غزه اعلام کرد. به گفته سخنگوی اهود اولمرت بر اساس موافقتنامه‌ی آتش‌بس، حماس نبايد جنگ‌افزار وارد مناطق تحت کنترل خود کند ولی بگفته اسماعیل هنیه، رهبر حماس، اگر چه اين درخواست در جریان مذاکرات آتش‌بس از طرف اسرائیل مطرح شده بود، ولی حماس آن را نپذيرفت. 

پس از ایجاد محاصره غزه، ميزان بيکاری اوج گرفته، دادوستد مختل شده، و قيمت بسياری از کالاها سه يا چهار برابر شده است. قاچاق کالا هایی همچون سیگار، لباس، شکلات، گازویل و داروی ویاگرا از مصر به نوارغزه سود فراوانی را نصیب قاچاقچیان کرد.

از زمانی که سوخت تنها نیروگاه برق نوار غزه به پایان رسیده است، برق این ناحیه هر روز چندین ساعت قطع می‌شود. دفتر هماهنگی کمک‌های انسانی سازمان ملل متحد در غزه گزارش داد که نیمی از دستگاه‌های بیمارستان شفای غزه به خاطر فقدان انرژی و قطعات یدکی از کار افتاده است. به گزارش نهاد امدادی اوکسفوم، تامین آب آشامیدنی هم با اشکال روبرو شده و به علت عدم دسترسی به کلر، تصفیه آن از نیمه دسامبر غیرممکن خواهد شد. در این شرایط دشوار، اسرائيل ظرف یک ماه گذشته تنها چهاربار گذرگاه‌های غزه را برای عبور ۱۴۰ کامیون حامل کمک‌های انسانی باز کرد. به گزارش اکسفوم، این تنها ۸ درصد از کمک‌هائی را تشکیل می‌دهد که جامعه جهانی برای فلسطین فرستاده است.

ار غزه (در انگلیسی: Gaza Strip، در عربی: قطاع غزة و در عبری: רצועת עזה (رتزوعات عزه)) ناحیه‌ای است نوارگونه که در کنار دریای مدیترانه و در منطقه خاورمیانه قراردارد. نوار غزه از جنوب غربی با مصر و از شمال و شرق با اسرائیل هم‌مرز است. منطقه نوار غزه ۴۱ کیلومتر طول و در بخش‌هایی از ۶ تا ۱۲ کیلومتر عرض دارد. مساحت کلی نوار غزه، ۳۶۰ کیلومتر مربع است. نوار غزه نامش را از شهر غزه که بزرگ‌ترین شهر در منطقه نوار غزه‌است، می‌گیرد. مردمی که در منطقه باریکهٔ غزه زندگی می‌کنند تماماً فلسطینی هستند.

هم‌اکنون کنترل نوار غزه در دست نیروهای حماس است.




+ نوشته شده در دوشنبه 1387/10/23ساعت 4:1 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

غزه نشانه رسیدن اخر الزمان (کشتار بی گناهان)


یا مهدی کجایی که که این یزیدیان چه ها که نکردند


+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/10/19ساعت 7:3 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

حماسی هاهم در برابر این حملات پاسخ های محکمی به اسرائیلی های وحشی وخون خوار دادند

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/18ساعت 4:11 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

براي اولين بار در ايران



   دانلود     اهنگ هاي      حزب الله       لبنان

 مژده به دوستان به زودي نماهنگ هاي

حزب الله را براي دانلود ميزارم

 

دوستان عزیز اگه از اهنگ هایی که گذاشتم خشتون اومد نظر بدین تا کیلیپ های تصویری مخصوص موبایل رو براتون بزارم


اهنگ شماره 1<<--------------  دانلود

اهنگ شماره 2<<---------------- دانلود

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/09/18ساعت 2:59 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |




+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/13ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

مام صادق(ع) طي روايتي به جزئيات علائم و مفاسدي كه در آستانه انقلاب مهدي فراگير جامعه بشري مي گردد اشاره نموده اند كه گويي اين پيشگويي ها مربوط به همين قرن حاضر است:

1. آنگاه كه ديدي حق مرده و اهل حق از ميان رفتند.

2.و ديدي كه           ستم همه جا را گرفته است.

3.و ديدي كه           قرآن فرسوده شده و بدعتهايي از روي هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است.

4.و ديدي كه           دين بي محتوا شده، همانند ظرفي كه آن را واژگون نمايند.

5.و ديدي كه           اهل باطل بر اهل حق بزرگي جويند.

6.و ديدي كه          شر آشكار است و از آن نهي نهي شود و هر كه كار زشت انجام دهد معذورش دارند.

7.و ديدي كه           فسق اشكار گرديده و مردان به مردان و زنان به زنان اكنفا كتتد.

8.و ديدي كه           شخص مؤمن سكوت اختيار كند و سخنش را نپذيرند.

9.و ديدي كه           شخص فاسق دروغ گويد و كسي دروغ و افترايش را بر او باز نگرداند.

10.و ديدي كه            بچه كوچك مرد بزرگ را خوار شمارد.

11.و ديدي كه            پيوند خويشاوندي بريده شد.

12.و ديدي كه            هركه را بكار بد بستايند خوشحال گردد و سخن گوينده را به خودش باز نگرداند.

13.و ديدي كه            پسر بچه همان كند كه زنان كنند.

14.و ديدي كه            زنان با زنان تزويج كنند.

15.و ديدي كه            مداحي و چاپلوسي فراوان شده.

16.و ديدي كه            مرد مال خود را در غير راه  خدا خرج كند و كسي از او جلوگيري نكند.

17.و ديدي كه            چون شخص مؤمني را ببينند، از كوشش و تلاش او به خدا پناه برند.

18.و ديدي كه            همسايه، همسايه خود را اذيت كند و مانعي براي او در اين كار نباشد.

19.و ديدي كه            كافر خوشحال است از آنچه در مؤمن مي بيند و شاد است از اينكه در روي زمين فساد و تباهي بيند.

20.و ديدي كه            آشكارا شراب بنوشند و براي نوشيدنش گرد هم آيند.

21.و ديدي كه            امر به معروف كننده خوار است.

22.و ديدي كه            فاسق در آنچه خدا دوست ندارد نيرومند و ستوده است.

23.و ديدي كه            اهل قرآن و هر آنكه آن را دوست دارد خوار استو

24.و ديدي كه            راه خير بسته شده و راه شر مورد توجه قرار گرفته است.

25.و ديدي كه            خانه كعبه تعطيل شده و دستور به ترك آن دهند.

26.و ديدي كه            مرد به زبان گويد آن چه را عمل نكند.

27.و ديدي كه            مردان خود را براي استفاده مردان فربه كنند، و زنان براي زنان.

28.و ديدي كه            زندگي مرد از پس او اداره مي شود و زندگي زن از فرج او.

29.و ديدي كه            زنان مانند مردان براي خود انجمنها ترتيب دهند.

30.و ديدي كه            در ميان فرزندان عباس كارهاي زنانگي آشكار شد... و ديدي كه پولدار عزيزتر از مؤمن باشد و ربا آشكار شود و بر آن سرزنش نشود.

31.و ديدي كه            زن براي نكاح مردان با شوهر خود همكاري كند.

32.و ديدي كه            بيشتر مردم و بهترين خانه ها آن ها باشند كه به زنان در هرزگي كمك كنند.

33.و ديدي كه            مؤمن به خاطر ايمانش غمناك و خوار گردد.

34.و ديدي كه            بدعت و زنا آشكار گردد.

35.و ديدي كه            مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.

36.و ديدي كه            حلال تحريم شود و حرام مجاز.

37.و ديدي كه            دستورات ديني طبق تمايلات اشخاص تفسير گردد.

38.و ديدي كه            مردم چنان در ارتكاب گناه جري شده اند كه منتظر رسيدن شب نيستند.

39.و ديدي كه            مؤمن نتواند كار بد را نكوهش كند جز با قلب.

40.و ديدي كه            مال كلان در راه غضب الهي خرج شود.

41.و ديدي كه            زمامداران به كافران نزديك شوند و از نيكان دوري گزينند.

42.و ديدي كه            واليان در داوري رشوه گيرند.

43.و ديدي كه            پستهاي حساس دولتي به مزايده گذارده شود.

44.و ديدي كه            مردم با محارم خود نزديكي كنند.

45.و ديدي كه            به حرف تهمت و سوء ظن مردم را بكشند.

46.و ديدي كه            مرد به خاطر آميزش با زنان مورد سرزنش قرار گيرد.(همجنس بازي رواج مي يابد)

47.و ديدي كه            مرد از كسب زنش از هرزگي نان مي خورد و آن را مي داند و به آن تن در ميدهد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/09/12ساعت 3:9 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

.حضرت علی(ع) در یکی از خطبه های خود در اوصاف و احوال ما

 

مردم آخرالزمان الالخصوص زنان و دختران فرموده اند که :

 

" در هوش و ذهن خود بسپارید که نشانه های آنروزگار این چنین است. "

 

در آن زمان که بدترین زمانهاست مردم

 

1- دین خدا را به خاطر دنیا کنار می گذارند.

(کنار گذاشتن دین خدا به وضوح در بین اکثر دختران نمایان است.)

 

2- با افراد سفیه و بیخرد دوستی و همنشینی می کنند.

(دوستی های اینترنتی دختر و پسر که غوغا کرده است.)

 

3- مرد ها در تمام اوضاع و احوال با زنان هم عقیده شده و همراهی می کنند

(یعنی یک مرد به خاطر یک زن عقیده خودش را کنار می گذارد.)

 

4- خویشاوندی و ارتباط خانوادگی از بین می رود .

( یعنی ازدواج های نامشروع زیاد در نتیجه یک بچه پدر و مادر مشخصی ندارد.)

 

5- مدام پیرو هوی و هوسها می شوند.

(این یکی تفسیر با خودتان باشد.)

 

6- گنه کاری در میان مردم مشاهده می شود.

( دخترا الان کم گناه می کنند البته نه همگی بلکه اکثریت.)

 

7- هوی و هوس بسیار و سرگرمی ها متنوع می شود.

(مثلا سرگرمی دختر می شود چت کردن با پسر ها. )

 

8- زنان با مردان خود در کار و تجارت مشارکت می کنند

از حرص و ولعی که به دنیا داری دارند.

(یعنی یک جورائی پول پرست می شوند.)

 

9- صدای خوانندگان فاسد همه جا را فرا خواهد گرفت و با خوانندگی

 آنها فساد را توسعه و هوس های مردم را تحریک می کنند و

 مردم مدام به صدای این خوانندگان گوش می دهند.

 (مثلا کافیه یک بار سوار تاکسی بشی.)

 

10- مردم افراد خیانت کار به ناموسشان را افرادی مطمئن می دانند .

(یعنی یک جورائی مرد ها هم بی غیرت می شوند.)

 

11- زنهای هوس باز بر سواری ها سوار می شوند و در جاده ها می تازند.

(یعنی خیابان ها پر از زنان هوس باز و تحریک کننده می شود.)

 

12- با سوادان همه فاسد و بی بند و بار می شوند.

(مثل اکثر بازیگر های زن سینما و تئاتر.)

 

14- زنها خود را شبیه به مردان در می آورند.

(مثلا چادر کنار می رود و بلوز شلوار جایگزین آن می شود.)

 

15- تمام تلاش خود را برای دنیا و هوس های آن صرف می کنند.

(مثلا یک ساعت پای آینه به آرایش خودش ورمیره تا به عروسی بره.)

 

16- لباس هائی از چرم گوسفند بر تن خود می کنند در حالی که

دلهای آنها همچون گرگ درنده است.

( یعنی لباس های آنچنانی می پوشند مثل الآن.)

 

17- آشکارا حجاب را کنار می گذارند و همه لخت و برهنه

خود را در ملا عام به نمایش می گذارند.

(این یکی را واقعا می توانی درک کنی و یا ببینی)

 

18- هر جا که هیاهو و جنجال است زن ها هم شریک ماجرا و حضور دارند.

(یعنی هر جا که دیدی بگو و بخند است بدان که زن و یا دختری هم آنجاست.)

 

19- زن ها به شهوت رانی تمایل بسیار دارند و برای

هوس رانی و خوشگذرانی فورا آماده می شوند.

(دیگه چی بگم)

 

و آنگاه است که لحظه پیش بینی شده یعنی ظهور حضرت مهدی(عج)

 

نزدیک خواهد بود.

 

نکته اول و جالب توجه اینکه این شرایط حتی تا ده سال پیش هم قابل درک

 

 کردن نبودند و اما نکته دوم اینکه هر کس که بتوانند در این دوران دچار این

 

 خطرات آخرالزمانی نشود باید خدا را صد ها مرتبه شکر کند که ظهور عدالت

 

گستر گیتی و منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) را در دوران عمر خود و

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/09/12ساعت 11:4 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

 

                                           زنان اخر الزمانی

در روایات، ویژگیهای مختلفی برای زنان آخرالزمان ذکر شده است، از جمله این که:
1- زنانی هستند که در نوع پوشش، گرایش به پوشش های مردانه پیدا میکنند و این مسلما" ناشی از یک حالت روانی است که اگر زنی بخواهد اطوار و حالت های مردانه داشته باشد، یکی از تجلیاتش در نوع پوشش و لباسی است که استفاده میکند. به عبارت بهتر در آخرالزمان مرزهایی که جدا کننده زن و مردی است عمدتا" برداشته شده و نوعی اختلاط فرهنگی و دیگر ابعاد از جمله در پوشش بین زن و مرد مشاهده می شود.
 2- خصوصیت دومی که برای این زنان ترسیم شده این است که:  این ها علاوه بر پوشش ظاهری، در همه مسائل و در همه حالت ها زنانی هستند که می خواهند ژست مردانه بگیرند؛ لذا در روایت داریم که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «لعن الله المترجلات من النساء »؛ خدا لعنت کند آن گروه زنانی که سعی می کنند، حالت های مردانه به خود بگیرند.
3- مشخصه دیگری که برای زنان آخرالزمان ذکر شده این است که:  همانند مردان در بین آنها نوعی خود مشغولی پیش می آید و عمدتا" یکی از آسیبهای جدی زنان آخرالزمان این است که تلاش می کنند نظر زنان دیگر را به خود جلب کنند. در روایات داریم که:« یتسمن النساء للنساء »؛ یعنی زنان به جای اینکه برای شوهر مشروع خود آرایش کنند و آراستگی خاص برای او داشته باشند، همتشان این است که همجنسان خود را به سمت خویش جذب و جلب کنند. مطلب بعدی این است که نوع فریبایی خاصی در این طایفه و حالت های آنها دیده خواهد شد به قدری که قبله مردان می شوند. این که قبله شدن زنان به چه معناست،شاید معانی گوناگون داشته باشد. یکی از احتمالات این است که قبله شدن زن برای مرد به این معنا است که مرد در برابر زن کرنش و محل فروتنی و تواضع مرد قرار گیرد. یا این که شاید به این معنا باشد که تمام همت مردان، زنان می شوند، به عبارت دیگر در اسلام داریم که سعی کنید اعمالتان را رو به قبله انجام دهید، ممکن است در آخرالزمان برای مردان چنین اتفاق افتاده و تمام همت شان، زنان و رسیدن به تمنیات و خواسته های زنانشان باشد.
4- در روایت دیگری آمده است که: گاهی زنان به مسائل سوء گرفتار می شوند و شرایط طوری می شود که اگر مردی بخواهد حفاظت و غیرتمندی برای حفظ ناموس خودش بروز بدهد،مورد سرزنش قرار می گیرد. معمولا" مردها دعوت به گسیختگی، بی غیرتی و بی حفاظتی در مورد ناموس خودشان می شوند و از آنها می خواهند در این جهت حساسیت های خودشان را تماما" از دست بدهند

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/09/11ساعت 10:59 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

                                                         منجيان هاليوودي
                                                                


به تصوير كشيدن مباني معنوي و مذهبي و شخصيت‌هاي قدسي، هنر خاصي را مي‌طلبد كه تنها هنرمندان سليم‌النفس و متعهد مي‌توانند از عهده آن برآيند.


در هنر نمي‌توان مستقيم سخن گفت و يا پند و اندرز داد. هنر سينما كه اصالت و اساس آن بر تصوير است، به عكس ديگر هنرها، مشكل‌تر مي‌تواند چنين مفاهيمي را به زبان خود ترجمه كند و به گونه‌اي كه به اين مفاهيم لطمه نخورد، آن را در خود حل كند يا به واقع خود در آن حل شود. در عين حال، بايد گفت مؤثرترين روش براي ماندگار كردن مفاهيم مذهبي و ديني به تصوير كشيدن آن‌هاست.

آمريكا جنگ خليج فارس را به مدد رسانه‌هاي تصويري و سينما به راه انداخت. جنگ عراق را نيز همين‌طور، با ساختن يك دروغ ساده كه صدام سلاح‌هاي هسته‌اي يا كشتار جمعي دارد و به شدت براي امنيت ما خطرناك است. در حالي كه اگر هم امريكا مي‌خواست به تلافي يازده سپتامبر و القاعده كاري كند تا عصبانيتش تخليه شود، ربطي به عراق نداشت. همان كاري كه بر سر افغانستان آورد، كافي بود. تمام اين بدبختي، لشكركشي و قتل و تجاوز، به خاطر يك دروغ بود. دروغي كه مي‌دانيد از فرط تكرار توسط رسانه‌هاي مختلف به ويژه تصويري و بازهم به ويژه سينما، راست و حقيقي جلوه داده مي‌شود تا جنگ عراق را توجيه كند.

يا مثلاً مي‌خواهد با يك دروغ بزرگ‌تر كه كاملاً تخيلي و غير واقعي است، مثل حمله فضايي‌ها به زمين و ايجاد نگراني در مردم در اين مورد به واسطه فيلم هاي سينمايي مثل جنگ ستارگان و از اين قبيل، توجيه كند كه بايد تسليحات خود را افزايش دهيم تا خطر حمله فضايي‌ها كاهش پيدا كند! و يا با اين توجيه كه ما از شر سارقان، تبهكاران و قاتلان در امان نيستيم، بايد مثل آب خوردن مجوز حمل يا خريد اسلحه به مردم بدهيم، حتي به كودكان! فيلم بولينگ براي كلمباين مايكل مور را كه ديده‌ايد؟!



همه به دنبال منجي مي گردند
تمام اديان الهي و غير الهي، به آخرالزمان و اين‌كه روزي مي‌رسد كه همه شر در مقابل همه خوبي و نيكي مي‌ايستد، معتقدند و انتظار ظهور يك منجي را مي‌كشند كه نماد نيكي‌هاست و ظلم و بدي را در آخرالزمان از بين خواهد برد. بودايي‌ها و هندوها منتظر آمدن (گوتمه) يا بوداي پنجم هستند، زرتشتي‌ها در انتظار سوشيانت (يا سوشيانس) و مسيحيان هم معتقدند كه حضرت عيسي دوباره از اورشليم و بيت المقدس ظهور مي‌كند. يهودي ها هم مي‌گويند عيساي واقعي هنوز نيامده است.

اما در فيوچريسم (آينده‌گرايي) مسلمانان، شيعه و حتي سني در انتظار ظهور مهدي صاحب الزمان هستند، اما با يك تفاوت با اديان ديگر. آن‌ها منجي‌شان از آسمان ظهور مي‌كند و در همان وقت ظهور به ميان مردم مي‌آيد، اما منجي ما مسلمانان، هم اكنون در ميان مردم زندگي مي‌كند و در مشكلات و سختي‌ها همراهيشان مي‌نمايد، بدون آن‌كه كسي او را بشناسد و از روي همين در زمين قيامش را آغاز مي‌كند، نه آن‌كه از آسمان فرود آيد، يا مثل عيسي مسيح در حالي‌كه خود مسيحيان (به اشتباه) معتقدند دوهزار سال پيش به صليب كشيده شده و از دنيا رفته است، دوباره زنده شود. منجي ما عمر هزارساله دارد و پنهان از ديد مردم است، اما زنده است و عيني. بنابراين در زندگي مسلمانان تجلي خاصي مي‌يابد و همه اكنون هم از او مدد مي‌گيرند و در انتظار او سعي دارند كارهاي نيك انجام دهند و زمينه را براي ظهور حضرتش فراهم سازند. در حالي كه انتظار اديان ديگر جلوه‌اي در زندگي معمولشان ندارد.

جالب است بدانيد كه تأثير اين تجلي عيني فرهنگ انتظار زماني براي غرب مشخص شد و او را به وحشت از منجي ما انداخت كه انقلاب اسلامي پيروز شد و جلوه‌هاي حضور و ياري آن حضرت در پيروزي انقلاب و زمان جنگ تحميلي بيش‌تر نمود يافت. غرب دانست كه چيزي غير از امكانات و تجهيزات نظامي و تكنولوژي هم وجود دارد كه ضمن بسيج مردم و هماهنگي در اعتقاداتشان، اين نيرو را به آن‌ها مي‌بخشد كه در عين كمبود امكانات، با تكيه بر ايماني قوي در جبهه‌هاي نبرد براي شهادت و كشته شدن در راه خدا از هم سبقت بگيرند. به واسطه همين حيرت بود كه براي شناخت فرهنگ انتظار و عامل ايجاد اين ايمان قوي در سال 1984(1362 هجري شمسي) كنفرانسي در اسرائيل و در شهر تل‌آويو برگزار شد تا به تأثير اعتقاد به مهدويت در ميان مسلمانان به ويژه شيعيان ايران بپردازد. در اين كنفرانس به اين نتيجه رسيدند كه هويت سياسي شيعه و عامل موفقيت آن، اعتقاد به مهدي (عج) است و گفتند: اين‌ها به اسم امام حسين (ع) قيام مي‌كنند و به اسم امام زمان (ع) قيامشان را حفظ مي‌كنند.

از آن پس بود كه هاليوود توجهش به اين منجي جلب شد و اهميت آن را درك كرد. او تأثير مهدويت را در تعارض با خواسته هاي خود ديد و سعي كرد بر ضد آن فيلم بسازد و ماجرا را به گونه‌اي ديگر جلوه دهد. غربي‌ها معتقدند: اگر بتوانيد آينده را پيش بيني كنيد، خودتان هم مي‌توانيد آن را بسازيد.

هاليوود كه به تأثير تصوير در فرهنگ سازي و تغيير مباني فكري و اعتقادي جوامع ايمان آورده بود، به سرعت شروع به ساخت و تهيه فيلم‌هايي كرد كه به نوعي به آخرالزمان و ظهور منجي مي‌پرداخت. براي همين اورسون ولز كارگردان يهودي مشهور سينماي هاليوود كه فيلم همشهري كين او در زمره بهترين فيلم‌هاي دنيا جاي گرفته بود، فيلمي ساخت به نام پيشگويي‌هاي نوسترآداموس و در اين فيلم منجي را كسي معرفي كرد كه نام آخرين پيامبر را برخود دارد و مسلمان است، اما به حدي كشتار مي‌كند و برخوردي وحشيانه با مردم دارد كه عملاً هركسي از او متنفر خواهد شد. لباس او عربي مانند است و دستاري بر سر دارد. پيام كل فيلم آن است كه اين منجي مسلمانان فرد محبوبي نخواهد بود و ششصد ميليون مسلمان در خاورميانه وجود دارند كه ثروت عظيمي از گاز و نفت و ذخاير طبيعي در اختيار دارند و براي صلح جهاني خطرناكند. ولز براي اين فيلم اسكار هم گرفت.

بعد از آن، بازي كامپيوتري يامهدي نيز ساخته شد كه با همان رويكرد بالا موجب ايجاد نفرت از ظهور منجي به اين نام در ميان جواناني شد كه چندان اطلاعي از نحوه ظهور حضرت و مباني اعتقادي شيعه نداشتند.



آرماگدون
كلمه آرماگدون كه به عربي (هرمجدون) خوانده مي‌شود، واژه‌اي است در اصل يوناني كه معناي لغوي‌اش به معني نبرد نهايي حق و باطل (يا خير و شر) در آخرالزمان است. اين نبرد در محلي به همين نام، طبق آنچه در باب مكاشفات يوحنا در انجيل عهد جديد آمده است، رخ مي‌دهد و سرنوشت نهايي بشر به آن بستگي دارد. با همين نام فيلم‌هايي ساخته شده كه به نبرد فضايي‌ها كه نماد شرند و زميني‌ها كه نماد خيرند، مي‌پردازد و به نوعي اين واقعه را تحريف مي‌كند.

مي‌گويند سازمان سيا در پرونده‌ حضرت مهدي، فقط عكس ايشان را كم دارد. در واقع آن‌ها به اهميت ايشان براي مسلمانان پي‌برده‌اند و حدس مي‌زنند كه اين واقعه نزديك است. بنابراين مي‌خواهند نوعي آمادگي در مردم خودشان ايجاد كنند و القا نمايند كه نيروي برتر در مقابله با اين واقعه، آمريكا و تكنولوژي اوست و در صورت وقوع اين امر، يك قهرمان آمريكايي دنيا را نجات خواهد داد. اين قهرمان حتي بر بلاياي طبيعي هم غلبه مي‌كند و در واقع از دست طبيعت هم كاري ساخته نيست تا جلوي تكنولوژي آمريكا بايستد. نشان دادن اين مسئله در فيلم‌ها، غير از مرعوب‌كردن شرقي‌ها و به ويژه مسلمانان در اين كه هرگز نمي‌توانند با اين قدرت برتر مبارزه كنند، موجب مي‌شود كه جهان سوم به نوعي در مقابل اين تكنولوژي منفعل شود و خلاقيت و توانايي خود را ناديده بگيرد و تنها، مصرف‌كننده تكنولوژي خارجي باشد و نه توليد كننده. چون غرب مي‌داند كه توليد كردن فكر، انديشه، و در نهايت فناوري منجر به قدرت گرفتن مسلمانان خواهد شد.

در هاليوود انواع آخرالزمان‌ها به تصوير كشيده شده است. آقاي مجيد شاه حسيني در كتاب پيش‌گويي‌ها و آخرالزمان گونه‌هاي مختلف آن را به پنج گروه تقسيم كرده‌اند :


 

1. آخرالزمان تكنولوژيك:

ساخته‌هاي دست بشر روزي بر ضد او مي‌شورند و تكنولوژي دشمن خالقش خواهد شد. اين موضوع در اين فيلم ها به تصوير كشيده شده است : دكتر فرانكشتاين، ترميناتور و ماتريكس يك و دو. منجي در اين آثار معمولاً يك انسان دانا و شجاع (والبته آمريكايي!) است كه با شهامت و دانش خود، پيروانش را هدايت مي‌كند و دشمن را كه همان مخلوق اوست شكست مي‌دهد. دقت كنيد به نوع رهبري مورفيوس و نئو در ماتريكس. و اين كه نئو يا منجي خود يك تكنسين كامپيوتر است كه بر ضد ابركامپيوتر و فضاي مجازي قيام مي‌كند.




2. آخرالزمان طبيعي:

بالاخره طبيعت كه مورد هجوم انسان قرار گرفته و انواع آلودگي‌هاي زيستي در آن پديد آمده است، عليه نسل بشر عصيان مي‌كند و وقايعي چون سيل، زلزله، گردباد و آتشفشان‌هاي عظيم يا برخورد شهاب سنگ‌ها را موجب مي‌شود، يا چون انسان در ژنتيك دستكاري كرده و در واقع در كار خدا دخالت نموده است، هيولاهاي ناشناخته قرون اوليه حيات بشر بر زمين پديدار مي‌شوند و انسان را محاصره مي‌كنند. در اين‌جا نيز منجي هماني است كه در بالا اشاره شد و البته ويژگي مهمش آمريكايي بودن اوست! مانند فيلم‌هاي برخورد عميق، آرماگدون، قله دانته، دنياي آب، گودزيلا، و پارك ژوراسيك.




3.آخرالزمان ديني:

مهم‌ترين رويكرد سينماي هاليوود است كه به دو شيوه مستقيم و غير مستقيم شرايط آخرالزماني را به تصوير مي‌كشد. در اين مورد نيروي شر، يا شيطان است با وسوسه‌هايش، يا با حضور فيزيكي‌اش، يا ضد مسيح (آنتي كرايست) يا دجال، كه در زمان خاصي از زندان خود رها مي‌شود و حيات بشر را تهديد مي كند. منجي نيز طبيعي است كه يك متدين( كشيش يا قديس) است كه سحر شيطان را باطل مي‌كند. (اين منجي هم آمريكايي است!) به فيلم‌هايي نظير جن‌گير يك و دو، طالع نحس، و پايان روزگار دقت كنيد.



4. آخرالزمان علمي ـ تخيلي:

در اين روش، سينماگران واقعيت و خيال را با هم تلفيق كرده و به مقصود خود مي‌رسند. نيروهاي شر همان فضايي‌ها هستند كه از آن‌سوي كهكشان و از اعماق تاريك فضا به زمين حمله ور مي‌شوند و منجي در اين‌جا نيز با دانش و شجاعت خود مهاجمان فضايي را از بين مي برد. (يك آمريكايي!) مانند مجموعه فيلم‌هاي بيگانه، روز استقلال، عنصر پنجم، و مجموعه جنگ ستارگان.



5. آخرالزمان اسطوره‌اي يا افسانه‌اي :

اين نوع اخيراً بسيار مورد توجه هاليوود قرار گرفته و انواع فيلم‌هاي توليد شده در اين‌باره نشان دهنده نوعي علاقه هاليوود به طرح آن است. سري سه گانه ارباب حلقه‌ها، و سري فيلم‌هاي هري پاتر كه اكنون فيلم‌ها و كتاب‌هاي آن بسيار پرفروش شده و سود سرشاري را نصيب سازندگان آمريكايي كرده، از اين گونه است.

از ديگر فيلم‌هاي اين‌گونه مي‌توان موميايي، بازگشت موميايي، عقرب شاه، جادوگر مرلين، و.... را نام برد. در اين فيلم‌ها يك هيولاي ناديده يا جادوگري وحشتناك و افسانه‌اي زندگي انسان‌ها را تهديد مي‌كند و منجي و يارانش بايد به سرزمين اسرار آميز اين هيولا سفر كنند و با زيركي و توانايي خود با او بجنگند، زيرا او را فقط با سلاح‌هاي اسرارآميز و جادويي مثل خودش مي توان از ميان برداشت. سرانجام هم با كشف يك طلسم يا ابزاري سحرآميز (نگاه كنيد به حلقه در ارباب حلقه ها يا هنر جادوگري هري پاتر) نماد شر و بدي از بين مي رود.


محتواي تمام اين فيلم‌ها برگرفته از آموزه هاي مسيحيت و يهوديت است و در آن‌ها نشانه‌هاي فراوان از اين آموزه ها به چشم مي‌خورد.

در 95 درصد اين فيلم‌ها منجي يك آمريكايي خوب است كه يا مسيحي است يا يهودي. آدم‌هاي بد ماجرا هم يا شرقي هستند يا مسلمان، يا يك شرقي مسلمان و عمدتاً هم از نژاد عرب. (نگاه كنيد به يكي از فيلم‌هاي اخير كه در آن يك هواپيما رباي تبهكار، مسلماني است از تبار عرب و با نامي عربي و وسط هواپيما هم نماز مي‌خواند، با بازي ديويد ساچت، همان بازيگر معروف نقش پوآرو كه وي را در سريال پوآرو كه از تلويزيون خودمان هم پخش شد، ديده‌ايد! )

بد نيست نگاهي به فيلم‌هاي مطرح و پرفروشي كه اين آخرالزمان را تبليغ مي كنند بيندازيم:
 


ماتريكس يك و دو و سه:         

 

حتماً فيلم را با آن جلوه‌هاي ويژه اعجاب‌آورش ديده‌ايد. نئو منجي است و آشنايي با مورفيوس، رهبر يك گروه مخفي كه فضاي مجازي را كشف كرده‌اند و مي‌خواهند مردم را از آن آگاه كنند، او را به سوي وظيفه اصلي‌اش كه نجات مردم و سرزمين زايان است، رهنمون مي‌كند. زايان همان تغيير يافته انگليسي كلمه صهيون خودمان است كه اكنون در اخبارمان مي‌گوييم صهيونيست‌ها يا زايانيست‌ها. زايان به عنوان شهر آرماني و مدينه فاضله‌اي مطرح مي‌شود كه همه بايد به آن‌جا بيايند و به رستگاري و خوشبختي برسند. (آموزه‌هاي يهودي)



اطرافيان و ياران مورفيوس هم دقيقاً به تعداد و خصوصيات حواريون عيسي هستند. (آموزه‌هاي مسيحي) خود مورفيوس نيز خداي تجسم يافته است، زيرا يهود و مسيحيت معتقدند خدا مي‌تواند مجسم شود. چنان‌چه در انجيل يوحنا آمده است كه : خدا كلمه بود، و كلمه جسم شد، و نزد ما ساكن گرديد و خدا پدر عيسي است.

نماد اتاق 303 در طبقه سوم ساختمان هم نشانگر تثليث است. اين‌ها از موارد عرفي يا مذهبي‌اند. ترينيتي نيز در اين فيلم به نوعي با حضرت مريم ارتباط پيدا مي‌كند.




ارباب حلقه‌ها :

در اين فيلم منجي فرودو است. از نژاد پست‌تر ‌هابيت كه به همراهي يارانش بر سارومان كه نمايانگر شر و پليدي است، مي‌جنگد. اين شخصيت به هيچ وجه كامل نيست ـ كامل از لحاظ انساني و نه پرداخت آن در فيلمنامه ـ او بدون اشتباه نيست. خيلي جاها وسوسه مي‌شود كه حلقه را براي خودش بردارد و قدرت آن را به دست آورد. يك شخصيت خاكستري مايل به سفيد كه لازم نيست هيچ خطايي نكند. دقت كنيد كه منجي آمريكايي چه خصوصياتي دارد.


البته غير از بار فرهنگي و اعتقادي نبرد آرماگدون، اين فيلم‌هاي جادوگري جديد را از لحاظ اجتماعي هم مي‌توان بررسي كرد. در دنياي تكنولوژي‌زده و به شدت علمي غرب كه خشكي و بي روحي را هم به دنبال دارد، رخ دادن معجزه، وجود موجودات افسانه‌اي و ناميرا و با قابليت‌هاي جادويي براي مردم يك جامعه خيلي جذاب مي شود. در مورد هري پاتر هم همين طور است.



 هري پاتر

 

 يكي از سينماگران غربي درباره پديده هري پاتر گفته است : هري پاتر قرار است مسئله پيچيده فردا (بخوانيد آينده) را براي ما و كشورهايي كه به آن‌ها در حال توسعه مي‌گويند، حل كند (منجي غرب) اين طوري مصائب مشتركي بين نوجوانان خودمان و بقيه پيدا مي‌كنيم و ما هم مي‌توانيم دقيق‌تر درباره ايده‌هايمان ( بخوانيد مباني فكري و نظري مان) با يك زبان بين المللي (همان تصويري كه اشاره شد و سينما) حرف بزنيم.


هري پاتر خود يك جادوگر است، اما نه يك جادوگر منفي و ظالم مانند لرد ولدمورت كه دشمن اوست. او نوجواني است با ويژگي معمولي همه نوجوان‌هاي دنيا كه تنها تفاوتش اين است كه به مدرسه جادوگري هاگوارتز مي‌رود. اين شخصيت بدون مرز است. چون با وجود همه تفاوت‌هاي فرهنگي بين كشورها، مدرسه‌ها در سرتاسر دنيا يك قوانين ثابت دارند. با فيلم‌هاي ارباب حلقه‌ها و هري پاتر، جهاني سازي خيلي راحت تر اتفاق مي‌افتد.


مي‌بينيد كه منجي مورد نظر آن‌ها هيچ شباهتي به منجي ما ندارد. سعي دارند كسي را به اين عنوان معرفي كنند و ذهن مردم را غرق در آن كنند كه ديگر لزومي نداشته باشد به مسئله انتظار به درستي بينديشد. آن وقت ما چه كرده‌ايم؟ انتظار را و ظهور منجي خود را چقدر در فيلم‌هايمان به تصوير كشيده‌ايم؟ مي توانيد بشمريد!


يك راهكار


به گفته دكتر بلخاري، در دانشگاه براي دانشجويان هنر ما به ويژه سينما كه يك هنر صنعت كاملاً وارداتي است، فقط آموزه‌هاي غربي و تكنولوژي آن‌ها تدريس مي‌شود. بنابراين دانشجويان، تكنيك را از غرب مي‌گيرند. تا اين جا مشكلي نيست، اما غرب به قدري در اين زمينه عميق كار كرده است كه تنها عده كمي مي‌توانند فقط تكنيك را بگيرند و محتوا را نگيرند.

بايد كساني كه به اين عرصه پا مي‌گذارند، قبل از آن خودسازي فرهنگي، ملي و ديني كرده باشند تا تحت تاثير آن تكنولوژي و روحش قرار نگيرند و مرعوب آن نشوند. دكتر بلخاري در اين‌باره پيشنهاد خوبي دارد : بايد يك تيم متخصص حوزوي، محورهاي مهم و محتوا را از منابع اصيل اسلامي استخراج كند و تيم متعهد ديگري كه دست اندركار هنر و سينماست اين معنا را به تصوير بكشد. تاريخ و تجربه نشان داده است كه تلفيق تعهد و تخصص بسيار كارساز است.


يك خبر جالب!

حتماً شنيده‌ايد كه جناب بن‌لادن كمي تا قسمتي ادعاي مهدويت كرده است و خود را منجي جهان اسلام مي پندارد! اين خبر را بگذاريد كنار اين يكي كه طبق مقاله بولتن خبري جي دو كه يك سرويس خبري به روز است و به بررسي موضوعات امنيتي و اطلاعاتي مي‌پردازد و تنها براي مشتركين‌اش ارسال مي‌شود (به تاريخ نه فروردين 83): برخي از بازداشت شدگان زندان گوانتانامو، به بازجويان گفته‌اند كه به اين علت به تشكيلات القاعده پيوسته اند كه تصور مي‌كرد‌ه‌اند بن لادن همان مهدي منتظر است.

و يك خبر ديگر، اين‌كه يكي از امامان جماعت عراق بعد از آزادي از دست آمريكايي‌ها گفته است: افسران آمريكايي به دنبال مهدي موعود مي‌گردند و از من در مورد او و محل اقامتش سؤال مي كردند.

منتظر ساخت فيلم هايي هاليوودي كه به نوعي به اين اخبار مربوط شوند، باشيد!

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/30ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

شرکت و نمایش فیلم انیمیشن "پرسپولیس" در جشنواره فیلم کن ، بعد از فیلم "300" ، بار دیگر قضیه فیلم های ضد ایرانی را به طور جدی در داخل و خارج کشور مطرح ساخت و این بار حتی خیلی سرراست و مستقیم بنیاد سینمایی فارابی را درگیر خود ساخت ، به طوری که طی نامه اعتراضیه ای به مسئولان جشنواره فیلم کن ضمن انتقاد به نمایش فیلم "پرسپولیس" ، نسبت به عدم پذیرش آثار سینمای ایران در این جشنواره اعتراض شد.

نمی دانم تا چه اندازه مقوله فیلم و سینما با بیانیه و اعتراضیه و تکذیبیه و سخنرانی و امثالهم جور در می آید؟ فقط این را می دانم که سینمای غرب و همین جشنواره کن هرگز با این شیوه ها برروی ذهن مخاطبانشان تاثیر نگذاشته و تلاش نکرده اند با ابزار و روش های مذکور ، خود را به تماشاگرانشان بقبولانند. دو سال پیش در همین جشنواره کن ، فیلم معروف و ضد بوش مایکل مور (فارنهایت 11/9 ) ، نخل طلایی جشنواره را برای نخستین بار نصیب  یک فیلم مستند کرد و البته دولت بوش یا مثلا سخنگوی کاخ سفید و امثال آن هم به مدیران جشنواره اعتراضی نکردند. چند سال پیش انیمیشنی تحت عنوان "ساوت پارک" در سینمای آمریکا تولید شد ، که به دلیل زیر سوال بردن برخی شیوه ها و روش های جاری در سیستم اجتماعی و سیاسی  آمریکا ، اعتراضات زیادی را برانگیخت و حتی ترانه آن با اینکه در مراسم اسکار نامزد دریافت جایزه گردیده بود ، اما به دلیل مغایرت با شئوونات اخلاقی و اجتماعی ، در همان مراسم هم پخش نشد. اگرچه اینگونه تحرکات در سیستم رسانه ای خاص غرب که بیشتر در تیول سرمایه داران و لابی های صهیونیستی است ، ناشی از اختلافات کبوترها و بازها (دمکرات ها و جمهوری خواه ها) تلقی می شود ، اما به هرحال در مقابل این فیلم های به اصطلاح ضد آمریکایی ، بیانیه و اعتراضیه و تکذیبیه صادر نشد بلکه فی المثل عوامل حزب جمهوریخواه به همان سازندگان انیمیشن "ساوت پارک" پول هنگفتی پرداخت کردند تا انیمیشنی دیگر ساخته شود  تحت عنوان "تیم آمریکایی : ژاندارم جهانی" تا این بار تمام بازیگران و هنرمندان هالیوود که ضد حزب جمهوریخواه  و به اصطلاح آنتی بوش بودند را زیر علامت سوال برده و به همدستی با رهبر کره شمالی در سوق دادن دنیا به سوی یک جنگ هسته ای ، متهم کند!  در آن انیمیشن ، اسامی برخی بازیگران معروف هالیوود مانند شان پن ، تیم رابینز، سوزان ساراندن ،  جرج کلونی و رابرت دونیرو  ...به طور علنی مطرح شده بود که فکر می کنم ساخت چنین فیلمی در ایران ، همه هنرمندان را شکایت به دست ، پشت درهای دادگستری به صف می کرد!! اما آن بازیگران و هنرمندان ، چنین کاری نکردند و به جای آن مثلا" شان پن" در فیلمی به نام "همه مردان شاه" بازی کرد که در آن تمامی سلامت انتخابات و صلاحیت کاندیداهای جمهوری خواه  خدشه دار می شد یا  سوزان


ساراندن در تظاهرات ضد بوش حضوری فعال داشت وجرج کلونی علاوه برساخت فیلم "شب بخیر و موفق باشید" که دوران سیاه مکارتیسم را در امروز آمریکا معنا می کرد ، در فیلم "سیریانا" نقش اصلی را داشت که به حضور  کمپانی های نفتی آمریکا و سازمان سیا در پشت صحنه تروریسم بین المللی می پرداخت و همچنین رابرت دونیرو هم فیلمی به نام "چوپان خوب" را جلوی دوربین برد که تولد سازمان سیا را در گروهی مخوف تصویر می کرد و دخالت های آمریکا در کشورهای دیگر را از زمان جنگ دوم جهانی مورداشاره قرار می داد.

مقصود از همه مثال های فوق  این است که پاسخ هر کنشی ، زمانی موفق به نظر آمده که از جنس خود آن کنش شکل گرفته است. نمی شود مثلا وقتی دشمنی با توپ و تانک به کشور ما حمله کرده ،  با بیانیه و سخنرانی به مقابله اش برخاست. نمی توان برای یک بازی فوتبال که رقیب ما از هر جهت خود را برای بردن  آماده ساخته ، مثل برخی مربیان فقط به حواشی پرداخت و مثلا اطلاعیه صادر کرد که چرا تیم مقابل فلان بازیکن و بهمان مربی را استخدام کرده است. اما متاسفانه گویا ما عادت کرده ایم که هر زمان خود را بازنده احساس می کنیم ، به نا داوران و ماجراهای پشت پرده گیر بدهیم تا تمام گناهان را از گردن خود باز کرده و به قول سیاستمداران ، فرافکنی کنیم.

راستی اگر گفته می شود ، فیلم انیمیشن "پرسپولیس" واقعیت های ایران و انقلاب اسلامی را منعکس نمی کند ، خود ما در سینمای ایران ، چند تا انیمیشن تولید کرده ایم   تا واقعیت های مذکور را به جهانیان بنمایاند؟ چند انیمیشن یا فیلم برای مخاطبان داخل کشور ساخته شده که تصویر درستی از تاریخ ایران و واقعیت های انقلاب اسلامی را بر پرده ببرد؟ دراین یک دهه اخیر کدام یک از فراز و نشیب ها و به اصلاح بزنگاههای تاریخ کهن یا معاصر ایران در فیلم های تولیدی سینمای ایران منعکس گردیده تا نسل امروز به حقایق تاریخی کشورمان  آگاه شود؟ مثلا آیا درباره مشروطیت (که می گویند سرآمد آزادیخواهی تاریخ یکصدساله ملت ایران است) ، فیلمی جلوی دوربین رفته ؟ درباره قضایای ملی شدن صنعت نفت چه ؟ ( که امروزه در جریان حق انرژی هسته ای برای ایران بسیار می تواند به استدلالات نسل سوم کمک نماید ) ، در مورد کودتای 28 مرداد چطور؟ (که همچنان یکی از ادعاهای تاریخی  ایران علیه آمریکا به حساب می آید  و البته اکثریت نسل امروز و شاید هم دیروز از آن چیزی نمی دانند) ،  راجع به قیام  15 خرداد 1342 و وقایع قبل و بعدش (که به تعبیر دوست و دشمن مهمترین نقطه عطف تاریخ معاصر ایران به شمار آمده  ) یا درباره  17 شهریور و امثال ، آن چه فیلمی ساخته شده است ؟ آیا در انتظاریم که بازهم از آن سوی آب ها ، در باره این موضوعات فیلم بسازند و ما به دادن بیانیه و اعلامیه و اعتراضیه اکتفا کنیم؟

نگوییم سرمایه و امکانات ما در حد پول و قدرت رسانه های آمریکایی نیست. با همین بضاعت اندک در مقابل آن هیمنه پر سر و صدا بوده که امروزه  انقلاب اسلامی  علیرغم تمامی تبلیغات شبانه روزی رسانه های غربی در بسیاری از کشورهای مسلمان و غیر مسلمان،  اعتباری  صد چندان برای ایران به بار آورده است. برای اثبات این ادعا همین بس که در یکی از رسانه هایی که با همان 75 میلیون دلار کنگره آمریکا به تبلیغات مداوم علیه ایران مشغول است ، مصاحبه شونده ای از کنار کنفرانس شرم الشیخ با حیرت فوق العاده ای گزارش می داد ،  در مصر به هر تاکسی که سوار می شده ، راننده  و مسافران با اطلاع از ایرانی بودن وی ، از مواضع ایران علیه آمریکا تجلیل می کرده اند و از اینکه رییس جمهور ایران به عنوان یک مسلمان آنچنان با شجاعت علیه قدرت های جهانی سخن می گوید ، برخود می بالیدند.یادمان باشد که در کشوری همچون مصر رسانه های غربی بیشترین برد را دارا هستند.

در یکی از همان برنامه ها،  مصاحبه شونده دیگری اعتراف می کرد ، در ذکر  اهمیت امروز جمهوری اسلامی همانقدر کافی است که ببینیم زمانی همه کشورهای غربی براین باور بودند که توسط صدام به راحتی ایران را حذف خواهند کرد و کشورهای عربی و شیخ نشین ها هم راه به راه برای حمایت از صدام چک های میلیارد دلاری می کشیدند ولی امروز آمریکا مجبور شده اعتراف نماید که بدون حضور ایران در مذاکرات نمی توان به صلح پایداری در عراق رسید! همه اینها در حالی است که می گویند قدرت رسانه ای آنها کجا و توانایی ما کجا؟ مگر حزب الله لبنان چگونه خود را در مقابل ارتش قدرتمند اسراییل اثبات کرد ؟ به جز اینکه با توکل برخدا ، مردانه در جلویش ایستاد و مقاومت کرد؟آیا می توانست در مقابل آن حمله ناجوانمردانه ، با صدور اعلامیه و بیانیه و اعتراضیه و مثلا پناه بردن به سازمان ملل و شورای امینت ایستادگی کند و هویت و حیثیت خود و سرزمینش را حفظ نماید؟

رسانه های دنیا در طی آن جنگ نفس گیر 33 روزه طرف کدام را گرفتند و علیه کدام طرف تبلیغات کردند؟ در آخر ماجرا ، برخلاف آن تبلیغات سرسام آور  افکار عمومی دنیا حق را به کدام طرف داد؟ آیا گزارش  اعتراف گونه وینوگراد (که از سوی خود صهیونیست ها ارائه شد) ، اثبات شکست ارتش اسراییل با همه قدرت نظامی و اقتصادی و رسانه ای غرب که پشت او ایستاده بود ، نشانگر آن نیست که همه چیز را قدرت مادی تعیین نمی کند؟

سینمای ما که بایستی آینه تمام نمای انقلاب اسلامی ایران باشد تا چه حد توانسته پا به پای گسترش  فرهنگی آن در سرزمین های دیگر پیش رود؟ آیا این سینما نمی بایست به عنوان سفیرفرهنگی این انقلاب و سرزمین ، پیشاپیش حرکت می کرد و راه اندیشه  و تفکر انقلاب را باز می نمود ؟ اما متاسفانه امروز در حالی که دیری است به خواست خدا و تلاش یاران انقلاب ، راه مذکور در سرزمین های دیگر باز شده اما سینمای ایران همچنان منفعل و تماشاگر ایستاده  و تنها به حرکات تدافعی بسنده می کند. نهایت این است که برخی دوستان آنچنان برآشفته می شوند که می خواهند سریعا فیلم هایی در پاسخ آثار ضد ایرانی بسازند! آیا می توان از سینما مانند یک تریبون سخنرانی برای پاسخ و جوابیه بهره گرفت؟ تاکنون این جوابیه ها به کجا رسیده است؟ چرا سینمای ما همواره در پی ارائه عکس العمل است و برای در دست گرفتن ابتکار عمل ، کمتر تلاشی به خرج می دهد؟ (ضمن احترام عمیق  به همه دوستان و عزیزانی که برای معرفی هویت و باور ایران و ایرانی فیلم ساختند ، احتمالا خود این عزیزان نیز تصدیق می کنند که این کوشش ها به هیچ وجه در حد و اندازه مجاهدت ها و فداکاری های ملت ایران برای اعتلای سرزمین و مذهبشان نبوده است).

شاید که  انیمیشن "پرسپولیس " واقعیات جامعه ایران را واژگونه منعکس نماید ولی براستی چند درصد آثار تولیدی در همین سینمای خودمان ، واقعیات جامعه ما را به طور صحیح بازتاب داده اند؟!! مثلا چقدر از واقعیات جامعه ایران و انقلاب  در فیلم هایی مانند :"کما" یا "عطش" و یا "آدمک ها" نمایش داده شد؟ آثاری همچون" یک شب" یا "ازدواج صورتی" و یا "بابا عزیز" چقدر از این واقعیات را منعکس کردند؟ نظرتان درباره فیلم هایی مثل "هوو" و "گاومیش ها" و "عروسی مهتاب " چیست؟

متاسفانه باید گفت نمونه فیلم های ذکر شده بسیارند که گویا کاراکترهایشان از جای دیگری به جز جامعه ایران آمده اند یا از گوشه های تاریک این اجتماع بیرون کشیده شده و به قول آن طرفی ها "اگزجره" شده اند(همچنانکه شاید در انیمیشن "پرسپولیس هم چنین شده باشد)  و یا اصلا خیالی هستند . اشکالی ندارد ، سینما جای خیال پردازی و سیالیت ذهن است ولی اگر در مورد سینماگران خودمان قائل به خیال هستیم ، حتی در وارونه جلوه دادن واقعیات جامعه امروز ایران مثلا در فیلمهایی همچون "یک بوس کوچولو" یا "ملاقات با طوطی" و یا "چند روز بعد" ، چرا در مقابل نمونه های خارجی اینچنین برمی آشوبیم و کارمان به صدور بیانیه و اعلامیه می کشد؟

نکته جالب اینکه امروزه در سینمای غرب همواره سعی می شود ،  قصه های ملودرام یا حادثه ای و یا تخیلی و حتی کمدی بر زمینه هایی از وقایع تاریخی یا واقعیات روزمره جامعه روایت شود. فی المثل در فیلمی همچون "گنج ملی" (باشرکت نیکلاس کیج) در قالب یک ماجرای حادثه ای و معمایی ، مخاطب را به سیری در تاریخ آمریکا و چگونگی بنیادگذاری اش می برد یا در فیلمی مانند "مرد سال" ، بری لوینسن در چارچوب داستانی طنزآمیز ، کل سیستم انتخاباتی آمریکا را ضایع می کند و یا اسپایک لی در فیلم پلیسی "نفوذی" به  روابط تاریخی صهیونیست ها با فاشیسم هیتلری اشاره می کند. حتی فیلمی مثل "جنگ ستارگان" را همانطور که جرج لوکاس گفت می توان تصویری از تبدیل دمکراسی ادعایی آمریکا به امپراتوری شیطانی امروزش دانست.

بسیاری از فیلم های برجسته و مطرح سال گذشته سینمای آمریکا ، مستقیم و یا غیر مستقیم ، مثبت یا منفی به نقاط قابل بحث تاریخ این کشور و یا دیگر نقاط جهان پرداخته بودند.(گویا که دیگر فیلم های خنثی در دنیا طرفداری ندارد و تئوری "هنر برای هنر" به تاریخ پیوسته و یا فقط برای روشنفکرنمایی های برخی جهان سومی ها استفاده می شود) : فیلم "ملکه "(استیون فریرز) در لوای  ماجرای چالش برانگیز ملکه الیزابت و مرگ پرنسس دایانا (که از نقاط مهم چند سال اخیر تاریخ  انگلیس است) به بزرگنمایی نقش تونی بلر و هم پالکی هایش در مدرنیزاسیون حکومت انگلیس پرداخته بود، "نامه هایی از ایوجیما" (کلینت ایستوود) حکایت تاریخی یکی از تکان دهنده ترین حوادث جنگ جهانی دوم در جزیره ایوجیما را روایت می کرد که همراه فیلم دوقلویش یعنی "پرچم های پدران ما" از تاثیر گذارترین آثار سینمای سال 2006 به شمار آمدند. ایناریتو در فیلم "بابل" به موضوع مهم ارتباط  ملل مختلف در جهان امروز می پرداخت و تاثیر وقایعی که برآنها رخ می دهد را در سرنوشتی  به هم پیوسته ، به نمایش می گذاشت  و "مردگان" مارتین اسکورسیزی هم اگرچه آداپتاسیون قصه ای هنگ کنگی بود ولی به خوبی مسئله نفوذ مافیا و اف بی آی در ساختار همدیگر را در آمریکا باز می کرد.

حوادث مهم تاریخی مانند کنفرانس پوتسدام و حواشی آن در فیلم "آلمانی خوب" (استیون سودربرگ)، وحشی گری های رژیم فرانکو در فیلم "هزار توی پن" (گی یرمو دل تورو) ، جنایات استعمار در آفریقا در فیلم های "الماس خونین"(ادوارد زوییک)  و "آتش را حفظ کن"(فیلیپ نویس)  ، شکل گیری سازمان سیا و مسائل پیرامونی آن در فیلم "چوپان خوب" و...به نمایش درآمدند و  این ها به جز فیلم های سیاسی موفقی مانند "بابی"(امیلیو استه وز) و "مرگ یک رییس جمهور" و  امثال آن بودند.

اما فقط قضاوت کنید چه تعدادی از تولیدات سینمای ایران به حوادث تاریخی این سرزمین یا واقعیات اجتماع امروز ولو به صورت پس زمینه درام جاری در فیلم می پردازند؟ شاید این بحث پذیرفته شده ای باشد که سینمای آمریکا (به دلائل مختلف از جمله نژادپرستی دیرین خودآنگلوساکسون ها و البته اونجلیست ها که اکثریت آمریکاییان را تشکیل می دهند) همواره نسبت به سرزمین ها ، نژادها و مذاهب دیگر دیدگاهی تحقیر آمیز داشته و دارد. شاید بسیاری بدانند که سینمای هالیوود از آنجا که اساسا توسط یهودیان مهاجر و خصوصا آنها که بعدا شاکله اصلی صهیونیسم جهانی شدند ، بوجود آمد ، از همان روزهای نخستین اشاعه گر یهودیت از یک طرف و تفکر نژاد پرستانه آمریکایی از طرف دیگر بود ( تقریبا از همان دوران سینمای صامت و آثاری مانند "تعصب" ، "تولد یک ملت") و همچنین ضدیت آشکاری با مسلمانان (که بیشتر مصادیقش را در اعراب می یافتند) نشان می داد. به این معنی که تمامی کاراکترهای وحشی و دزد و شیاد و جنایتکار را در شخصیت های اعراب مسلمان متبلور می کردند و سفید پوستان آمریکایی هم مظهر نیکوکاری و معرفت و انسانیت بودند.( استاد گرامی ام جناب ابوالحسن علوی طباطبایی تحقیق مفصلی در این مورد انجام داده و لیست عریض و طویلی از این دسته فیلم ها فراهم آورده که همراه بررسی و تحلیلی گویا به زودی در یک کتاب منتشر خواهد شد.) متاسفانه شاید بسیاری از فیلم های محبوبمان هم در این لیست باشند از جمله "کازابلانکا" و "لارنس عربستان" و خصوصا "جن گیر" که اصلا به آن اذان ابتدای فیلمش توجه نمی کردیم که چگونه سرزمین مسلمانان را مهد شیاطین و ارواح خبیثه معرفی می کرد. هیچکدام به این توهین ها اعتراض نکردیم و آشفته نشدیم و شاید هنوز هم امثال این فیلم ها را با طیب خاطر برای چندمین بار ببینیم!

البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، آثاری که پیش از این علیه مسلمانان و اعتقاداتشان ساخته می شد ، جهت گیری ضد ایرانی هم پیدا کرد ، از آن رو که حالا دیگر،  ایران مهد اسلام انقلابی و ضدآمریکایی شده بود. لازم به یادآوری فیلم هایی همچون "رمبو" و "دلتا فورس" و "بدون دخترم هرگز" و ... نیست.ضمن اینکه همچنان جهت گیری های ضد اسلامی به شدیدترین و غیرمنصفانه ترین وجه در آثار سینمای آمریکا به چشم می خورد که نمونه اخیرترش فیلم "یونایتد 93" (پال گرین گراس) است با آن تروریست هایی که در خشن ترین لحظات فیلم ، در حالی که  گلوی مسافران هواپیمای ربوده شده را می برند ، آیات قرآن را هم زمزمه می کنند!! دیگر آش آنقدر شور شده که گویا خان هم فهمیده به طوری که "برژینسکی" مشاور امنیت ملی جیمی کارتر (رییس جمهور اسبق آمریکا) اخیرا در  بخشی از مقاله مفصلش تحت عنوان" این پارانویا را متوقف کنید " در روزنامه واشینگتن پست در اعتراض به این موج ضد اسلامی نوشت : "... برنامه هایی که در آن تروریستها با چهره های «ریش دار» به عنوان کانون افراد شرور نمایش داده می شوند ، اثرات عمومی آن تقویت احساس خطر ناشناخته اما مخفی است که می گوید به نحو رو به افزایشی زندگی آمریکاییها را تهدید می کند . صنعت فیلم سازی نیز در این خصوص اقدام کرده است.در سریالهای تلویزیونی و فیلمها، شخصیتهای اهریمنی با قیافه و چهره های عربی(اسلامی) که گاهی با وضعیت ظاهری مذهبی، برجسته می گردند، نشان داده می شوند که از اضطراب و نگرانی افکار عمومی بهره برداری کرده و ترس از اسلام را بر می انگیزد.کلیشه صورتهای اعراب (مسلمان ها) بویژه در کاریکاتورهای روزنامه ها، به نحو غم انگیزی یادآور تبلیغات ضد یهودی نازی هاست. اخیراً حتی برخی سازمانها و تشکلهای دانشجویی دانشگاهها درگیری چنین تبلیغی شده اند که ظاهراً نسبت به خطرات ارتباط میان برانگیختن نژادپرستی و انزجار مذهبی و برانگیختن جنایات بی سابقه هولوکاست بی خبرند..."

اما روند تولید فیلم های ضد ایرانی در سالهای اخیر  اگرچه زمان هایی کم رنگ شد ولی همیشه تداوم داشته و دنبال شده است. فیلم "اسکندر" الیور استون یکی از آخرین آنها بود که سه سال پیش ساخته شد اما به یاد ندارم که علیرغم توهین های آشکارش به تاریخ ایران و ایرانیان ، آنچنان واکنش های جدی از سوی داخل کشور در مقابل آن شکل گرفته باشد . تنها گروهی از زرتشتیان خارج کشور معترض بودند که چرا در تیتراژ فیلم آرم و نشانه "فروهر" در زیر نام و تصویر اسکندر می آید. حتی گروهی از دوستان سینمایی نویس و نشریه دار ، همچنان شیفته الیور استون ، صفحات بسیاری در مدح فیلم سیاه کردند و آن را از بهترین آثار سینمایی سال خواندند. فیلمی که از فرط ضعف ساختاری و محتوایی ، نامزد دریافت 6 جایزه تمشک طلایی گردید!!! همین ماجرا در مورد فیلم "خانه ای از شن و مه  " نیز اتفاق افتاد که توهینی آشکار به ایرانیان بود ، ایرانیانی که در فیلم ، خانه آمریکاییان را اشغال می کردند و بر سر همان خانه اشغالی به دلالی می پرداختند!!  اما متاسفانه در مورد همین فیلم هم بسیاری از دوستان به به و چه چه گفتند و مفتون حضور بازیگری ایرانی (شهره آغداشلو) در فیلم ، ستاره ها به آن دادند. در حالی که فیلم مذکور هم آنقدر ضعیف ارزیابی شد که به کرات در نوشته های مختلف مورد نقد منتقدان معتبر خارجی قرار گرفت.

اما در طول چندماه اخیر ، قضیه فیلم های ضد ایرانی گویی سمت و سویی تازه یافته است که عمدتا از داخل کشور هم هدایت نمی شود. فی المثل در حالی که در آبان ماه سال گذشته فیلمی به نام "شبی با پادشاه " برپرده سینماها رفت که در آن خشایارشا و مردمش ، آدم های غیرمتمدن ،  بربر و وحشی با لباس عربی تصویر شده بودند  و وزیر فرهیخته اش یعنی هامان ، فردی جنایتکار که یک گروه تروریستی را هدایت می کرد تا یهودیان را قتل عام نماید ، هیچ صدایی در اعتراض به این توهین نه از ایرانیان داخل و نه ازهموطنان  خارج کشور برنخاست (یا نگذاشتند که برخیزد!) چرا که در آن فیلم  دو یهودی به نام های "استر" و "مردخای" خشایارشا نادان را سر عقل آورده و به مقام ملکه و شاهزاده ایران می رسند!!   ولی وقتی سه ماه بعد همین اتفاق در فیلمی به نام "300" افتاد (با همان خشایارشا وحشی و ایرانیان غیرمتمدن)ناگهان فریاد واایرانا و واخشایارشا برخاست که انگار  همه هویت تاریخی ایران را زیر پا له کرده اند. به این ترتیب فیلمی بی ارزش و ضعیف آنچنان در بوق رسانه ها رفت که صدها برابر آنچه که برایش پیش بینی شده بود ، فروخت و از طرف دیگر بسیاری از ایرانیان بدون توجه به واقعیت تاریخی خشایارشا و ماهیت شاهان هخامنشی به آنچنان دفاعی از آنان برخاستند که گویا از فرشتگان آسمانی تجلیل می نمایند!

به نظرم غرب از این ماجرا هم استفاده خود را برد  و حتی آنان را که سالها بر سر جایگزینی تمدن درخشان اسلام به جای نظام طبقاتی و منحط شاهنشاهی باستان ، بحث می کردند ، به طور   ناخودآگاه به طرفداری از همان نظام منحط برانگیخت!

هفته پیش یکی از همکاران رادیو در تماسی با نگارنده ، راجع به فیلمی با ترجمه "تبادل ژنی" و یا "اختلاط نژادی" صحبت کرد که گویا یکی دوماه پیش تولیدش توسط کارگردانی به نام "وین کریمر"(که چند هفته قبل آخرین فیلمش تحت عنوان "شهر بی قانون " را از شبکه سوم سیما دیدیم)  آغاز شده و قرار است در پاییز به روی پرده برود. ایشان می گفت که فیلم درباره گروهی از مهاجران ساکن آمریکاست که تلاش دارند تا بوسیله  ازدواج با یک آمریکایی ، تبعه رسمی آن کشور شوند  و  گویا خانواده ای ایرانی نیز در بین آنها حضور دارد و همزمان با تبعه شدن پدر خانواده ، پسر آنها ، خواهرش را به خاطر رابطه نامشروع با یک آمریکایی می کشد . با ورود به سایت های مختلف از جمله سایت رسمی فیلم ، متوجه شدم که چنین داستانی حداقل برروی این سایت ها در مورد فیلم درج نگردیده و فقط ذکر شده که فیلم درباره زندگی مهاجران و معضلات آنها در آمریکاست. اما با پی گیری بیشتر متوجه شدم ، اساس قضیه از وب سایت انجمنی موسوم به "ایرانیان آمریکایی" آب می خورد که اخیرا ارتباطات مشکوک آنها با صهیونیست ها فاش گردید. به جز این ، آنچه که در اعتراضیه انجمن فوق نسبت به فیلم مذکور  مورد تاکید قرار گرفته بود ،  اطلاق "قتل افتخارآمیز" به قضیه کشتن خواهر به دست برادر بود و اینکه اینگونه رفنارها نه در بین ایرانیان بلکه در بین مسلمانان رایج است و خلاصه به نوعی خواسته بود با همان ترفند همیشگی استعمار ، ایرانی را از اعتقادات و باورهای اسلامی اش جدا نماید! همان باورها و اعتقاداتی  که همواره افتخار ایران و ایرانی بوده و اساسا اعتبار امروز کشور ایران در میان جهانیان بنا برهمین اعتقادات است. (جالب اینکه اخیرا در یک نظر خواهی جهانی ، بسیاری از اقلیت های شیعه در کشورهای عربی ، خود را ایرانی معرفی کرده اند) . با توجه به این قضیه می توان متوجه شد که علت غایی سر و صداهای اخیر بر سر فیلم های ضد ایرانی در کجا جستجو می شده است.

به هرحال شکی نیست که انیمیشن "پرسپولیس " هم با نیات سوء و نه چندان واقع نمایانه ساخته شده است از آنجا که شخص گمنامی به نام مرجان ساتراپی دو سه سال پیش کتابی تحت همین عنوان نوشته و منتشر کرده بوده و حالا پس از این سالها خانم کاتلین کندی صهیونیست  (همکار دیرین استیون اسپیلبرگ) از آن سوی دریا و از ته هالیوود ، رد این خانم را در فرانسه یافته (حتما چون یک اثر مفت و مجانی بر ضد ایران پیدا کرده !) به وی پیشنهاد ساخت فیلمی براساس آن را داده است . آن هم در این روزگار که ساخت هر فیلم ضد ایرانی و ضد اسلامی برای آمریکاییان حکم مدال افتخار را دارد!( مانند اعتقاد افراد  طالبان که باور دارند اگر هر کدام 6-7 انسان شیعه را به قتل برسانند ، رستگار می شوند!!! )

نیازی به جوابیه و پاسخ و اعتراض نیست . انتظار بیهوده ای است از  جشنواره فیلم کن که در تیول کمپانی های آمریکایی دست و پا می زند  ، مبلغ سینما و کشور ما شود. راهکار این است که فیلم بسازیم ، نه آثار خنثی و بی هویت که نه دنیا را برایمان به ارمغان آورد  و نه آخرت را . قطعا سینمایی با هویت و واقعا ملی که دیروز و امروز سرزمین مان را با ساختاری تاثیر گذار و استاندارد بشناساند ، می تواند بهترین پاسخ برای تمامی سرمایه گذاری های کلان آن طرفی ها باشد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/08/21ساعت 5:24 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

  شبهات مهدويت

با توجه به اين که ما معتقد هستيم اعتقاد به مهدويت يکی از ضرورت های تربيتی فرد و جامعه است لذا می بايست بتوانيم به شبهات پيرامون آن نيز پاسخ بگوييم.

لذا می بايست مفهوم شبهه را بررسی نموده و سپس به شبهات مهدويت بپردازيم.

شبهه چيست؟

شبهه دارای مختصات و ويژگی های خاصی می باشد. در واقع هر شبهه ای سوال است ولی هر سوالی شبهه نيست.

در حقيقت شبهه سوالی نیست که برای رسيدن به فهم و استدلال و يافتن حقيقت

مطرح شده باشد . در باب مهدويت شبهات برخی به شکل و ظاهر باز می گردند برخی به محتوی و بعضی به شرايط محيطی.

ويژگی شبهه

۱)دارای محتوای هجومی و نفی کننده است مثل اين سوال که آيا اصلا امام زمان به دنيا آمده است يا خير؟

۲)دارای روحيه ی تخريب است که البته بی ارتباط با ويژگی اول نيست يعنی در واقع قصد بر اين است که عقيده را متزلزل سازند.

۳)همواره با جارو جنجال و هياهو همراه است.مثل کسانی که  با نام مهدی در نقاط مختلف جهان مثل هند پاکستان سودان و ... ادعای مهدويت  کرده اند.

۴)در شبهه با پاسخ منطقی سخن پايان نمی گيرد  چرا که هر چند با ارائه ی ادله ی منطقی و عقلی باز هم صحبت را به بی راهه می کشند  زيرا هدف پذيرش منطق نيست.

۵)در زمان کم ودر سطح وسيعس بلافاصله تسری پيدا می کند به عنوان مثال در زمانی کوتاه بحث ولايت مطلقه  يفقيه زير سوال می رود و افکار و اذهان را به خود مشغول می سازد.

۶)معمولا در فضای غير پاسخگو رشد می کند . به عنوان مثال اين افراد شبهه را در موسسات تحقيقاتی مطرح نمی کنند بلکه مقاله می نويسند سايت درست ميکنند مصاحبه می کنند و ....

۷)آخرين ويژگی شبهه آن است که فراوانی آن نسبت مستقيم با شرايط و اوضاع اجتماعی دارد مثلا اگر در جامعه جو خشونت موجود باشد بنا براين مطرح نمودن اين موضوع که امام زمان (ع)پس از ظهور بسياری از انسان ها را خواهد کشت بسی کارساز خواهد بود.

چه عواملی جو شبهه را تشديد می کند؟

۱)بحث در باره ی مهدويت از جنبه های گوناگون اقتصادی اجتماعی علمی فلسفی تاريخی و... قابل تامل است و با ديدگاه های مختلف می توان در آن شبهه ايجاد کرد

۲)وجود روايات مشابه ضعيف و متعارض می تواند در تشديد شبهات نقش داشته باشد.

۳)عدم تحقيقات لازم

۴)عمومی بودن بحث مهدويت نه تنها از ديدگاه اسلام بلکه از ديد اديان آسمانی و مکاتب ديگر نيز می تواند موجب توسعه ی دامنه ی شبهات گردد.

۵)کم اطلاعی افراد و ظاهر بينی نسبت به بحث مهدويت می تواند در اين زمينه موثر باشد .چرا که قدرت ها ی جهانی می دانند اساس حاکميت توحيد در جهان اعتقاد به ظهور مصلح است لذا به راحتی می توانند با ساختن مهدی های دروغين به نفع خود بهره برداری نمايند.

مانند تعبير غلط از حديث پيامبر اکرم(ص)که فرموده است:يملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما. خداوند به وسيله  ی او زمين را پر از عدل و داد می کند همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است. اين حديث می تواند دستاويز کسانی قرار بگيرد که می خواهند ظلم و جور را در جهان حاکم نمايند.

شرايط پاسخ گويی به شبهات

۱)آماده کردن جامعه و بالا بردن سطح بينش و معرفت افراد جامعه به طوری که شبهه شناس باشند.

۲)پاسخ به شبهات توسط اهل فن صورت پذيرد.

۳)بستر رشد شبهات شناسايی شود.

۴)رو کردن دست شبهه انگيزان.

۵)بسط و گسترش مراکز تحقيقاتی برای رفع شبهات

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/08/21ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


توجه                                                توجه

 اطلاعيه



بدين وسيله بنده وحيد خادم المهدي به اطلاع شما دوستان ميرساند كه به
زودي وب سايتي با همين نام (parchameaslam.ir) در اينترنت باز گشايي خواهد شد
از كساني كه علاقه مند هستنند در عرصه خدمت به حضرت مهدي (ع)
خدمت كنند
در عنوان هاي زير نيرو جذب مي كند
1-شناخت جامع مهدويت
2-رسانه هاي مجازي در باب هجوم به مهدويت
3- پاسخ به شبهات موجود
4-رسانه هاي تصويري( فيلم هاي سينمايي) در باب مهدويت
5- صهيونيسم در رسانه هاي غربي
6- حرف دل
9-مركز دانلود
10-فني
و....
ضمنا كساني كه در اين گروه عضو مي شوند
با نام انصار المهدي خوانده خواهد شد
براي عضويت در اين گروه بايد در خبر نامه عضو شويد
با تشكر مدير وبلاگ پرچم اسلام


                                               والسلام عليكم....
                                                       

عضويت در خبر نامه انصار المهدي

<-- نام شما
<---ایمیل شما


Powered by WebGozar


+ نوشته شده در دوشنبه 1387/05/14ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي


دلم شكسته تر از روزهاي باراني ست

هجوم هق هق اشكم به جسم زنداني ست

براي پر زدنم هيچ چاره‌اي نشده ست

چرا كه خاطره‌هايم هميشه باراني ست

اسير مانده دلم در غبار اين غربت

جنون گرفته دلم را كه رو به ويراني ست

بگو كجاست كسي كه تو را نشان بدهد

كه باز بستر چشمان من چراغاني ست

بيا، بپرس، چگونه دو چشمم ابري شد

كه هر سپيده هوايم مدام باراني ست

دلم گرفته شهيدان مرا مرا ببريد

بس است فرصت پروانه‌هايمان آني است

چقدر ساده بگويم نفس نخواهم زد

در اين دو روزه كه در لحظه‌هاي پاياني ست

هميشه فصل پريدن دو بال من بسته ست

چقدر صبر و تحمل براي من جاني ست‌


+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/03ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


در فراق امام مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)

نمی ز دیده نمی جوشد اگرچه باز دلم تنگ است،

گناه دیدۀ مسکین نیست، کُمَیتِ عاطفه ها لنگ است!


کجاستی که نمی آیی ألا تمام بزرگی ها؟!

پرنده بی تو چه کم صحبت، بهار بی تو چه بی رنگ است!



نمانده هیچ مرا دیگر، نه هیچ، بلکه کمی کمتر،

جز این قدر که دلی دارم که بخش اعظم آن سنگ است!



بیا که بی تو در این صحرا میان ما و شکوفتن ها،

همین سه چار قدم راه است و هر قدم دو سه فرسنگ است!



دعاگران همه البته مجرب است دعاهاشان؛

ولی حقیر یقین دارم که انتظار، همان جنگ است!




1. حاج سعید حدادیان

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مناجات با امام زمان (عج) 781 0:06:39

2. سید مهدی حسینی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مناجات با امام زمان (عج) 291 0:02:18

3. حاج ابراهیم رهبر

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 ای قلم سوزلریندا اثر یخ 673 0:05:42

4.حاج مهدی سلحشور

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مرا غرق شیدایی کن دلم را تو دریایی کن 510 0:04:06
2 یا ابا صالح ابا صالح مدد 332 0:02:45
3 یااباصالح یااباصالح یااباصالح 530 0:04:26
4 بابای خوب و مهربون گل زمین و آسمون 329 0:04:26
5 تو ای صفای ضمیرم، چرا نمی آیی؟ 260 0:03:30

5. حاج محمد رضا طاهری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 غم عشقت بیابون پرورم کرد 762 0:06:29

6. حمید علیمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 روز جمعه شد و دلبر نیومد 455 0:03:38
2 تو ای عشق و ای تمام وجودم 579 0:07:56
3 ای ساربان آهسته ران 507 0:04:19
4 به زیر زلفت این ماه است و یا رو 652 0:05:33

7. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 عزیز بی قرینه کی می آیی 660 0:05:37
2 ای از تواضع یار من 237 0:01:30

8. سید مهدی میرداماد

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 به دلم اُفتاده آقا که دیگه می خوای بیایی 245 0:01:56
2 تو دلم یه دنیا حرفه 922 0:07:51

9. حاج عبدالرضا هلالی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 ندارد دگر طعم شادی نمک 378 0:03:11
2 دل پریشونم پریشونم، که اربابم نیومد 691 0:05:53
3 سایتون سنگینه مولا 595 0:05:04
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/03/27ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي


نظرات خواندني كاربران پربيننده ترين سايت خبري تركيه درباره احمدي نژاد

پربازدیدکننده ترین خبر 31 مي 2007 يكي از سایت های خبری معروف ترکیه، مربوط به چهار عکس از رئيس جمهوري اسلامي ايران بود.

 

به گزارش رجانيوز به نقل از وبلاگ صداي ما، با وجود اينكه این عكسها جنبه ی خبری نداشته و فقط چند تصوير آرشیوی بوده اند، حدود 90 هزار بازدیدکننده از آن ديدن كرده و از نظر تعداد بازدیدکننده حتي بالاتر از خبرهای مهم دیگر روز تركيه، مانند خبر تصویب تغییر قانون اساسی ترکیه در مجلس قرار گرفت!

 

از سوي ديگر حجم بالايي از نظرات كاربران (250 نظر) در ذيل اين خبر قرار گرفته و بيش از 80 درصد اين نظرات، رويكرد موافق داشته اند. ترجمه تعدادي از اين نظرات در ادامه آمده است:

 

توضیح : منظور نویسندگان پیامها از کلمه ی "رهبر"، مفهوم رئیس و حکمران است، نه کلمه ی "رهبر" که در داخل ايران استفاده مي شود.

 

- کاش رهبران کشور ما هم چنین بودند.
- در ایران، احمدی نژاد و در فلسطین، هنیه. دنیای اسلام کم کم دارد روسایش را پیدا می کند.
- احمدی نژاد روستا زاده است، ولی واقعاً مرد جنگ است.
- مانند پیامبرمان، زندگی ساده و متواضعانه ای دارد.
- خوش به حال کسانی که در ایران زندگی می کنند. همان طور که رسول الله فرموده: بر شما همان طور حکومت می شود که خود خواسته اید. مردم ایران لایق اویند. به نظر من او رهبر همه ی مسلمانان است.
- چنین رهبرهایی اند که پادویی دیگر کشورها را نمی کنند.
- اگر نخست وزیر ما این کار را می کرد، به جرم ارتجاع اعدام می شد!!
- این تصاویر مرا واقعاً تحت تأثیر قرار داد. ادعا می کنم در دنیای امروز، هیچ رهبری نمی تواند به عنوان تظاهر (ریائاً)، چنین رفتاری داشته باشد.
- یک مسلمان
- "دنیا برای دیگران باشد، آخرت برای ماست"
-  کسانی که درهای عقل را بسته اند، از اینکه او شناخته شود، می ترسند.
- اینکه عقایدش را قبول دارم یا نه، مسئله ای دیگر است... اما از صمیمیت و تواضعش تقدیر می کنم.
- من به این آدم افتخار می کنم. فقط در عصر حاضر، دولتمردی مانند او باید بیشتر به ظاهر خود برسد تا بیشتر بتواند بر انسانها تأثیر بگذارد.
- شعر: ای شاگرد مرحوم امام خمینی! راهت باز باشد ای کسی که بر زمین سخت می خوابی! راهت باز باشد. ای کسی که نان و زیتون می خوری! تو را دوست داریم.
- - اینکه از میان پادشاهان و حکمرانان، کسی مانند احمدی نژاد پیدا شود، از الطاف خداوند است.
- احمدی نژاد جنبه های دیگری هم دارد که در این نوشته نیامده. این آدم در این دنیا فقط یک خانه دارد و یک ماشین مدل 1979. طبیعی است که چنین آدمی شجاع باشد.
- این آدم می تواند موجب وحدت مسلمانها شود.
- برادرم احمد! خدا یارت!
- اگر کسی بتواند با آمریکا دربیفتد، تویی.
- کاش شیعیان علوی کشور ما هم مانند شیعیان جعفری ایران، در دین شان صادق بودند.
- مگر می شود خدا به چنین انسانی کمک نکند!؟ احمدی نژاد و احمد نجدت سزار، اسمشان به هم شبیه است. اما زندگی شان هیچ شباهتی به هم ندارد.
- مگر محمد رسول الله که لباس پینه دار می پوشید و غذایش را با فقرا تقسیم می کرد، پیامبر ما و احمدی نژاد نیست؟ "به جای اینکه از همه بترسی، فقط از خدا بترس"
- در جواب انتقادات نوشته: می گویید که او اهل سنت نیست. در حالی که به خاطر التزامش به سنت، با ورود وقت نماز، کاپشن اش را زیرش انداخته و نماز خوانده. ملتزم به سنت است. خیلی راستگو و صریح است. سیاست نمی کند، بلکه کشورش را اداره می کند. همه ی ایرانیها را به یک چوب نزنید.

- در جواب انتقادات نوشته: دوست من! اگر رهبر تو نمی تواند چنین رفتاری داشته باشد، لازم نیست حسادت کنی! اگر می گویی تظاهر است، به من بگو که چرا رهبر تو نمی تواند چنین تظاهری بکند؟
- نیازی به گفتن سخن زیاد نیست. یک کلمه: آدم کوتاه قد بزرگ.
- رئیس جمهور ما حتی وقتی به تشییع جنازه می رود هم نماز نمی خواند! مردم باید از رهبرشان الگو بگیرند؛ نمی دانم ما از چه چیز رئیس جمهورمان می توانیم الگو بگیریم؟ احمدی نژاد یک رهبر است. یک انسان. در برابر غرب، سر خم نمی کند. برای مردمش زندگی می کند و مردمش تا آخر از او حمایت می کنند.

در جواب انتقادات نوشته: کسی گفته بود که ایران در تاریکی قرون وسطی، سیر می کند. بله! ترکیه بدون اجازه ی آمریکا نمی تواند قدم بردارد؛ ایران قرون وسطایی، پروژه ی اتمی اش را تکمیل می کند. سلاح های ترکیه وارداتی است؛ ایران قرون وسطایی موشک هایی می سازد که به تل آویو هم می رسد. خواستم یادآوری کرده باشم.
- هرکس هرچه می خواهد بگوید. من این آدم را دوست دارم!
- اگر در دنیا 5-3 آدم مثل او باشد، می توان در مقابل آمریکا قد علم کرد. قبل از سخنرانی اش می گوید خدا مرا آفریده و من بنده ی عاجز او هستم. خدایا! یار و یاورش باش.
- یک کلمه بگویم: آدم است.
- حیف که بیش از یکی دو تا رهبر جسور و درستکار مانند او در دنیا وجود ندارد. رهبران ما یک صدم او هم نیستند.
- در انتخابات پیش رو، رأی ام را به احمدی خواهم داد!
- مرد که می گویند، این است. حرکت کن که هیچ کس نمی تواند جلوی تو را بگیرد.
- از زندگی خودم خجالت کشیدم. شبیه بودن به رسول الله این گونه است. خداوند به او استقامت دهد. او را الگوی رهبران سنی ما کند. آمین.
- روزی خواهد آمد که آن شخص خوابیده (منظورش عکس اول است)، دنیا را اداره خواهد کرد.
- ملت ایران انقلاب کرد و با خونش از دینش محافظت کرد. این رهبر را هم خدا به عنوان لطف به آنها داد. نشدنی است که تنبلی کنیم و بخوابیم، در عین حال انتظار چنین رهبری را داشته باشیم.
- حیران این آدم ام! بی ارزشی مادیات را به رخ  تمام دنیا می کشد.
- دلش بزرگتر از حجم اش است!
- ....

 

در مقابل اين پيام ها، تعداد معدودي از كاربران هم به نقد احمدي نژاد پرداخته اند.

 

- اینکه برای رئیس جمهور ایران این قدر پیام نوشته شود، برایم قابل درک نیست. فکر نمی کردم کسی که زن ها را شکنجه می کند، این همه طرفدار داشته باشد!
- یک تبلیغات چی بزرگ است! باید به او تبریک گفت!
- بدانید که احمدی نژاد از بوش خطرناک تر است. اگر دست او باشد، در همین لحظه ریشه ی همه ی سنی ها را می کند. ساده نباشید!
- جناب سردبیر! برای چه از کسی که ملتش را اذیت می کند، خبر می نویسید؟
- در حالی که ما دنبال آزادی بیشتر هستیم، انگار در کشور، کسانی هستند که دوست دارند مانند ایران، انقلاب اسلامی رخ دهد. مرزها باز است. این دوستان بفرمایند بروند ایران!

+ نوشته شده در شنبه 1387/03/25ساعت 2:58 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


5. شجاعت ياران مهدي (ع) و آرزوي شهادت

ترس، از خصلت‌هاي ناپسند يك انسان، برگرفته از ضعف ايمان، سستي يقين و ناتواني نفس است. 16

شخصي كه به رحمت الهي و پاداش روز جزا يقين ندارد، همواره در نوعي بيم و هراس بسر مي‌برد. ترس از آن دارد كه هر لحظه دفتر عمرش بسته شود و از اين ديار كوچ كند، اما شخص باايمان در دنيايي پر از اميد به سر مي‌برد و در همه مشكلات تكيه‌گاهش خداست و يقين دارد كه «و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين»17

با چنين اعتقادي، دليلي ندارد كه فرد احساس ضعف و ترس كند، بلكه ترس را عار و ننگ و نقصي براي خود مي‌داند و براي دوري از آن مي‌كوشد:

از ترس بپرهيزيد كه مايه ننگ و نقصان است.18

ياران مهدي كه قلبشان لبريز از عشق به خدا و يقين به روز جزا و ياري پروردگار است، از هيچكس هراسي به دل ندارند.

يكي از محك‌هايي كه خداوند با آن افراد راستگو و باايمان را از افراد دروغگو جدا مي‌سازد، تمناي مرگ است.19 هر مؤمن دل‌سوخته و عاشق كوي يار، قرب الي‌الله و هم‌نشيني با اوليا را دوست دارد و همواره در تمناي مرگ است.
آتش به جانم افكند شوق لقاي دلدار
از دست رفت صبرم اي ناقه پاي بردار20

اميرالمؤمنين(ع) در وصف متقيان مي‌فرمايند:
اگر نبود اجلي كه براي آنها نوشته شده است، براي لحظه‌اي ارواحشان در كالبد جانشان آرام نمي‌گرفت، از شوق رسيدن به ثواب و ترس از عذاب الهي. 21

اصحاب حجت (ع) كه امام خويش را با معرفت دريافته‌اند، هستي‌شان را در وجود وي فاني مي‌بينند و عاشق شهادت در راه او هستند:
همواره شهادت و كشته شدن در راه خدا را آرزو مي‌كنند و شعار آنان «يا لثارات الحسين؛ بياييد به طلب خون حسين» است. 22

و زبان حالشان اين است:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آي
تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ
من ز او جاني ستانم پر بها
او ز من دلقي23 ستاند رنگ رنگ


دل‌هاي پولادين اما نوراني

از ديگر صفت‌هاي ياوران مهدي (ع)، قلب قوي و پولادين آنهاست كه از آنها در روايت‌هاي مختلف به پاره‌اي آهن ياد شده است:
در زمان ظهور حضرت مهدي (ع) پرچم‌هاي سياه از جانب شرق خواهد آمد كه بر گرد آنها افرادي هستند با دل‌هايي همچون پاره‌هاي آهن سخت و محكم.24

در روايتي ديگر هم مي‌خوانيم كه قلب‌هاي آنها حتي سخت‌تر از پاره‌هاي آهن است:
دل‌هاي آنها ـ ياران مهدي (ع) ـ از پاره‌هاي فولاد محكم‌تر است.25

آري پنجرة قلب‌هاي آنها رو به آسمان معنا گشوده است و دل‌هاي خويش را به ريسمان الهي پيوند داده‌اند. آنان خانه‌هاي دل خود را با قنديل‌هاي ايمان روشن كرده‌اند.26

 اينان با پشتوانه‌‌اي بزرگ از ايمان واقعي به خدا و يقين به روز جزا و هدفي مقدس، همچون مشعل‌هايي فروزانند كه دل‌هاي استوارشان بسان خداي خويش دل داده‌اند و تنها از او هراس دارند و قلبشان را به ياد او قوت بخشيده‌اند كه « ألا بذكرالله تطمئنّ القلوب»
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/23ساعت 3:10 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


4. ولايت‌مداري اصحاب مهدي (ع)

امامت و رهبري، از اركان دين اسلام و محور و اساس همة كارها، اعم از عبادي و غيرعبادي است. حضرت علي (ع) در اين باره مي‌فرمايد:
و اوـ ابوبكرـ خوب مي‌دانست من در گردش حكومت اسلامي، همچون محور سنگ‌هاي آسيابم ـ كه بدون آن آسياب نمي‌چرخد. 10

همة اعمال فردي و اجتماعي مردم بايد تحت تأثير امامت باشد. از اين رو، ايمان به رهبري، زمينه‌ساز رستگاري مسلمانان است. مسلمانان صدر اسلام با ايمان و اطاعت از رهبري و پيامبر، در مدتي كم از حضيض ذلت به اوج عزت رسيدند، زيرا به فرمان خدا به آنچه پيامبر مي‌فرمود، گردن مي‌نهادند:

و ما آتاكم الرّسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا.11
بعد از رسول خدا (ع)، پيروان آن حضرت همان عقيده و ايمان را به ائمه اطهار (ع) داشته‌اند و ياران حجت (ع) نيز بيش از همه به امام زمان (ع) ارادت دارند كه اين عشق و ايمان، از وجود آن حضرت سرچشمه مي‌گيرد.
آنان براي تبرك، دست خويش را به زين اسب امام مي‌كشند و بدين‌سان تبرك مي‌جويند. 12

انسان خداجو به واسطة عشق به امام، سر از پا نمي‌شناسد، براي اطاعت و اجراي فرمان‌هاي او شب و روز او را نمي‌شناسد و در راه فرمان‌برداري او مطيع‌تر از يك كنيز نسبت به مولايش است و در هنگام بروز خطر، براي دفاع از وجود او جانش را فدا مي‌كند.13

كيست كاشفتة آن زلف چليپا نشود
ديده‌اي نيست كه بيند تو و شيدا نشود
ناز كن ناز كه دل‌ها همه در بند تواند
غمزه كن غمزه كه دلبر چو تو پيدا نشود
سر به خاك سر كوي تو نهد جان از دست
جان چه باشد كه فداي رخ زيبا نشود 14

اين عشق و علاقه ميان امام و يارانش، به حدّي به هم گره خورده است كه «آنچه شخص امام بدان وصف شده است، آنان نيز به آن توصيف گشته‌اند. هنگامي كه به طرف مكاني حركت مي‌كنند، ترس از آنان، پيشاپيش در دل مردمان مي‌افتد. آنان از شمشير خود در پيكار با دشمنان دين، دست باز نمي‌گيرند تا آنكه خداي تعالي راضي شود و اين همه، به سبب آن است كه ياران مهدي(ع)، شيعة كاملي براي مولاي خود هستند و افعال و صفاتشان مطابق افعال و صفات امام است».15
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/23ساعت 3:9 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


3. ياران مهدي (ع) آمران به‌معروف و ناهيان از منكر

رسالت حضرت مهدي (ع) و ياران باوفايش، احياي دين خدا و اتمام رسالت انبيا و اوليا و اصلاح زمين از بدعت‌ها و ظلم‌هايي است كه ظالمان و فاسدان بر زمينيان تحميل كرده‌اند. منتظران حقيقي مهدي مي‌خواهند نقاب تزوير را از چهرة مزوّران بركشند و رسالتشان را در برپايي قسط و عدل مي‌دانند: «يملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً.»7

سيرة رسول گرامي اسلام و امامان معصوم (ع) مبتني بر امر به معروف و نهي از منكر بود و از بدو دوران كودكي تا واپسين لحظه‌هاي حيات، همواره بر آن اساس رفتار كرده‌اند.

يعقوب سراح خدمت امام صادق (ع) مي‌رسد، درحالي‌كه حضرت در كنار گهوارة فرزندش حضرت موسي‌بن‌جعفر ايستاده بود و با او سخن مي‌گفت. يعقوب مي‌گويد من نشستم تا امام از سخن گفتن با فرزندش فارغ شد، پس برخاستم. امام صادق (ع) به من فرمود: «نزديك سرورت بيا و او را سلام گوي». من نزديك گهواره رفتم و به كودك سلام كردم. امام موسي‌بن‌جعفر (ع) از درون گهواره با زباني فصيح و گويا، سلام را پاسخ گفت و فرمود:

برو و آن نام را كه ديروز بر دخترت نهاده‌اي، تغير ده، زيرا آن اسم را خدا دشمن مي‌دارد.
آنگاه امام صادق(ع) فرمود: «به دستور فرزندم عمل كن تا هدايت يابي». من نيز به دستور آن حضرت عمل كردم و نام دختر يك روزه‌ام را تغيير دادم.8

بنابراين، يكي از صفت‌هاي برجستة ياران حجّت، امر به معروف و نهي از منكر است. امام صادق (ع) در تفسير آية:
الّذين إن مكّنّاهم في الأرض أقاموا الصّلوة و اتوالزّكوة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و لله عاقبة الامور.

مي‌فرمايد: براي آل محمد (ع)، مهدي و اصحاب او، خداوند متعال مشارق  و مغارب زمين را به تصرف آنها درآورد و دين را آشكار سازد و خداوند متعال به وسيلة او و يارانش بدعت‌ها و باطل را از بين مي‌برد، همچنانكه سفيهان، حق را بميرانند تا جايي كه اثري از ظلم ديده نشود و امر به معروف و نهي و از منكر خواهند كرد و عاقبت كارها به دست خداست.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/23ساعت 3:5 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


2. عبادت ياران مهدي (ع)

آنان پارسيان شب‌اند كه تا بامدادان به ذكر و راز و نياز و قيام و قعودند. آتش عشق به معشوق و معرفت به ذات باري تعالي، خواب را از ديدگان آنان ربوده است:

جز خم ابروي يارم، هيچ محرابي ندارم
جز غم هجران رويش من تب و تابي ندارم
گفتم اندر خواب بينم چهرة چون آفتابش
حسرت اين خواب در دل ماند چون خوابي ندارم
سر نهم بر خاك كويش، جان دهم در ياد رويش
سر چه باشد، جان چه باشد، چيز نايابي ندارم4

مرداني كه شب هنگام زمزمة تلاوت قرآن و ذكر  مناجاتشان، همچون صداي زنبوران عسل در هم بپيچد و هيبت الهي، آنان را به قيام وا دارد و بامدادان سوار بر مركب‌ها شوند، آنان راهبان شب‌اند و شيران روز.5

اين همه، حاصل ايمان نهفته در قلب آنان است و هر چه درجة ايمان آنها بالا رود، اينگونه اعمال نيز در زندگي‌شان فزوني خواهد يافت و هيچ مانعي بر سر راه آنان نخواهد ماند. جهاد و كوشش، نه تنها آنها را از عبادت و راز و نياز به درگاه الهي باز نمي‌دارد، بلكه سبب مي‌شود تا حلاوت ايمان را بيشتر بچشند و همة كارها و رفتارهاي خود را جلوة الهي دهند كه چه رنگي بهتر از رنگ الهي!
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/23ساعت 3:4 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

 
از مهم‌ترين شرايط ظهور امام عصر(ع) تربيت ياران جان بر كف و مجاهدي است كه در كشاكش فتنه‌ها و حوادث ظهور به ياري امام بشتابند و فرماندهان سپاه حضرتش باشند. شناخت اين ياران و ويژگي‌هاي شخصيتي‌شان موضوعي است كه در مقالة حاضر، مورد توجه قرار گرفته است.

1. ايمان و اعتقاد ياوران مهدي (ع)

ايمان، از مهم‌ترين سرمايه‌هاي انسان خداجوست. پايداري، رشادت و فداكاري مؤمن ريشه در ايمان حقيقي وي دارد. ياران راستين مهدي از مؤمناني هستند كه ايمانشان آنها را به مرحله‌اي رسانده كه هرگونه شك و شبهه‌اي را از دلشان زدوده است.1 همان كساني كه به نقل از روايت‌هاي بزرگان دين، ترنم روح‌بخش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آنان، همچون صداي زنبوران عسل در هم مي‌پيچيد و از شب تا صبح به راز و نياز با خداي خويش مشغولند.2 (آنان كساني هستند كه) خدا را با بصيرت درون شناخته‌اند و ايمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ كرده است. در راه تقويت ايمان و اجراي دستورهاي الهي از هيچ چيز هراس ندارند و از نكوهش هيچ سرزنش‌كننده‌اي بيم به دل راه نمي‌دهند. اينان مصداق اين آيه قرآني هستند كه:

به زودي خداوند قومي را كه آنها را دوست مي‌دارد و آنها (نيز) او را دوست دارند و نسبت به مؤمنان فروتن و بر كافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برمي‌انگيزد.3

مؤمنان واقعي، كساني هستند كه تنها به خدا عشق مي‌ورزند و جز به خشنودي او نمي‌انديشند «يحبّهم و يحبّونه»، در برابر برادران ديني‌شان فروتن هستند «أذلّةً علي المؤمنين»، با كافران ستمگر و كج‌انديش، سرسخت، خشن و در برابرشان سرافرازند «أعزّةً علي الكافرين»، براي بسط عدل و اجراي فرمان‌هاي الهي همواره در حال جهاد في سبيل‌الله هستند «يجاهدون في سبيل‌الله» و در جهت نابودي كافران و برچيدن بساط ستمگران، كوشا و از هيچ ملامتي پروا ندارند «و لا يخافون لومة لائمٍ»

همة اين ويژگي‌ها در انسان مؤمن، از اعتقاد حقيقي او به خدا و ايمان به مقصد اصلي نشئت گرفته است. آنان به چنان شهامتي رسيده‌اند كه از شكستن سنت‌‌هاي غلط و مخالفت و ايستادگي در مقابل باورهاي نادرست محبط و هجوم افكار عوامانه و محافظه‌كاران منحرف هيچ‌گونه ترديدي به خود راه نمي‌دهند. آري بدست آوردن چنين موفقيتي افزون بر كوشش خود فرد، به سبب فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد و شايسته ببيند، عطا مي‌كند «ذلك فضل‌الله يؤتيه من يشاء
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/23ساعت 3:1 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

صفت‌هاي ياوران مهدي (ع)، قلب قوي و پولادين آنهاست كه از آنها در روايت‌هاي مختلف به پاره‌اي آهن ياد شده است: در زمان ظهور حضرت مهدي (ع) پرچم‌هاي سياه از جانب شرق خواهد آمد كه بر گرد آنها افرادي هستند با دل‌هايي همچون پاره‌هاي آهن سخت و محك
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/23ساعت 2:55 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

ميخواهم چيزی رو خدمت شما عرض كنم كه تا چند پيش حتي باور نميكردم
ماجرا ازاين قرار بود كه من چند وقت پيش يه نرم افزار بسيار معروف يكي
شركت هاي معروف مذهبي خريدم كه در اون مطالي در مورد شهدا بود
وچند تا شهيد رو معرفي ميكرد تو اون شهيدان اسم حاج احمد متوسليان
رو هم ديدم كه بين اين چند شهيد اسمش ثبت شده البته ااون زمان
من رسما باور كرده بودم كه حاج احمد متوسليان به مقام والاي شهادت
نايل شدند .
از اون ماجرا يه چند سالي گذت كه من بر اثر گشت زني تو اينترنت فهميدم كه
حاج احمد متوسليان شهيد نشدند بلكه با سه نفر ديگه در اسارت رژیم غاصب
اسرائیل که حتی اسرا ازاد شده از بند این رژیم غاصب سالم وزنده بودن حاجی رو تائید کردند
این همه حرف زدم که یه مطلبی رو بگم به نظر شما اگه حاج احمد یه روزی ازاد بشه
وبیاد ایران واجتماع رو بیبینه چی به ما میگه ؟
کسانی که می خوان جواب این مطلب رو بدن میتونن از طرین نظرات یا
از طریق ای دی وایمیل به من ارسال کننe-mail:vahid_bokharaee@yahoo.com
vahed_motahar@yahoo.com

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/03/13ساعت 5:44 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

منجيان هاليوودي
مي‌گويند سازمان سيا در پرونده‌ حضرت مهدي، فقط عكس ايشان را كم دارد. در واقع آن‌ها به اهميت ايشان براي مسلمانان پي‌برده‌اند و حدس مي‌زنند كه اين واقعه نزديك است.

به تصوير كشيدن مباني معنوي و مذهبي و شخصيت‌هاي قدسي، هنر خاصي را مي‌طلبد كه تنها هنرمندان سليم‌النفس و متعهد مي‌توانند از عهده آن برآيند.

در هنر نمي‌توان مستقيم سخن گفت و يا پند و اندرز داد. هنر سينما كه اصالت و اساس آن بر تصوير است، به عكس ديگر هنرها، مشكل‌تر مي‌تواند چنين مفاهيمي را به زبان خود ترجمه كند و به گونه‌اي كه به اين مفاهيم لطمه نخورد، آن را در خود حل كند يا به واقع خود در آن حل شود. در عين حال، بايد گفت مؤثرترين روش براي ماندگار كردن مفاهيم مذهبي و ديني به تصوير كشيدن آن‌هاست.

آمريكا جنگ خليج فارس را به مدد رسانه‌هاي تصويري و سينما به راه انداخت. جنگ عراق را نيز همين‌طور، با ساختن يك دروغ ساده كه صدام سلاح‌هاي هسته‌اي يا كشتار جمعي دارد و به شدت براي امنيت ما خطرناك است. در حالي كه اگر هم امريكا مي‌خواست به تلافي يازده سپتامبر و القاعده كاري كند تا عصبانيتش تخليه شود، ربطي به عراق نداشت. همان كاري كه بر سر افغانستان آورد، كافي بود. تمام اين بدبختي، لشكركشي و قتل و تجاوز، به خاطر يك دروغ بود. دروغي كه مي‌دانيد از فرط تكرار توسط رسانه‌هاي مختلف به ويژه تصويري و بازهم به ويژه سينما، راست و حقيقي جلوه داده مي‌شود تا جنگ عراق را توجيه كند. يا مثلاً مي‌خواهد با يك دروغ بزرگ‌تر كه كاملاً تخيلي و غير واقعي است، مثل حملة فضايي‌ها به زمين و ايجاد نگراني در مردم در اين مورد به واسطه فيلم هاي سينمايي مثل جنگ ستارگان و از اين قبيل، توجيه كند كه بايد تسليحات خود را افزايش دهيم تا خطر حملة فضايي‌ها كاهش پيدا كند! و يا با اين توجيه كه ما از شر سارقان، تبهكاران و قاتلان در امان نيستيم، بايد مثل آب خوردن مجوز حمل يا خريد اسلحه به مردم بدهيم، حتي به كودكان! فيلم «بولينگ براي كلمباين» مايكل مور را كه ديده‌ايد؟!

همه به دنبال منجي مي گردند

تمام اديان الهي و غير الهي، به آخرالزمان و اين‌كه روزي مي‌رسد كه همة شر در مقابل همة خوبي و نيكي مي‌ايستد، معتقدند و انتظار ظهور يك منجي را مي‌كشند كه نماد نيكي‌هاست و ظلم و بدي را در آخرالزمان از بين خواهد برد. بودايي‌ها و هندوها منتظر آمدن (گوتمه) يا بوداي پنجم هستند، زرتشتي‌ها در انتظار سوشيانت (يا سوشيانس) و مسيحيان هم معتقدند كه حضرت عيسي دوباره از اورشليم و بيت المقدس ظهور مي‌كند. يهودي ها هم مي‌گويند عيساي واقعي هنوز نيامده است.

اما در فيوچريسم (آينده‌گرايي) مسلمانان، شيعه و حتي سني در انتظار ظهور مهدي صاحب الزمان هستند، اما با يك تفاوت با اديان ديگر. آن‌ها منجي‌شان از آسمان ظهور مي‌كند و در همان وقت ظهور به ميان مردم مي‌آيد، اما منجي ما مسلمانان، هم اكنون در ميان مردم زندگي مي‌كند و در مشكلات و سختي‌ها همراهيشان مي‌نمايد، بدون آن‌كه كسي او را بشناسد و از روي همين در زمين قيامش را آغاز مي‌كند، نه آن‌كه از آسمان فرود آيد، يا مثل عيسي مسيح در حالي‌كه خود مسيحيان (به اشتباه) معتقدند دوهزار سال پيش به صليب كشيده شده و از دنيا رفته است، دوباره زنده شود. منجي ما عمر هزارساله دارد و پنهان از ديد مردم است، اما زنده است و عيني. بنابراين در زندگي مسلمانان تجلي خاصي مي‌يابد و همه اكنون هم از او مدد مي‌گيرند و در انتظار او سعي دارند كارهاي نيك انجام دهند و زمينه را براي ظهور حضرتش فراهم سازند. در حالي كه انتظار اديان ديگر جلوه‌اي در زندگي معمولشان ندارد. جالب است بدانيد كه تأثير اين تجلي عيني فرهنگ انتظار زماني براي غرب مشخص شد و او را به وحشت از منجي ما انداخت كه انقلاب اسلامي پيروز شد و جلوه‌هاي حضور و ياري آن حضرت در پيروزي انقلاب و زمان جنگ تحميلي بيش‌تر نمود يافت. غرب دانست كه چيزي غير از امكانات و تجهيزات نظامي و تكنولوژي هم وجود دارد كه ضمن بسيج مردم و هماهنگي در اعتقاداتشان، اين نيرو را به آن‌ها مي‌بخشد كه در عين كمبود امكانات، با تكيه بر ايماني قوي در جبهه‌هاي نبرد براي شهادت و كشته شدن در راه خدا از هم سبقت بگيرند. به واسطه همين حيرت بود كه براي شناخت فرهنگ انتظار و عامل ايجاد اين ايمان قوي در سال 1984(1362 هجري شمسي) كنفرانسي در اسرائيل و در شهر تل‌آويو برگزار شد تا به تأثير اعتقاد به مهدويت در ميان مسلمانان به ويژه شيعيان ايران بپردازد. در اين كنفرانس به اين نتيجه رسيدند كه هويت سياسي شيعه و عامل موفقيت آن، اعتقاد به مهدي (عج) است و گفتند: اين‌ها به اسم امام حسين (ع) قيام مي‌كنند و به اسم امام زمان (ع) قيامشان را حفظ مي‌كنند.

از آن پس بود كه هاليوود توجهش به اين منجي جلب شد و اهميت آن را درك كرد. او تأثير مهدويت را در تعارض با خواسته هاي خود ديد و سعي كرد بر ضد آن فيلم بسازد و ماجرا را به گونه‌اي ديگر جلوه دهد. غربي‌ها معتقدند: اگر بتوانيد آينده را پيش بيني كنيد، خودتان هم مي‌توانيد آن را بسازيد.

هاليوود كه به تأثير تصوير در فرهنگ سازي و تغيير مباني فكري و اعتقادي جوامع ايمان آورده بود، به سرعت شروع به ساخت و تهيه فيلم‌هايي كرد كه به نوعي به آخرالزمان و ظهور منجي مي‌پرداخت. براي همين «اورسون ولز» كارگردان يهودي مشهور سينماي هاليوود كه فيلم «همشهري كين» او در زمرة بهترين فيلم‌هاي دنيا جاي گرفته بود، فيلمي ساخت به نام پيشگويي‌هاي «نوسترآداموس» و در اين فيلم منجي را كسي معرفي كرد كه نام آخرين پيامبر را برخود دارد و مسلمان است، اما به حدي كشتار مي‌كند و برخوردي وحشيانه با مردم دارد كه عملاً هركسي از او متنفر خواهد شد. لباس او عربي مانند است و دستاري بر سر دارد. پيام كل فيلم آن است كه اين منجي مسلمانان فرد محبوبي نخواهد بود و ششصد ميليون مسلمان در خاورميانه وجود دارند كه ثروت عظيمي از گاز و نفت و ذخاير طبيعي در اختيار دارند و براي صلح جهاني خطرناكند. ولز براي اين فيلم اسكار هم گرفت.

بعد از آن، بازي كامپيوتري «يامهدي» نيز ساخته شد كه با همان رويكرد بالا موجب ايجاد نفرت از ظهور منجي به اين نام در ميان جواناني شد كه چندان اطلاعي از نحوه ظهور حضرت و مباني اعتقادي شيعه نداشتند.
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/03/13ساعت 5:18 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


پخش زنده از حرم مطهر

بخش زنده از حرم مطهر امام رضا
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/03/13ساعت 4:55 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


ـ يكي از بزرگترين فعاليتهاي تبليغاتي كه مستقيماً در باره اعتقاد به ظهور حضرت مهدي (ع) توسط دشمنان در اين ايام انجام گرفته، فيلم «نوسترا داموس» است كه سه ماه متوالي در شبكه هاي تلويزيوني آمريكا به نمايش گذاشته شد.در اين فيلم حضرت مهدي(عج) با لباس عربي نشان داده مي‌شود كه هر كاري را با فشار يك كليد انجام مي‌دهد و در اثر اقدامات او خونريزي زيادي شده و تعداد زيادي يتيم و بيوه بر جاي مي‌مانداين فيلم سرگذشت زندگي ستاره شناس و پزشكي فرانسوي بنام «ميشيل نوسترا داموس » است كه نزديك به 500 سال قبل مي زيست.

وي پيشگوييهاي خود را درباره آينده به رشته تحرير درآورده كه مهمترين آنها پيشگويي او درباره ظهور نواده پيامبر (ص) در مكه مكرمه و وحدت بخشيدن به مسلمانان و به زير پرچم خود درآوردن آنها و پيروزي بر اروپائيان و ويران كردن شهر و يا شهرهاي بزرگ سرزمين جديد ( آمريكا) است.و به نظر مي رسد لابي صهيونيست و اطلاعات آمريكا در ساختن اين فيلم دست داشته باشند و هدف آنان از تهيه اين فيلم بسيج نمودن ملتهاي آمريكا و اروپا عليه ايران و مسلمانان است، زيرا آن را خطري مي پندارند كه غرب و تمدن آن را تهديد مي كند، بويژه وقتي آنچه را كه بر پيشگويي «نوسترا داموس» اضافه نموده اند مورد توجه قرار دهيم؛ و آن اينكه آمريكا بعد از شكست اروپا به دست حضرت مهدي (ع) و نابودي موشكهاي غول پيكر و ديگر شهرهاي آن، جهت رويارويي با آن حضرت به بستن يك پيمان همكاري با روسيه اقدام نموده و سرانجام بر وي پيروز مي گردند!

اين كتاب هم از نظر ارزش علمي كتاب و نويسنده جاي بحث دارد و هم اينكه به صورت رمزي و ابهام آميز نوشته شده كه قابل تفسير به صورتهاي گوناگون مي باشد.

مسئله اين نيست كه غربيها اعتقاد به ظهور مسيح (ع) يا مهدي(ع) و يا اعتقاد به پيشگوييهاي نوسترا داموس دارند... بلكه بر اين باورند كه خطر خيزش اسلامي و تمدن الهي، تمدن مادي آنها را تهديد نموده و سلطه ظالمانه آنها را بر ملتهاي جهان از ميان برمي دارد. از اين رو از هر عنصر اطلاعاتي استفاده مي كنند تا زنگهاي خطر را درگوش ملتها به صدا درآورند و موافقت و پشتيباني آنها را جهت اجراي تمام نقشه هاي استعماري خود در حال و آينده جذب نمايند.

” چند سال پيش عده اي از محققين و دانشمندان خارجي به قم آمدند و تمام كتاب ها و مطالب روايي كه در مورد امام زمان (عج) و خصوصيات و ظهور ايشان مي باشد را جمع آوري كرده و با خود به كشور هايشان بردند تا برروي آنها تحقيقات و بررسيهاي مفصل انجام دهند ... “

بنابراين به حساب باور و عقيده خود ناچارند در مورد امام مهدي (ع) تبليغات آنچناني نموده و دست به تهيه فيلم بزنند و از آنجايي كه با موج آگاهي بخش اسلام- كه نسبت به رهبر موعود افزايش خواهد يافت- روبرو مي شوند، ناگزير تر شده، و در صورت صحت امر ظهور ، و آشكار شدن آن بزرگوار با او رويارويي كنند .

 

2 ـ تبليغ مؤسسات ديني ورسانه هاي دولت هاي غربي به وقوع حادثه اي بزرگ: حادثه ظهور، حادثه اي بزرگ است و قدرت هاي بزرگ جهان سياست خارجي خود را به شكلي سامان داده اند كه آمادگي هاي لازم براي اين حادثه در آن ملحوظ باشد.اين در حالي است كه مؤسسات ديني و رسانه هاي اين دولت ها نيز، مردم خود را براي پيشواز اين حادثه آماده مي سازند. اين مؤسسات ديني به همراه رسانه هاي ديداري و شنيداري اين دولت ها از سال هاي دهه ي 80ميلادي مردم خود را به ايمان جمعي به وقوع حادثه اي بزرگ در سرزمين شام كه به نبرد هسته اي خواهد انجاميد توجه داده اند.

اين مؤسسات پيوسته مردم خود را به اين نكته فرا مي خوانند كه در آينده اي نزديك، لشكري از دشمنان مسيح كه بدنه ي اصلي آن از ميليون ها نظامي تشكيل يافته از عراق حركت مي كند و پس از گذشتن از رود فرات كه در آن زمان به خشكي گرائيده است به سوي قدس رهسپار مي شود، اما نيروهاي مؤمن مسيح راه اين لشكر را سدّ كرده و همگي در « آرماگدون» با يكديگر برخورد خواهند كرد و در اين مكان است كه درگيري اتفاق خواهد افتاد.

 

3 ـ تبليغ جنگ آرماگدون : به اعتقاد صهيونيست‌ها جنگ بين مسيحاي موعود و جدال در 20 مايلي جنوب شرقي حيفاو 15 مايلي از شرق و غرب عالم در محل شهر باستاني« ميگدون» در منطقه «آرماگدون» اتفاق مي‌افتد كه در اين جنگ پيروزي از آن يهوديان است، ايستگاه‌هاي ماهواره‌اي غرب و اسرائيل دائم در صدد تبليغ اين جنگ به منظور آمادگي هر چه بيشتر نيروهاي خودي ميباشند.

مؤسسه گرس ـ هل ـ سل در كتاب تدارك جنگ بزرگ آورده است: شبكه 4 تلويزيون اسرائيل مي‌كوشد مردم را متقاعد سازد كه بايد جنگ كنند زيرا خواست خداوند است، چون خداوند در ازل مقدور فرموده كه دقيقاً همين ما مردماني كه در اين نسل زندگي مي كنيم بايد به جنگ هسته‌اي دست بزنيم و با آياتي از انجيل و گوشه‌هايي از كتاب هزقيل و دانيال نبي ثابت مي كنند كه ما در دوره آخرالزمان هستيم، كه بعنوان نمونه آيه 12 باب 14سفر زكريا ي نبي در تورات اشاره مي‌نماييم:

« تا حدودي در اين آيه يافت. گوشت ايشان در حالي كه بر پاها ي خود ايستاده‌اند كاهيده خواهد شد و چشمانشان ازحدقه گداخته خواهد شد و زبانشان در دهانشان كاهيده خواهد شد» با اندك نظر به اين آيه مي‌توان شرايطي را كه در اثر انفجار بمبها ي اتمي حادث مي‌گردد

” به اعتقاد صهيونيست‌ها جنگ بين مسيحاي موعود و جدال در 20 مايلي جنوب شرقي حيفا و 15 مايلي از شرق و غرب عالم در محل شهر باستاني« ميگدون» در منطقه «آرماگدون»اتفاق مي‌افتد كه در اين جنگ پيروزي از آن يهوديان است.... “

از نقطه نظر صهيونيستي جبهه متحدين در اين جنگ شامل كشورهاي روسيه ، ايران ،مناطق شمالي و جنوبي افريقا و عراق قلمداد شده است .در اين ديدگاه مسيحاي يهود (مشيا) در هيبت يك ژنرال ? ستاره به عنوان سرفرماندهي كل نيروهاي خير، فاتحانه از دره ميگدون گذشته، از دروازه اصلي وارد اورشليم (بيت المقدس) مي‌گردد و در اين حال تمامي ساكنان زمين حتي پيروان حقيقي مسيح مرده و حكومت ملكوت مسيح بر زمين به مركزيت اورشليم برگزار خواهد شد . رونالد ريگان رئيس‌جمهوري سابق امريكا در سال 1983گفت كه ارماگدون همواره ذهن وي را به خود مشغول ساخته و هم او بود كه تأكيد داشت كه : «براي يك آدماگدون واقعي بايدمسلح شويم»

 

4 ـ تبليغ مدارس انجيلي در آمريكا درباره ظهور و واقعه آرماگدون مدارس انجيلي در آمريكا بر پايه اين تحليل كه واقعه آرماگدون تنها حادثه اي است كه بازگشت دوباره مسيح را به زمين ممكن مي سازد و اين واقعه، بسيار نزديك است به تبليغ اين ديدگاه پرداخته اند. در مورد گستردگي فعاليتها و تلاشهاي غربيها شايان ذكر است كه از طرف يكي از مسئولين حوزه علميه قم چنين نقل شده كه بعضي از محققين و دانشمندان خارجي براي جمع آوري احاديث و مطالب مربوط به مصلح آخرالزمان به قم آمده بودند. طبق فرمايش اين مسئول حوزه علميه قم چند سال پيش عده اي از محققين و دانشمندان خارجي به قم آمدند و تمام كتاب ها و مطالب روايي كه در مورد امام زمان (عج) و خصوصيات و ظهور ايشان مي باشد را جمع آوري كرده و با خود به كشور هايشان بردند تا برروي آنها تحقيقات و بررسيهاي مفصل انجام دهند و اين نشان دهنده اهميت اين موضوع براي آنها مي باشد.

تا جايي كه اين لطيفه شايع شده كه وزارت اطلاعات آمريكا پرونده اي از تمام اطلاعات لازم درباره امام مهدي (عج) تهيه و تنظيم نموده كه تنها نقص آن، تصوير آن حضرت است. مكتب" بنياد گرايي مسيحي" براين اعتقاد هستند كه خداوند مقرر كرده است، بشر هفت مرحله يا مشيت الهي را بگذراند كه يكي از آنها نبرد هسته اي آرماگدون است.دست اندر كاران اين نظام كه نظام « مشيت الهي گرايي» ناميده مي شود، پيوسته مي كوشند با برنامه هاي عامه پسند تلويزيوني كشيشان پروتستان در آمريكا كه حدود 60ميليون بيننده دارد، مردم را متقاعد سازند كه به جاي « صلح» بايد در پي « جنگ» باشند. آنها با نقل آيات انجيل سعي مي كنند ثابت كنند كه ما در دوره آخرالزمان هستيم.

اينان چون اعتقاد دارند اسرائيل بايد « مقر فرود آمدن» دومين ظهور مسيح باشد، سعي دارند پرستش سرزمين اسرائيل را به يك آيين مذهبي بدل سازند. آثار

” از اين بازي كامپيوتري گاهي به«يا مهدي(عج)»نيز يادشده است. در اين نرم افزارسعي شده است كه خليج فارس مركز حركات تروريستي جهان نشان داده شده و خود را سردمدار مبارزه با اين تحركات نشان دهند. همچنين از بعد روانشناسي در نظر دارند كه افراد را نسبت به امام زمان(عج) و لفظ «يا مهدي(ع)» شرطي كرده و نفرت به حضرتش را در ميان مردم القاء نمايند. در واقع غربي در اين بازي و فيلم فوق خواستار اين مطلبند كه چهره مصلح را خشن و خونريز جلوه دهندتا در اثر فاصله گرفتن مردم از حضرت شرايط ظهور(قبلاًٌ شرح مفصلش گذشت) فراهم نگردد. ... “

معتقدين به « مشيت الهي گرايي» در سمت هاي حساس ايالات متحده آمريكا مي تواند بسيار نگران كننده باشد. به عنوان مثال « جيمز وات » به عنوان وزير كشور اسبق ايالت متحده، در كميته مجلس نمايندگان اظهار داشت: « به علت ظهور دوباره و قريب الوقوع مسيح، نمي توانم خيلي در بند نابودي منابع طبيعي خودمان باشم» . پيام مشيت الهي گرايان منحصر به مرزهاي ايالات متحده نيست. اين گروه در اوت 1985 نمايشي را به صحنه آوردند كه نخستين كنگره مسيحيان صهيونيست » نام گرفت. در اوائل دهه 90 ، آمريكائيان به بيش از 1400 راديوي مذهبي گوش مي دادند. اكثريت هنگفتي از 80000 كشيش بنياد گراي پروتستان كه روزانه از 400 ايستگاه راديويي سخن پراكني مي كنند، هواخواهان مشيت الهي گرايان هستند،

برخي از مشهورترين اين افراد عبارتند از:پت رابرتسون ،جيمي سواگارت، جيم باكر و جري فال ول. مدرسه هاي انجيلي بسياري، چه فرقه اي ، چه فرا فرقه اي در سراسر آمريكا اصول خداشناسي آرماگدون را بر پايه پرستش اسرائيل تعليم مي دهند. تعداد اين مدارس در حدود 200 مؤسسه و داراي حدود 100000 دانشـجو مي باشـند. اين دانشـجويان پس از فراغت از تحصيـل، كشـيش پروتسـتان مي شوند، به ميـان مردم مي روند و اين ديدگاه را تبليغ مي كنند.

يكي ديگر از نمونه هاي نفوذ ديدگاه «مشيت الهي گرايي» در سمت هاي حساس دولت آمريكا « رونالد ريگان » رئيس جمهور اسبق آمريكا مي باشد. لانگ، مدير تحقيقات انستيتو در 1985 افشا كرد كه « رونالد ريگان» رئيس جمهور آمريكا، معتقد به ايدئولوژي آرماگدون بوده است. رونالد ريگان در طي همه سال هاي زندگي خود تحت تأثير آموزش « نل ريگان » بوده كه گفته مي شود زني بسيار معتقد به كتاب مقدس بوده است. خود وي گفته است كه ايمانش را مديون مادرش است.«الينگ وود» كه خود يكي از معتقدان پرو پاقرص پرستش اسرائيل و ازجمله نبرد آخرالزمان است،گفته است كه او و فرماندار ريگان اغلب باهم مي نشينند و درباره پيشگوييهاي كتاب مقدس به بحث و گفتگو مي پردازند.

ريگان در يك مجلس شام مي گويد: «اين نبي خشمگين عهد قديم، حزقيال نبي است كه بهتر از هر كسي ، قتل عامي كه عصرما را به ويراني خواهد كشيد را پيشگويي كرده است» و سپس با خشم تندي درباره كمونيست شدن ليبي سخن مي گويد واظهار عقيده مي كند. كه: « اين علامت آن است كه فرارسيد آرماگدون ، دورنيست. »ريگان همچنين در يك مصاحبه گفته است كه اعتقاد دارد تجديد حيات يافته است. دادن لقب « امپراطور شيطاني» به روسيه توسط وي از همين بينش سرچشمه مي گيرد.

رونالد ريگان بعد از آن كه به عنوان رئيس جمهور آمريكا انتخاب شد گفت: « من از خدا مي خواهم به من توفيق بدهد كه كليد شليك موشك هسته اي را فشار دهم تا جنگ آرماگدون آغاز شود» و هم چنين در سال 1983 در حالي كه روي سخن را متوجه ايپاك ( لابي يهود) نموده بود گفت: «هنگامي كه به پيامبران گذشته در عهد قديم كتاب مقدس و نشانه هايي كه نبرد هارمجدون ( آرماگدون) را پيشگويي مي كند باز مي گردم، از خود مي پرسم ممكن است نسل ما شاهد وقوع اين نبرد باشد.

باور كنيد اين پيشگوييها به تأكيد، منطبق بر دوره هايي است كه ما در كانون آن به سر مي بريم». « جيمي كارتر» هم با هيأتي دمكرات منش، پس از آنكه ميزان علاقه و نسبت

” كنفراس تل آو يو: اين كنفرانس كه ظاهراً با هدف تحليل انقلابهاي شيعي به خصوص انقلاب اسلامي ايران تشكيل گرديد در پايان به اين نتيجه دست يافت كه شيعيان داراي دو نگاه متفاوتند كه استراتژي راهبردي آنان را در بر مي گيرد: الف: نگاه سرخ ب: نگاه سبز ... “

آمريكا و يهوديت را در حد « وحدت در اخلاق و فرهنگ واحكام» خواند اعلام كرد:«تأسيس دولت اسرائيل در سال 1948،بازگشت به سرزمين آفتاب مقدس را كه يهود صدها سال پيش از آن بيرون رانده شده، فراهم مي سازد. تأسيس دولت اسرائيل تكميل پيشگوييهاي كتاب مقدس و جوهر تمام كارهاست.»

و هم اكنون نيز « جورج بوش » رئيس جمهور فعلي آمريكا در آستانه سال 2003 در گرد همآيي گويندگان مذهبي در شهر «ناشويل ايالت تنسي » گفته بود:«ايالت متحده فرا خوانده شده تا آزادي را كه يكي از مواهب الهي است به تمام مخلوقات درسراسر جهان ارزاني دارد». و پس از حادثه 11 سپتامبر اعلام كرد: ما مي خواهيم اراده خداوند را محقق كنيم ».

و امروزه نيز در تلويزيونهاي آمريكا ، مبلغ شيك پوش ، خانم «جويس ماير» و آقاي «بني هين» آيات كتاب مقدس را از صحن كليساهاي تلويزيوني واقع در آمريكا و انگليس قرائت مي كنند، فردا هم در كليساي تازه تأسيس همين فرقه در « كويت» داد سخن خواهند داد و بي شك از ميان بيش از يك ميليون دريافت كنند كان كتاب مقدس در عراق كساني شنواي كلام او خواهند شد. كساني كه به زودي با عنوان «مسلمان صهيونيست» از كيان آمريكا و ايدئولوژي آرماگدون حمايت خواهند كرد.

 

5 ـ كنفراس تل آو يو: اين كنفرانس كه ظاهراً با هدف تحليل انقلابهاي شيعي به خصوص انقلاب اسلامي ايران تشكيل گرديد در پايان به اين نتيجه دست يافت كه شيعيان داراي دو نگاه متفاوتند كه استراتژي راهبردي آنان را در بر مي گيرد:

الف: نگاه سرخ

ب: نگاه سبز

نگاه سـرخ به عـاشـورا و نگاه سبز به انتظـار و مهدويت معطـوف گشته است و ظـاهراً جمله مشهور « اينان به اسم امام حسين(ع) قيام كرده و به اسم امام زمان(عج) قيام خود را حفظ مي كنند.» در اين نشست بيان گرديده و در پايان به اين نتيجه رسيده اند كه انتظار سبز شيعيان را بايد سياه كرد. پس از اين كنفرانس ساختن فيلم و بازيهاي رايانه اي در خصوص مسئله مهدويت به شكل چشمگيري گسترش يافت.

 

6 ـ بازي كامپيوتري مشهور به (جهنم خليج فارس) : از اين بازي كامپيوتري گاهي به«يا مهدي(عج)»نيز يادشده است. در اين نرم افزارسعي شده است كه خليج فارس مركز حركات تروريستي جهان نشان داده شده و خود را سردمدار مبارزه با اين تحركات نشان دهند. همچنين از بعد روانشناسي در نظر دارند كه افراد را نسبت به امام زمان(عج) و لفظ «يا مهدي(ع)» شرطي كرده و نفرت به حضرتش را در ميان مردم القاء نمايند. در واقع غربي در اين بازي و فيلم فوق خواستار اين مطلبند كه چهره مصلح را خشن و خونريز جلوه دهندتا در اثر فاصله گرفتن مردم از حضرت شرايط ظهور(قبلاًٌ شرح مفصلش گذشت) فراهم نگردد.

 

7 - كتاب جنگ بعدي: در اين كتاب كه به همت گاسپار وانبرگر وزير دفاع سابق آمريكا به رشته تحرير در آمده است بخشي به وقايع سال1999تا 2000 ميلادي و بخش ديگر آن به ظهور «محمّد منتظر» در ايران اختصاص داده شده است.

 

8 ـ نوشتن و چاپ كتاب توسط صهيونيستها با عناوين :

- زمين سياره بزرگ محروم

- جهاني نوين در حال رسيدن است

- شما و سال 2000

-چه بر سر ما مي آيد

-و دهها نوشته و مقاله ديگر در اين خصوص

آيا وقت آن فرانرسيده تا ما مسلمانان نيز از غفلت در آييم و «استراتژي ظهور » را براي ظهور امام صلح وعدالت حضرت مهدي ارواحنا له الفداء ترسيم نماييم؟!


+ نوشته شده در یکشنبه 1387/03/12ساعت 2:8 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

 دبیر كل حزب‌الله لبنان گفت: هدف حزب الله آزادی تمام اسیران لبنانی و غیرلبنانی است و آزادی چهار دیپلمات ایرانی در همین راستا قرار دارد.

"سید حسن نصرالله" در برنامه ای كه از شبكه تلویزیونی "المنار" پخش شد با اشاره به تبادل اجساد و آزادی یك اسیر لبنانی گفت: هدف حزب‌الله آزادی تمام اسیران لبنانی و غیر لبنانی و بازگشت پیكر شهدا به خانواده هایشان است و آزادی چهار دیپلمات ایرانی در این راستا قرار دارد. چرا كه حزب الله معتقد است این دیپلمات‌ها در سال 1982توسط نیروهای لبنانی (فالانژیست‌ها) ربوده شده‌اند و به رژیم صهیونیستی تحویل داده شده اند.
نصرالله تصریح كرد: هر اسیری پرونده ای دارد كه پیگیری می شود. اكنون مذاكرات تبادل اسرا بسختی ادامه دارد چرا كه گفت‌وگو درباره این پرونده های وقت زیادی را می گیرد و این یك موضوع طبیعی است.
دبیركل حزب الله تاكید كرد: بدون شك تبادل اجساد كه دوشنبه گذشته انجام شد، گامی در راستای یك اقدام بزرگ تر و مهم تر یعنی تبادل تمامی اسیران قرار دارد و فكر می كنم دشمن صهیونیستی هم با این كار موافق باشد.لذا حزب الله تاكید دارد كه مذاكرات باید دائمی باشد و گفت‌وگوها در روزهای آینده باید بصورت جدی از سرگرفته شود.
نصرالله افزود:اكنون می توانم بگویم در روند مذاكرات آزادی دو اسیر اسرائیلی كه قبل از جنگ 33روزه به اسارت حزب الله درآمده اند، پیشرفت های مثبتی صورت گرفته است.لذا حزب الله به روند تبادل اسیران خوش بین و امیدوار است پرونده اسرا بسته شود.

منبع: خبرگزاری فارس

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/03/07ساعت 3:5 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

خسف در لغت يعني فرو رفتن به زمين و به طور كلي در بسياري از نقاط خواهد بود. ولي بعضي از نقاط بالخصوص اسم برده شده و بسياري از آنها پيش از ظهور و برخي مقارن با ظهور و يا بعد از آن است اما همه را يكجا ذكر مي كنيم:

حضرت رسول در حكايت شب معراج بعد از ذكر فتنه ها و فسادها فرمود:

در آن هنگام سه خسف خواهد شد. خسفي در مشرق و خسفي در مغرب و خسفي در جزيرةالعرب. و اميرالمؤمنين(ع) نيز از آن حضرت فرمود: پيش از ساعت ناچار است از چهار چيز از جمله سه خسف را فرمود.

خسف جابيه و قريه اي ديگر از قراي دمشق

حضرت باقر (ع) به جابر فرمود: دست و پا حركت مده تا علاماتي را كه ذكر مي كنم ببيني، از جمله خسف قريه اي از قراي دمشق كه او را جابيه نامند و اميرالمؤمنين(ع) فرمود: وقتيكه بيرقهاي زرد با ماديونهاي قرمز وارد شام شدند، منتظر خسفي باشيد در قريه اي از قراي شام كه او را "حرستا" گويند، سپس منتظر فرزند جگرخوار يعني سفياني باشيد . اما در ضبط نام اين قريه گويا دقت كامل نشده ، زيرا كه نسخه ها مختلف است. بعضي خرسا و بعضي خرشا و بعضي حرستا و بعضي خرسنا و بعضي مرمرسي ضبط كرده اند.

خسف يا خرابي در مسجد جامع دمشق

عمار ياسر گفت: و خسفي واقع شود در طرف غربي مسجد دمشق و نيز عمار ياسر گفت: ديوار مسجد دمشق خراب شود . و حضرت باقر (ع) فرمود: قسمتي از مسجد دمشق ساقط شود.

خسفي در بلاد جبل

بلاد جبل، قم و قزوين و همدان و كردستان و كرمانشاه است. عبدالله بن سنان به حضرت صادق(ع) عرض كرد: بلاد جبل كجاست كه بر ما روايت شده كه چون امر بر شما برگردد بعضي از آن خسف خواهد شد ؟ فرمود: در بلاد جبل موضعيست كه بحر گويند و به قم ناميده مي شود. او معدن شيعيان ماست. يعني آنجا خسف نخواهد شد.

خسفي در بصره

حضرت صادق (ع) فرمود: پيش از قيام قائم (ع) از جهت زجر بردن مردم از معاصي آتشي در آسمان ظاهر خواهد شد و سرخي كه آسمان را بپوشاند و خسفي در بصره و خونهايي كه در وي ريخته شود و خانه ها خراب شود و فنايي كه در اهلش افتد.

خسف بيداء

بيداء وادي است چهار فرسخ دور از مدينه در طريق مكه و دنباله او دراز است و مقصود از خسف بيداء آنستكه لشكر سفياني پس از قتل و غارت در مدينه در تعقيب حضرت مهدي (عج) به مكه حركت مي كند و چون به اين وادي برسند، در آنجا همه لشكر به جز دو يا سه نفر خسف خواهند شد .چنانكه تفصيلش خواهد آمد ان شاء الله.

برگرفته از كتاب "مهدي منتظر"،تاليف حاج شيخ محمد جواد خراساني

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/29ساعت 2:24 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

Next  
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/18ساعت 5:37 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

يكي ديگر از نشانه هاي دوران ظهور خروج دجال است.دجال در روايات اسلامي اينچنين توصيف شده است:او داراي قدرت و تاثير عجيبي است چشم راست ندارد و چشم ديگرش در وسط پيشاني اوست و مانند ستاره صبح مي درخشد.چيزي در چشم اوست كه گويي آميخته به خون است در پيشاني وي نوشته شده :"اين كافر است"هر باسواد بي سواد آن را مي خواند.داخل درياها مي شود و افتاب با او مي گردد كوهي از طعام و نهري از آب هميشه با او ست.وي در يك قحطي سخت مي آيد و بر الاغ سفيدرنگي سوار است يك گام الاغش يك ميل راه است.آسمان به دستور وي مي بارد و زمين گياه مي روياند.اختيار گنجهاي زمين با اوست.مرده را زنده ميكند با صداي بلندي كه تمام جهانيان صداي او را مي شنوند مي گويد: من خداي بزرگ شما هستم كه شما را آفريده و روزي مي رسانم به سوي من بشتابيد.

وي از همه جا مي گذرد و فقط در مكه و مدينه قدم نمي گذارد اكثر پيروان او از يهود و زنان و عربهاي بياباني هستند.پيروان او دچار بدبختي مي گردند تنها كساني سعادتمند هستند كه بتوانند با تلاش پيگير خود را از پيروي او باز دارند و به دنبال او نروند.

مي گويند از هر موي الاغ دجال نغمه اي بگوش مي رسد و آن نغمات باعث جذب شدن مردم سست و ناپرهيزگار به اوست و اصل او را از اصفهان يا بجستان و يا خراسان دانسته اند.

موضوع دجال بيش از آنچه در روايات شيعه است از طرق اهل تسنن نقل شده است و قسمت عمده آن را "احمد حنبل"در كتاب "مسند"و "ترمذي"در "صحيح"خود و "ابن ماجه"در "سنن"و "مسلم" در "صحيح" و "ابن اثير"در"نهايه"از عبدالله بن عمر و ابوسعيدحذري و جابر ابن عبدالله انصاري نقل كرده اند.

مرحوم صدوق در اين زمينه مي گويد:متعصبين اهل سنت اينگونه اخبار را تصديق مي كنند و آن را درباره "دجال"و غيبت وي و زنده بودنش را در اين مدت طولاني روايت نموده اند كه در آخرالزمان خروج مي كند ولي درباره قائم باور نميكنند كه او مدت طولاني غايب مي شود و آنگاه آشكار مي گردد و جهان را پر از عدل و داد ميكند چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد با اينكه پيامبر و امامان از اين موضوع صريحا سخن گفته اند.

همچنين اين موضوع اختصاص به اسلام ندارد بلكه ريشه داستان دجال را بايد در كتاب مقدس مسيحيان جستجو كرد.

در رساله اول يوحنا نوشته است:دروغگو كيست جز آنكه مسيح بودن عيسي را انكار كند آن دجال است كه پدر و پسر را انكار مي نمايد.

باز در همان رساله آمده است :شنيده ايد كه دجال مي ايد الحال هم دجالان بسيار ظاهر شده اند و از اين مي دانم كه ساعن آخر است.

در جاي ديگر در همان رساله مي گويد:و هر روحي كه عيسي مجسم شده را انكار كند از خدا نيست و اينست روح دجال كه شنيده ايد كه او مي ايد و الان هم در جهان است.

برخي از علماي مسيحي از جمله صاحب قاموس كتاب مقدس دجال را اسم عام مي داند و به تصور وي مراد از دجال و دجالان كساني هستند كه مسيح را تكذيب كنند و اين معنا از عبارات انجيل نيز استفاده مي شود.

بعضي از نويسندگان اسلامي نيز با توجه به ريشه لغت "دجال" آن را منحصر به يك فرد بخصوص نمي دانند بلكه آن را عنواني مي دانند كلي براي افراد پر تزوير حيله گر و حقه باز كه براي فريب مردم از هر وسيله اي استفاده مي منند.

در منابع اسلامي نيز احاديثي راجع به متعدد بودن وجود دجال نقل شده است.پيامبر اكرم مردم را از دجال مي تر سانيد و فتنه اش را گوشزد مي كرد و مي فرمود:ايها الناس ما بعث الله نبيا الا و قد انذرو قومه الدجال

اي مردم !خداوند هيچ پيامبري را مبعوث نكرد مگر اينكه قوم خويش را از فتنه دجال بر حذر داشته است.

در حديث ديگري كه از صحيح ترمذي نقل شده است پيامبر فرمود:

انه لم يكن نبي بعد نوح الا انذر قومه الدجال و اني انذر كموه

هر پيامبري بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال ترسانده و من نيز شما را بر حذر ميدارم.

از اين روايت معلوم مي شود كه در عصر هر پيامبري "دجال"و يا "دجالاني"وجود داشته اند كه هر پيامبر موظف بود قوم خود را از فتنه آن بر حذر دارد و گرنه معني نداشت انبياي پيشين مردم عصر خويش را نسبت به فتنه دجالاني كه هزاران سال بعد از آنها آشكار خواهد شد هشدار دهند.

و اين مطلب در روايات ديگر روشنتر بيان شده است.حضرت علي (ع) در روايتي فرمود:"از دو دجالي كه از فاطمه بوجود مي آيند بر حذر باشيد.دجالي هم از دجله بصره خروج مي كند كه از من نيست و او مقدمه دجالهاست.

در حديثي كه به طريق اهل سنت آمده است مي خوانيم :

لا تقوم الساعه حتي يخرج ثلاثون دجالون كلهم يزعم انه رسول الله

پيامبر فرمود: قيامت بر پا نمي شود تا اينكه سي نفر دجالي كه خود را پيامبر مي پندارند ظاهر شوند.

و در روايت ديگر امده است: قال رسول الله :لا تقوم الساعه حتي يخرج نحو من ستين كذابا كلهم يقولون اني نبي

پيامبر فرمود:رستاخيز بر پا نمي شود مگر آنكه شصت نفر دروغگو ظهور خواهند كرد كه همه ادعاي نبوت مي كنند.

در جاي ديگري پيامبر فرمود :پيش از خروج دجال متجاوز از هقتاد نفر دجال ديگر ظهور خواهند كرد.

بالاخره از اين احاديث استفاده مي شود كه دجال نام شخص معيني نيست و به هر شخص دروغگو پرتزوير و گمراه كننده اطلاق مي گردد.

با توجه به اين مطلب مشكل "صائد بن صيد" نيز كه در بعضي روايات "دجال"ناميده شده است حل مي گردد.صائد كه در زمان پيامبر اكرم مي زيسته پيامبر او را از مصاديق دجال معرفي كرده است و چون بعدا از خروج دجال در آخرالزمان نيز خبر داده بعضيها گمان كرده اند دجال موعود همان "صائد بن صيد" است و در نتيجه به زنده ماندن و طول عمر او قائل شدند.

خلاصه آنچه مسلم است در آخرالزمان همزمان با قيام حضرت مهدي شخصي ظهور خواهدكرد كه در حيله و تزوير و دروغگويي و حقه بازي و شيطنت بر تمهم دجال هاي گذشته برتري خواهد داشت.بهر حال موضوع دجال و مبارزه او با دولت حقه در پايان جهان در منابع اسلامي و منابع خارجي آمده است با اين فرق كه بعضي رهبر جبهه مخالف را حضرت عيسي مسيح و بعضي قائم آل محمد مي دانند.

بنابر اين اصل داستان را نمي توان انكار كرد و ليكن نشانه هايي كه در بعضي روايات براي او ذكر شده است بي شباهت به تعبيرات سمبوليك و اشاره و كنايه نيست .انساني كه يك چشم در وسط پيشاني دارد انسان يك بعدي است نظام پليد حاكم بر جهان ما نظامي يك بعدي است كه انسان را با يك چشم مي نگرد آنهم با چشم چپ. بقول بعضي ها :اين دجال افسونگر ذهنها ست و مسخ كننده انسانها دجال مظهر نظام فرهنگي و روحي و ضد انساني حاكم بر انسان آخرالزمان است.

بر گرفته از كتاب عدل منتظر

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/18ساعت 5:31 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

فيلم"پيشگوييهاي نوستراداموس" يا "مردي كه آينده را ديد"كه توسط كمپاني "گلدن ماير"صد در صد صهيونيستي ساخته شده است،با تحريف و بر داشت خاصي از پيشگويي هاي نوستراداموس كه در قالب اشعاري رمزآميز بيان شده است،چهره امام زمان(ع) را چهره اي خشن و بسيار مخرب و وحشت زا معرفي و پيامد حضور ايشان را جنگ ها و جنايت ها و ناامني ها قلمداد كرده است.

فيلم"كه توسط كمپاني "گلدن ماير"صد در صد صهيونيستي ساخته شده است،با تحريف و بر داشت خاصي از پيشگويي هاي نوستراداموس كه در قالب اشعاري رمزآميز بيان شده است،چهره امام زمان(ع) را چهره اي خسن و بسيار مخرب و وحشت زا معرفي و پيامد حضور ايشان را جنگ ها و جنايت ها و ناامني ها قلمداد كرده است.

فيلم،ايشان را سومين ضد مسيح ناميده است و با مقدمه چيني كه از واقعي بودن و محقق شدن پيشگوييهاي ديگر نوستراداموس ارائه داده است،مخاطب را به اين باور رسانده كه هر آنچه اين پيشگو مي گويد، محقق خواهد شد.

البته استفاده چنين ابزاري از اشعار رمزآلود نوستراداموس كه از احتمالات و برداشتهاي متفاوت ابايي ندارد ، براي نخستين بار نبوده است،اشعار او هميشه ، براي مقاصد خاصي مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

از ابتداي مه 1940 هواپيما هاي آلماني از ابتداي مه 1940 هواپيماهاي آلماني،اعلاميه هايي را در شهرهاي مختلف فرانسه پخش كردند كه در آن از پيشگوييهاي نوسترآداموس در جهت اهداف حمله آلمان بهره جسته شده بود.در مقابل نيروي هوايي انگليس نيز ساكت ننشست و هر چند با تاخير و سه سال بعد ، يعني در سال 1943 به وقوع پيوست، اما آن ها نيز در زمان چرچيل ،به مقابله با آلمان نازي پرداختند و با استفاده از پيشگوييهاي نوستراداوس جنگ تبليغاتي را عليه هيتلر به راه انداختند و اعلاميه هاي فراواني را به شهر هاي مختلف فرانسه و بلژيك فرو ريختند.هر چند انگلستان خود در آنزمان با مشكلات اقتصادي فراواني روبرو بود،اما براي اداره هرچه بهتر جنگ رواني عليه دشمن مبلغ هشتاد هزار پوند كه د آنزوان مبلغ بالايي به شمار مي آمد هزينه كرد.

در سال 1944 كتاب از نوستراداموس در فرانسه به چاپ رسيد كه در آن از شكست قريب الوقوع هيتلر سخن به ميان آمده بود."گشتاپو"پليس مخفي آلمان نازي به محض وقوف بر ماجرا تمام نسخه هاي چاپ شده كتاب را مصادره كرد و حتي كليشه هاي سربي آن را نيز ذوب كرد و از ميان برد.

آري چندين كتاب درباره نوستراداموس ، البته با تحريف نوشته شده كه معروفترين آنها "نوستراداموس و نازي ها"اثر "ليك او" است.

نوستراداموس خود چنين مي گويد:

"نوشتارهاي،پيشگوي بزرگ كه آينده اي افتخار آميز دارد ، پاره پاره و جدا شده ،در دستان يك خود سالار بي رحم جاي مي گيرد و از برايند اين دزدي ، پادشاه او فريب داده مي شود".

بررسي اشعار نوستراداموس

درباره اشعار و تفاسير ارائه شده اشعار او نكاتي گفتني است.البته خواننده گرامي،مستحضر است كه نه آنچه نوستراداموس آورده و نه آنچه مفسران گفته اند و نه احتمالاتي كه به نظر نويسنده رسيده است ، هيچ يك وحي آسماني نيست كه ادعاي عصمت و يا يقيني آن رود ، بلكه صرفا براي رد برداشتهاي ابزاري است كه براي منافع خاص و استكباري مدد گرفته شده است.

 

 

 

1-احتمال اشتباه

 

بر فرض تفسير صحيح اشعار نوستراداموس باز هم اينگونه نيست كه تمامي اشعار او بي تهافت و بي تناقص باشد.مفسران معتبر اشعار او مواردي را نقل مي كنند كه نوستراداموس اشتباه كرده است.مثلا لئوني ،مفسر معروف اشعار وي مي گويد:

در سانتوري 2،رقم 74،نوستراداموس،اشتباها به جاي "آلپ" واژه "پيرنه" را بكار برده است.

2-آينده

 

1/2-پادشاه وحشت يا امام رحمت و امنيت

در سانتوري 10،رقم 72 آمده است:

"پادشاه بزرگ وحشت"در هفتمين ماه سال 1999 از آسمان به زمين خواهد آمد ...

جداي از ترجمه و تفسير كه احتمالات ديگري دارد و جداي از اين كه 1999 گذشت وهيچ اتفاقي رخ نداد و آنچه به نام حضرت مهدي گفته اند ، با توجه به عدم ظهور ايشان در اين سال نادرستي اش مشخص گشت،حال باعنايت به اشعار و قرائن ديگر مشخص مي شود ترسيمي كه نوستراداموس از آينده دارد، بسيار سر سبز و با طراوت است.اشعار زير از سانتوري هاي متفاوت ، مؤيد سخن ماست:

  

الف) منجي

در سانتوري5 ، رقم96، داموس وعده مي دهد كه:

"در هنگام نياز ، نجات دهنده اگرچه كمي دير ، ولي سرانجام از راه خواهد رسيد."

 

ب)به اوج نهايت رسانيدن

در سانتوري3 ، رقم2 ، آمده است:

"به واژه آسماني كه ، فرگيرنده زمين و آسمان است ، معنايي تازه مي شود ، رمزي در سلوك اهل راز پيدا ميشود. جسم و روح و روان، همه و همه به منتهاي توانايي رسيده اند، هر چيز كه هست، به سان در يايي كه در زير آسمان گسترده است ، به زير گامهاي او در مي آيد."

نگاهي اجمالي به اين شعر مي رساند ، آنچه وعده داده مي شود ، دادن معنايي تازه به واژه هاي آسماني است و بالاتر از آن اين است كه جسم و روح و روان ، به منتهاي توانايي خود مي رسند. اگر صرفا، توانايي رسيدند جسم بود، احتمالات غير آسماني قابل قبول مي نمود، لكن رسيدن انسان به منتهاي توانايي روح و روان، جز در سايه تعليم آسماني و به دست رادمرد الهي معنا ندارد. انساني كه خود را نميشناسد،زواياي روح و روان خود را نمي داند ، قابليت هاي خود را نمي شناسد ، چه گونه جز با مدد از وحي ، به غايت روح و روان خود برسد ؟

مؤيد ديگر در اين شعر ، قسمت آخر آن است كه هر چيز كه خست را به سان دريايي در زير آسمان گسترده در زير گام هاي او معرفي مي كند و اين، حاكي از حكومتي جهاني است ، اما نه جهاني كردن و تك قطبي ساختن ، بلكه حكومتي جهاني است به رهبري رادمردي الهي كه انسان را به نهايت تكامل روحي و رواني خود مي رساند.

آري تفاوت وعده هاي الهي حكومت الهي حضرت مهدي با ديگر اتوپياهاي ديگر، علاوه بر رفاه و امنيت و ...، رسيدن انسان به نهايت روحي و رواني خويش است كه هيچ اتويپايي چنين وعده اي نداده است و اگر داده باشد در وعده خود نمي تواند صداقتي داشته باشد.

 

 

ج)امنيت و آرامش

پيشگو در سانتوري1 ،رقم63 ،به امنيت و آرامش چنين اشاره مي كند:

"دنيا بس كوچكتر مي شود و بيماري ها فرو كش مي كننند و زمينيان، براي زماني بس دراز آرامش را تجربه خواهند كرد.مردمان، بدون وحشت از خطر، در زمين در دريا ودر آسمان، به سفر خواهند پرداخت..."

اين شعر نيز مسئله جهاني را مطرح مي كند، مسئله اي كه تا كنون رخ نداده است. ماجرايي بس لذت بخش و شيرين.آينده اي كه امنيت، جهان را فرا گرفته و مردمان، بي وحشت ، از اين سو به آن سو مي روند.

اين ها تداعي كننده روايت حضرت علي (ع) است كه فرمود:

"...بنا يدفع الله الزمان الكلب ... و لو قد قام قائمنا لذهب الشحنا من القلوب العباد واصطلحت السٌباع والبهائم حتي تمشي المراة بين العراق الي الشام... علي راسها زينتها لا يهيجها سبع و لا تخافه..."

به دست ما ، روزگار سختي ها و تشنه كامي ها سپري گردد ...و چون قائم ما قيام كند ، كينه ها از دلها بيرون رود ، حيوانات نيز با هم سازگاري كنند.در آن روزگار ، زن با همه زيب و زيور خويش از عراق بدر آيد و تا شام برور و از هيچ چيز نترسد...

اشعار ذيل ترسيم كننده آينده از نظر نوستراداموس است:

 

د)صلح و شايسته سالاري

در سانتوري 9 رقم 66 آمده است:

"صلح و اتحاد و دگرگوني بسياري ، پيش مي آيد. نه تنها بخش ها فزوني ميابند، كه مسئوليتهاي پست و اندك نيز بهايي مي يابند و بدين سان، كساني كه بر قله جاي داشتند، از فراز به فرود مي افتند."

در سانتوري 10، رقم 89 آمده است:

"تمامي ديوارهاي آجرين تبديل به ديوارهاي مرمرين مي شود.هفتادوپنج سال،آكنده از صلح و شادماني بر مردمان خواهد گذشت. كانل آب دگرباره باز خواهد شد. فراواني و سلامتي مي آيد و فصل هاي شير و انگبين، به چشم ديده خواهد شد."

و)صلح و آرمانشهر

در سانتوري 10، رقم 99 آمده است:

"به زودي براي اسب، شير، گاو نر و گرگ پاياني فرا مي رسد. كبوتر رام شده و هميار سگ بولداك مي شود. ديگر بيش از آن، آن مائده آسمان بر سر آنها نخواهد باريد."

اسب نماد تند پايي و هوشياري و وفاداري ، شير نماد حرارت و گرما و قدرت،گاو نر نشانه توانمندي هاي جسماني و بركت ، گرگ نماد خون خواري و توحش است.

بدين سان ، پيشگو در اين الهام بسيار پر معنا  از زماني سخن به ميان مي آورد كه دوران جلوه گري اين نماد ها در دنيا به پايان خود مي رسد و بي گمان ، در آغاز فصلي ديگر از فصلهاي زندگي در كره زمين است كه "كبوتر" و "سگ بولداك" كه يكي نمايه صلح و ديگري نمايه پاسداري از ارزشهاست با يكديگر يار و همكار مي شوند.

گويا نوستراداموس در اين الهام با يك آرمانشهر ديدار كرده است. مدينه فاضله اي كه پيوسته انديشمندان، در آرزوي رسيدن به آن سوخته اند.

 

2/2-آغازگران جنگ،هدف از جنگ

 

در فيلم، آن كه از تبار پيامبر مسلمانان است، به هدف ويرانگري و آغاز گر جنگ معرفي مي گردد، حال آنكه توسط پيشگو آنان كه جنگ و طاعون و مرگ را به راه مي اندازند،در سانتوري 9، رقم55 معرفي شده اند:

"در غرب، تدارك نبردي بس هولناك ديده خواهد شد و از آن پس طاغوتي چنان مرگ آفرين كه نه جوان و نه پير و نه حتي هيچ حيواني زنده نمي ماند.در همه جا، آثار خون و آتش، به چشم خواهد آمد. سيارگان زحل مريخ و ژوپيتر در كشور فرانسه به هم گرد آمده اند."

جالب است كه در همان سانتوري در رقم 52 آمده است :

"سرانجام، صلح از گوشه اي از گيتي ، وارد مي شود"

گفتني است با توجه به قسمت قبلي اين شعر كه جنگ و درگيري در فرانسه را مطرح مي كند ("..اين فاجعه در سراسر كشور فرانسه جريان خواهد داشت")و با توجه به تفسير برخي مفسران كه اساني چون فرانسه و... از سمبلهاي غرب است، معلوم مي شود ايجاد صلح و آرامش از ناحيه غرب نيست.

حال با تقابل اين دو شعر با شعر 92 سانتوري 1،احتمال داده شده، بسيار تقويت مي شود:

"صلح به وسيله يك مرد، در سراسر گيتي اعلام مي شود، اگرچه زماني بس كوتاه از اين اعلام، سركشي و چپاول ، باري ديگر در جهان آغاز مي شود، به خاطر يك خودداري يا رد يك پيشنهاد، شهرها ،زمين و درياها ، سوراخ سوراخ مي شوند و جمعيتي كم تر از يك ميليون و سيصد هزار نفر ، در اين فاجعه از پاي در آمده و يا دستگير مي شوند."

آيا جز اين است كه امام ،به ديوار كعبه تكيه داده، اهل عالم را به توحيد فرا مي خواندو به عدم ظلم و ستم ،ولي سفياني ها و دجال ها در مقابل او قد علم مي كنند و پيشنهاد و سخن او را پذيرفته نمي شود و جنگ ها و غارت ها رخ مي دهد و اما مجبور مي شود كه فتنه ها را خاموش كند و فتنه گر را نابود سازد.

در سانتوري 10، رقم 98 آمده است:

"...فزون خواهي سوداگران، همه گرگ هاي خون خوار و تمام غولهاي حيرت انگيز دنيا را به نا آرامي هاي بسيار، دچار مي كند."

در حالي كه در رقم 62 همان سانتوري آمده است:

"...آن مرد حكمران بيزانس و فرماندار اسلاونيا را با قوانين عرب آشنا مي سازد،از راه مي آيد."

 

3/2-خشونت و وحشت آفرينان