تبليغاتX
اعضای وب لاگ
ورود به كنترل پنل وبلاگ
پرچم اسلام -parcahmeaslam.com



نصیحت دلسوزانه احمدی‏نژاد به اوباما
رئيس جمهوري گفت: امروز برخي هياهوها و جنجال‌هايي که از سوی برخي قدرت‌هاي بزرگ انجام مي‌شود، به خاطر دلسوزي براي ملت‌ها نيست، بلکه از احساس خطري است که براي نظام‌هاي طاغوتي پدید آمده است.

رئیس‌جمهوری با اشاره به اظهارات اخیر اوباما درباره انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوی ایران، گفت: دلسوزانه به شما نصیحت می‌کنیم، هرچه زودتر مواضع و رفتار خود را اصلاح کنید و مواضع دولت بوش را تکرار نکنید.

محمود احمدی نژاد، صبح پنجشنبه به هنگام افتتاح مجتمع پتروشیمی مهر در عسلویه با اشاره به حضور پرشور و حماسی ملت ایران در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، اظهار داشت: عرصه انتخابات یکی از صحنه‌های تجلی ظرفیت‌های عظمت ملت ایران است.

وی گفت: ما امروز شرایط انتخابات و فضای سیاسی تبلیغاتی در داخل و خارج از کشور را از یاد نبرده‌ایم، چرا که یکی از پیچیده‌ترین و غبارآلوده‌ترین شرایط را رسانه‌های استعماری تحمیل کردند، اما ملت ایران، شایستگی خود را نشان داد و چهل میلیون انسان شجاع و آگاه و مصمم به عزت، استقلال و عدالت رأی دادند.

احمدی نژاد خاطر نشان کرد: الگویی که امروز ملت ایران در این انتخابات ارایه کرد، الگویی بی نظیر است که می‌تواند به عنوان سرمشق دیگر ملت‌ها قرار گیرد. آن وجهی از ملت ایران که در انتخابات متجلی شد، موجب امید همه ملت‌ها و بی آبرویی زورگویان و مستکبران شد.

رئیس‌جمهوری گفت: امروز برخی هیاهوها و جنجال‌هایی که از سوی برخی قدرت‌های بزرگ انجام می‌شود، به خاطر دلسوزی برای ملت‌ها نیست، بلکه از احساس خطری است که برای نظام‌های طاغوتی پدید آمده است.

احمدی نژاد خاطرنشان کرد: در کشورهای غربی بیش از 100 سال است که دمکراسی در دایره بسته دو یا چند حزب محصور شده و عرصه سیاست در انحصار عناصر حرفه ای قرار گرفته است.
وی اضافه کرد: امروز در ایران چهل میلیون شرکت کننده در انتخابات و به عبارتی دیگر، هفتاد میلیون انسان در عرصه سیاست حاضر هستند، آزادانه تصمیم می‌گیرند و اراده ملت است که بر کرسی می‌نشیند.

وی با بیان اینکه در این انتخابات اتفاق بسیار بزرگی رخ داده است، تصریح کرد: برخی از سران کشورها که برای عرض تبریک با ما تماس می‌گیرند، حضور چهل میلیونی مردم در انتخابات را یک اتفاق بزرگ و تحول عظیم می‌دانند که در معادلات آینده جهان بسیار تأثیرگذار خواهد بود.

احمدی نژاد با اشاره به جوسازی برخی سران کشورهای غربی، افزود: آنها امروز با یک پرسش اساسی روبه‌رو بوده و تحت فشار افکار عمومی مردم خود هستند. نظام‌های ظالمانه آنها در آستانه انحلال است به همین خاطر عصبانی هستند و ملت ما را متهم به مسائلی می‌کنند که اتفاقا همواره از خودشان سر می‌زند.

وی اظهار داشت: انتخابات یک حادثه بزرگ و یک آغاز دوباره برای ملت ایران است و به فضل الهی این دوران را مصمم تر، منسجم تر و متحدتر و با قدرت به پیش خواهیم برد.
وی با بیان اینکه باید مناسبات ظالمانه در جهان عوض شود، تصریح کرد: آنها خیال می‌کردند که با هیاهو و جنگ رسانه ای و تبلیغات می‌توانند اقتدار ملت ایران را که پس از این پیروزی بزرگ ده‌ها برابر شده است، خدشه دار کنند.

احمدی نژاد در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهوری آمریکا در روز‌های گذشته، افزود: ما از دولت انگلیس و برخی کشورهای اروپایی که عملکرد آنها معلوم است و حتی در میان مردم خود نیز آبرویی ندارند چرا که این افراد تعدادی آدم عقب‌افتاده سیاسی هستند که حتی نمی‌توانند کشور خود را اداره کنند، انتظاری جز این نداریم.

رئیس‌جمهوری گفت: پرسش این است آقای اوباما که سخنان خود را با شعار تغییر، اصلاح، تعامل و گفت و گو با ملت ایران آغاز کرد، چرا امروز در دام آنان گرفتار شد و سخنانی گفت که پیشتر دولت بوش گفته و نتیجه آن را نیز دریافت کرده بود.

وی با بیان اینکه 70 میلیون جمعیت ایران همگی یکصدا در برابر استکبار و خودخواهی‌ها و زورگویی‌های آنها ایستاده‌اند، اظهار داشت: می‌خواهم به شما خبر بدهم هر چهل میلیون نفری که در انتخابات شرکت کرده اند از این رفتار آنها ناراحت هستند و در مقابل بداخلاقی‌های آنها می‌ایستند.

احمدی نژاد ابراز امیدواری کرد: آنها بفهمند و خود را اصلاح کنند، چرا که این چند روز هم می‌گذرد و اینها می‌مانند و ملت ایران.
وی افزود: ملت ایران، ملتی بزرگ، با کرامت و با ظرفیت هستند و به وقت خود درباره رخدادهای اخیر تصمیم گیری خواهند کرد.
وی خطاب به رئیس‌جمهوری آمریکا، اظهار داشت: شما که می‌خواستید با ملت ایران گفت‌وگو کنید، آیا بنا دارید با این رفتار و مواضع با ملت ایران گفت و گو کنید؟
رئیس‌جمهوری گفت: ملت ایران از گفت‌وگو با شما استقبال کرد، اما چرا بعد از انتخابات با این ادبیات حرف زدید و دوران بوش را تکرار کردید. ما به شما هشدار می‌دهیم که توی این ریل و راه نیفتید و راهی را تکرار نکنید که پیشتر با شسکت روبه‌رو شده است.
احمدی نژاد تأکید کرد: خود را اصلاح کنید چرا که ما نمی خواهیم آن افتضاحات دوران بوش تکرار شود.
وی افزود: بدانید ملت ایران به شما اجازه نخواهند داد که با چنین ادبیات گستاخانه ای با مردم ایران صحبت کنید.

وی خطاب به رئیس‌جمهوری آمریکا، گفت: توصیه من به شما دلسوزانه است، همان‌گونه که برای بوش نامه نوشتم و خدا می‌داند از روی دلسوزی و به قصد باز کردن یک راه درست در برابر او بود.
وی افزود: الان هم به شما نصیحت می‌کنم، خود را اصلاح و طوری رفتار کنید که ملت ایران باور کند شما به دنبال اصلاح و تغییر واقعی هستید.

رئیس‌جمهوری خاطرنشان کرد: ما می‌خواهیم فضای جهان بنا بر منطق، عدالت، احترام و گفت و گوهای سازنده باشد. اما اگر شما خود را به خواب بزنید و مانند دوران امپراتوری‌های گذشته به دنبال زورگویی باشید، راه به جایی نخواهید برد. بدانید که دنیا عوض شده، وظیفه ما این است که از سر دلسوزی به شما بگوییم.
رئیس‌جمهوری تصریح کرد‌: ما خود را برای هر شرایطی آماده کرده‌ایم، اما خواهان صلح، وفاق، عدالت و زندگی بر پایه قانون برای همه ملت‌ها هستیم.

احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بمباران هواپیماهای آمریکا و کشته شدن مردم بیگناه پاکستان، گفت: در بمباران روز گذشته حدود صد نفر کشته شدند، آمریکایی‌ها بنا بر کدام منطق از سیزده هزار کیلومتر دورتر مردم پاکستان را به خاک و خون می‌کشند. به چه جرمی؟ چه کسی به آنها اختیار داده است با مردم اینگونه رفتار کنند؟

رئیس‌جمهوری همچنین در اشاره به افتتاح مجتمع پتروشیمی مهر، اظهار داشت: این کار الگوی خوبی از سرمایه گذاری و همکاری‌های فنی مشترک بین چند کشور است و امیدوارم در آینده نیز شاهد تداوم این نوع همکاری‌ها باشیم.

وی افزود: تجربه انقلاب اسلامی نشان داده است که ظرفیت‌های ملت ایران بسیار عظیم و گسترده است و اگر عزم ملی و اراده ملی و همدلی در کارها باشد حرکت شتابان ملت ایران ده‌ها برابر چیزی است که امروز آن را تجربه کرده‌اید.

وی خاطرنشان کرد: در سی سال گذشته به رغم تحریم‌ها، محدودیت‌ها و بد اخلاقی‌ها، اتفاقات بزرگی در این کشور رخ داده و پیشرفت‌های بزرگی انجام شده است.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/07ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

در حالی این روزها را سپری میکنیم که کشورمان دستخوش فتنه های فراوانی است



متاسفانه اینقدر خودمان را دشمن شاد ندیده بودم..



این شلوغی ها را به هیچ وجه نمیتوان انقلاب نام نهاد / چرا که نه هدف مشخصی برای آن تعریف شده و نه رهبری قاطع و شناخته شده ای دارد...

تنها وتنها آتش کینه ها..عقده های سرکوب شده...حسادت ها...شکست ها...و رسوایی های شماری از مفسدان بزرگ شعله ور شده که نه در منطق بحث ومناظره توانستند آبروی بر باد رفته شان را جمع کنند...ونه منش سلطه جو و فرعونی آنان ذره ای محبوبیت در قلبها ی مردم باقی گذاشت.... با غوغا سالاری و تبلیغات آنچنانی دل بل کسب آرا بستند ولی حق پرستان در سکوت مظلومانه شان با سلاح دندان شکن آرایی که بر صندوقها ریختند بار دیگر موضع محکمشان را در برابر زیاده خواهان اعلام و با زبان بی زبانی (نه) محکمی به آنان گفتند...تا بدانند که خود فروختگی هایشان را همه حق بینان دیده اند و پشیزی

نزد مردم ارزش ندارند...جز نزد آنان که گول قران بر سر نیزه ها را خوردند و فریفته رنگ سبز ریا گشتند...

دوست داشتن که زوری نمی شود....محبوبیت که تحمیل سرش نمیشود....و به همین علت و هزاران علت ناگفته دیگر این فرعونان اشرافی پر رو و بی رحم و بیشرم نه تنها پایگاهشان را در بین مردم از دست دادند..که با مکیدن خون مردم..وخیانتی که به اعتماد ملی کردند تخم کینه و عداوت را در دلهای مردم بی پناه کاشتند...

اما آنان پیش بینی چنین روزی را هم کرده بودند...تا با ذخیره کردن پول بیت المال در حساب های شخصی شان در چنین روزی که منتخب بعدی مردم -تشت رسواییشان را از بام جهان انداخت... با هزینه کردن بودجه دزدیده شده ی ملت بر علیه ملت دسیسه چینی کنند...



ابزار آنان استفاده از جهل مردم و احساسات جوانان پاک برای مقاصد شوم خودشان است...مذهب علیه مذهب...

آنان که گاهی مصلحت نظام را بر مصلحت اسلام برتری میدادند امروز که مطرود نظامند مصلحت خود را بر مصلحت اسلام عزیزو نظام مقدس و مصلحت ملت مظلوم و شجاع برتری داده اند...که ازچشم تیزبین مومنان و مسلمانان دور وپوشیده نیست *
 وب سایت  
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/07ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

در اعتراض به هدايت آشوبگران در تهران صورت مي‌گيرد؛
امروز؛ تجمع دانشجويان در مقابل سفارت انگليس

خبرگزاري فارس: دانشجويان كشورمان امروز(سه‌شنبه) در اعتراض به دخالت‌هاي انگليس در امور داخلي ايران و نقش‌آفريني اين كشور در اغتشاشات اخير تجمع اعتراض آميزي را در مقابل سفارت اين كشور در تهران برگزار مي‌كنند.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، دفتر تحكيم وحدت، بسيج دانشجويي، اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان اعلام كردند كه در اعتراض به دولت خبيث انگليس به دليل دخالت در امور داخلي ايران و نقش‌آفريني در راه‌اندازي اغتشاش و آشوب در تهران و حمايت از آشوبگران، امروز در مقابل سفارت اين كشور در تهران تجمع اعتراض آميزي برگزار مي‌كنند.
اين تجمع ساعت 16 در مقابل سفارت انگليس در تهران آغاز مي‌شود.
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/02ساعت 1:58 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


روند آشکار شدن چهره نفاق و مخالفت صریح با ولایت، در بیانیه جدید موسوی!!!


تصویر بزرگ
میر حسین موسوی نشان داد که چندان بر پایه خرد و قانون که ادعایش را داشت حرکت نمی کند و مانند گروهک منافقین در ابتدای انقلاب که به حملات مسلحانه در حمایت از بنی صدر پرداختند، برخی نقاط را به آشوب و ویرانی کشیده و مردم بی گناه را مورد تعرض قرار دهند. در حالیکه انتظار میرفت بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر پایان اردوکشی های خیابانی نصب العین آقای موسوی قرار بگیرد، اما او در بیانیه جدیدش دوباره مردم را به اعتراضات خیابانی دعوت کرد.


به نقل از سایت قلم وابسته به میرحسین موسوی، در این بیانیه آمده است: " آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد...

آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است... "

جملات بالای آقای موسوی نشان دهنده مخالفت صریح او با رهبر معظم انقلاب اسلامی است. حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در خطبه های اخیر نماز جمعه 29 خرداد تصریح کردند که اینگونه بی قانونی ها است که به استبداد می انجامد و توهین به رئیس جمهور را در قالب دروغ گویی و خرافه پرستی محکوم کردند.

ایشان تاکید کردند: " از یک طرف صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونى کشور شد... تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به کى؟ به کسى که رئیس جمهور قانونى کشور است، متکى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، مى‏بینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند. "

و در جای دیگری فرمودند: " تن دادن به مطالبات غیر قانونى، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتورى است... "

واقعا معلوم نیست که آقای موسوی با چه اهدافی این جملات سخیف را به زبان آورده و اینگونه به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران و ایستادگی در برابر قانون می پردازد.


موسوی ادامه داد: " چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند. "

اما مقام معظم رهبری اینچنین تصریح کردند: " در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجى به کار افتادند و خط تخریب خیابانى شروع شد؛ خط تخریب، خط آتش‏سوزى، اموال عمومى را آتش بزنند، حریم کسب و کار مردم را ناامن کنند، شیشه‏هاى دکان مردم را بشکنند، اموال بعضى از مغازه‏ها را به غارت ببرند، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند؛ امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت. این ربطى به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‏نشاندگان سرویسهاى جاسوسى غربى و صهیونیست است. این کارى که در داخل، ناشیانه از بعضى سر زد، اینها را به طمع انداخت، خیال کردند ایران هم گرجستان است (!) "

قضاوت با شما !!!

حسین موسوی در جای دیگر آورده است: "اگر حجم عظیم تقلب و جابه‌جایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات می‌رسد. "

این در حالی است که رهبر مسلمانان جهان تاکید کردند: " من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته‏اند؛ دشمنان ملت ایران میخواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه‏ى جمهورى اسلامى است، میخواهند این را از جمهورى اسلامى بگیرند؛ میخواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند درباره‏ى این انتخابات و این اعتمادى را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند. "
و همچنین فرمودند:"مردم اطمینان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهورى اسلامى اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازه‏ى تقلب نمیدهد. این را هر کسى که دست‏اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت!"

و اضافه کردند: " این خط را از پیش از انتخابات هم شروع کردند؛ از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها میخوانند، تکرار میکنند که بناست در انتخابات تقلب بشود. میخواستند زمینه را آماده کنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفى را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است.  "


باز هم موسوی در جای دیگری از این بیاینه آورده است: " اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است..."  و گفته که: " در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم... "

اما اکنون لازم است به خطبه های رهبر عظیم الشان انقلاب نگاهی کرد: " ملت ایران! 22 خرداد یک حماسه بود. این حماسه، تاریخى شد، جهانى شد. اگرچه بعضى از دشمنان ما در اطراف دنیا خواستند این پیروزى مطلق نظام را، این پیروزى حتمى را، به یک پیروزى مشکوک و قابل تردید تبدیل کنند. حتّى بعضى خواستند این را به یک شکست ملى تبدیل کنند! " و در جای دیگری فرمودند: " مردم اطمینان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهورى اسلامى اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازه‏ى تقلب نمیدهد. این را هر کسى که دست‏اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند... "



موسوی گفت: " از ما خواسته می‌شود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی‌طرفی خود را به اثبات رسانده است."

او مردم را  دوباره به حرکات اجتماعی دعوت کرد: " با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندی‌هایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید...  ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند. "

و مقایسه با بیانات رهبری عزیز انقلاب اسلامی: " اگر نخبگان سیاسى بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا براى اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهایند. من به همه‏ى این آقایان، این دوستان قدیمى، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعه‏ى صدر داشته باشید؛ دستهاى دشمن را ببینید؛ گرگهاى گرسنه‏ى کمین‏کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسى را یواش یواش دارند از چهره‏هایشان برمیدارند و چهره‏ى حقیقى خودشان را نشان میدهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید. "

و تاکید می فرمایند: " زورآزمائى خیابانى بعد از انتخابات کار درستى نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است...  این تصور هم غلط است که بعضى خیال کنند با حرکات خیابانى، یک اهرم فشارى علیه نظام درست میکنند و مسئولین نظام را مجبور میکنند، وادار میکنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. "


همچنین در جای دیگری از خطبه ها فرمودند: " در عین حال بنده این را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسیدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زیر بار بدعتهاى غیرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتى دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‏اند، بعضى برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتى دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهاى درست، بر طبق قانون. "


و در پایان با جانشین برحق حضرت ولی عصر(عج) و امام زمانمان همنوا می شویم: " اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبروئى هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‏ى اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا کن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب این کشور توئى؛ صاحب این انقلاب توئى؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما. "
قضاوت با شما !!!

برای مطالعه اصل متون می توانید به آدرس های زیر مراجعه کنید:

بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران(29 خرداد):
http://leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=5613

بیانیه میر حسین موسوی(31 خرداد):
http://ghalamnews.ir/news-21179.aspx
                                                          
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/02ساعت 1:20 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

گزارش فرانس پرس از ايران/ اوضاع در تهران آرام است
تهران- خبرگزاري فرانسه در خبري از تهران از نبود نشانه هايي از تظاهرات در سطح اين شهر خبر داد.
در اين گزارش آمده است: بر اساس اعلام شاهدان عيني که با خبرگزاري فرانسه تماس گرفته اند، تا کنون هيچگونه نشانه اي دال بر برپايي تظاهرات در مناطق مختلف شهر تهران مشاهده نشده است.
فرد ديگري نيز اعلام کرد که ترافيک در تمام سطح پايتخت روان است و مغازه ها نيز باز هستند و به فعاليت خود ادامه مي
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 3:53 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

آقاي موسوي! از کدام "امام" سخن مي گوييد؟
دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري-دکتر اميرحسين ترکش دوز*:جناب آقاي موسوي ،به گونه اي از امام و انديشه او سخن گفته اند که گوئي چيزي جز مفهوم تحجر در بيانات و مکتوبات ايشان موجود نبوده است . حال آنکه التزام به خط امام التزام به تمامي مولفه هاي آن است .
جناب آقاي موسوي ،به گونه اي از امام و انديشه او سخن گفته اند که گوئي چيزي جز مفهوم تحجر در بيانات و مکتوبات ايشان موجود نبوده است . حال آنکه التزام به خط امام التزام به تمامي مولفه هاي آن است . برخورد گزينشي و يک سويه با انديشه و خط مشي امام از فردي که بيش از همه از صداقت و اخلاق سخن مي گويند شگفت انگيز است . البته هر فردي مي تواند انديشه و گفتار امام ، يا مولفه هائي از آن را نپسندد و پسند خود را نيز در چارچوب ضوابط در جامعه اظهار کند .اما آيا سخن گفتن از امام و خط او در عين مغفول گذاردن مولفه هائي از سيره سياسي امام ، برخوردي صادقانه است ؟ آيا امام در طول حيات سياسي خود و به خصوص در 10 ساله رهبري نظام ، تنها از تحجر سخن گفته بود و نسبت به آن حساسيت نشان مي داد ؟آيا اين امام نبود که بارها و بارها نسبت به اجراي احکام اسلام تاکيد کرده و حساسيت نشان داده بود ؟آيا هم او نبود که في المثل در جريان تعريض جبهه ملي به لايحه قصاص به سختي عليه ايشان موضع گرفت و حتي سخن از قرب ايشان به ارتداد گفت ؟ آيا يک شخصيت خط امامي نبايد بهره اي از حساسيت امام ، نسبت به اجراي احکام الهي و ضديت هائي که از سوي پاره اي از روشنفکران و سياستمداران عليه آن صورت مي پذيرد ، به خرج دهد؟ آيا اين امام نبود که عليه سلمان رشدي آنچنان که همه مي دانيم موضع گرفت ، آيا امام نبود که در اواخر عمر شريف خود ، عليه فردي که اسائه ادبي غير مستقيم را به ساحت حضرت زهرا(س) موضع گرفت؟آيا اين امام نبود که بارها و بارها در مورد التقاط و انحراف فکري حساسيت به خرج داد و اعلان موضع کرد؟ آيا به راستي امام نبود که حتي پيش از حرکت انقلاب فرهنگي از دانشجويان مسلمان خواست که دانشگاهها را در تراز فرهنگ اسلامي متحول کنند ،آيا هم او بارها عليه فرهنگ استعماري و غربزده موضع نگرفت؟آيا امام از ابتدا تا به انتهاي نهضت مقدس خود نظام جهاني سلطه را به چالش نکشيد و با ملل ستمديده اظهار پيوند نکرد؟ بلي ! امام اين کارها را بخردانه؛ مشروع ، اخلاقي و منضبط صورت مي داد و اتفاقا" مطالبه ما از داعيه داران خط امام ( ومن جمله جناب آقاي موسوي)مطالبه اي توامان است. يعني هم آن حساسيتها و دغدغه ها را در گفتار و خط مشي خود بروز دهند و هم به مناسب بودن شيوه ها توجه نشان دهند. آري امام عليه تحجر و ارتجاع موضع داشت اما اين موضع در کنار انبوهي از مواضع ديگر بود که فوقا" به آنها اشاره کرديم ما از ديگران انتظار نداريم که عين تعابير امام موضع بگيرند اماسخن بر سر اصل حساسيت و دغدغه ها است که بايد در گفتار و کردار يک شخصيت مدعي خط امام بروز داشته باشد.( چرا که شرط صدق کلام ايشان اين است) مشکل اين جااست که اصل اين دغدغه ها و حساسيتها در خط مشي داعيه داران اين روزهاغائب است.
تصور ابتدائي ما اين بود که راه جناب آقاي خاتمي توسط برخي از کانديداهاي محترم و مشخصا" آقاي موسوي در حال پيموده شدن است . اقدامات يا تعللهائي هم از جانب ما از سر اصلاحگري صورت پذيرفت که متاسفانه نه تنها بي فايده بود بلکه موجب اتلاف وقت و عدم روشنگري به هنگام شد. متاسفانه هر چه پيش تر آمديم ، اين بيم، شدت گرفته است که مبادا وضع از آنچه تصور ميشود هم وخيم تر باشد . در هيچ يک از ادوار انتخابات رياست جمهوري تا بدين حد شاهد شقاق و رودر روئي نيروهاي اجتماعي و حاد شدن تقابل آنها با يکديگر نبوده ايم . در هيچ دوره اي از انتخابات حتي در دوم خرداد 76 و انتخاباتهاي بعد از آن تقابل هواداران نامزدها بدين صورت که اين روزها و شبها در تهران و برخي ديگر از شهرها شاهديم خصمانه و ويرانگر نبوده است. به نظر مي رسد که سهم بيشتر در اين تقابل خصمانه از آن سنخ گفتار ، پيامهاي القائي به جامعه و سياستهاي انتخاباتي کانديداهاي مورد حمايت گروه هاي اصلاح طلب و مشخصا" جناب آقاي مهندس موسوي است . ايشان در طول فعاليتهاي انتخاباتي خود ، از يک سو بيش از حد و به گونه اي غير عادلانه نوک تيز حملات خود را عليه دولت فعلي گرفتند و نيروي اجتماعي هوادار آنرا عليه خود تحريک کردند و به موضع تقابل تام و تمام انداختند ( در صورتي که در مراحل اوليه فعاليتهاي انتخاباتي ايشان مرزبندي بسيار ضغيفي ميان ايشان با نيروي اجتماعي هوادار دولت موجود بود). سخن راني هاي يک سويه و ناهمدلانه جناب موسوي با لايه اجتماعي مذهبي و انقلابي در دانشگاها نيز در اين زمينه مزيد بر علت شد ( وضعيتي که تا بدين صورت حاد در گفتار جناب آقاي خاتمي هم موجود نبود).از جانب ديگرپمپاژ ايده هاي نسنجيده ، سطحي و غير علمي به عرصه اجتماعي همچون آنچه در طرح موضوع گشت ارشاد از ايشان شاهد بوديم ، شاخکهاي برخي لايه هاي اجتماعي خاص (که کمترين پيوندها را با سبک زندگي اسلامي و انقلابي دارند ) حساس کرده و آنها را به شکل انفجاري ( و نه تدريجي ومعقول) به ميدان سياست آورد.سياسي شدن بيش از حد، حباب گون ، مصنوعي، تهييجي، احساسي و انفجاري، آسيبي است که صرفاً در مورد يک انتخابات خاص آسيب زا نيست بلکه ثبات و نظم حداقلي جامعه را سست مي‌کند و ظرفيتهاي از هم گسيختگي اجتماعي را افزايش مي دهد . گو اينکه فضا را براي سربازگيري اغيار نيز فراهم خواهد ساخت. 12 سال پيش شاهد بوديم که گفتار جناب آقاي خاتمي که تا بدين حد نسجيده نبود انبوهي از نيروي اجتماعي و به خصوص جوانان را به يک باره سياسي کرد اما آن بزرگوار، نه تنها نتوانست از قبل سياسي کردن انفجاري جوانان و رويکرد جذبي خاص خود، ظرفيتهاي ثبات را در نظام افزايش دهد بلکه ظرفيتهاي فروپاشي را نيز در واپسين فرازها از دوران رياست جمهوري خود به نحو ناخواسته فزوني بخشيده بود . علاوه بر اينکه الگوئي که ايشان از حيث تعامل با جوانان عرضه کردنه تنها نتوانست مخاطبين را ديني تر و عقلاني تر کند بلکه نهايت کار انجمنهاي اسلامي شاهد اين مدعا است که از حيث تربيت هم رويکرد ايشان ،رويکردي موفق نبود. آسيبي که آنروزها از قبل بسيج انفجاري توده، نصيب جامعه، نظام و حتي شخص آقاي خاتمي شد اين بود که ايشان بخش وسيعي از توده غير سياسي را به ميدان سياست آورد، حال آنکه نه ظرفيت سازماني کنترل ايشان را داشت و نه از توانايي گفتاري هدايت آنها در چارچوب انقلاب برخوردار بود .اين همه، عيوب گفتار جناب خاتمي بود اما گفتار جناب آقاي موسوي در دو حوزه سياست داخلي و فرهنگ ناسنجيده‌تر و غير مسئولانه تر از گفتار آقاي خاتمي در دوم خرداد 76 تنظيم شده است .بخشي از مشکل در مورد آقاي موسوي ،پديده سياسي – فرهنگي نامطلوبي است که با بهره بردن از زمينه‌هايي در گفتار شخص آقاي موسوي ،حول ايشان شکل گرفته و بخشي ديگر از مشکل، ناظر به گفتار شخص جناب آقاي موسوي است که به گونه اي نسنجيده، غير مسئولانه و مهمتر از همه، غير ‌مکتبي تنظيم شده است. ذيلاً به برخي از شواهد اين مدعا اشاره مي‌کنيم:الف- استفاده از ابزارهاي پرريسک براي نيل به اهداف:مسئله کردن برخي موضوعات همچون گشت ارشاد گرچه به هر تقدير يک ظرفيت اجتماعي را آزاد کرده و ممد هدف ايشان خواهد بود، اما ناتواني در ارائه ي گفتار مکتبي در تراز انقلاب، اين ظرفيت را خوراک اغيار خواهد ساخت و ظرفيت آشوب را در جامعه افزايش مي‌دهد.ايشان براي راي آوردن مي توانستند يک لايه مرکزي را با شعارهاي اسلامي و انقلابي مورد خطاب قرار دهند و در لايه هاي بعدي به مسائل اقتصادي البته به نحو منصفانه بپردازند .ب- طرح ايده‌هايي که مرز روشني با ايده‌هاي سکولار ندارند:از اين قبيل ايده ها مي توان از طرح فرهنگ غير دولتي از جانب آقاي موسوي ياد کرد . نياز به ذکر نيست که حتي دولتهاي سکولار نيز داراي کار ويژه‌هاي آشکار توليد هنجارند و در اين صورت ، سخن گفتن از فرهنگ غير دولتي در يک حکومت مسلکي همچون جمهوري اسلامي ، عجيب جلوه مي کند..همچنين از طرح ناصواب" اجتناب از تفکيک خود و ديگري" مي توان ياد کرد که علاوه بر اين که در تحليلي خوشبينانه نشان دهنده ساده انگاري واقعيت هاي ناگزير زندگي اجتماعي و سياسي است ، در تباين با سياست ورزي مکتبي ارزيابي مي شودکه به ناگزير " خود و ديگري ساز "است( بگذريم از آنکه اين تفکيک، لازمه هر مسلک و نظام سياسي ولو ليبرال مي باشد) . آنچه مي توان از آن سخن گفت چگونگي برخورد با ديگري است ! نه کنار گذاردن اصل اين تفکيک! اجتناب از اين تفکيک، در صورتيکه در قالب توصيه‌اي به حکومت اسلامي صوتبندي شود معنايي جز توصيه حکومت اسلامي به يکي از لوازم سکولار شدن (ودر تحليلي خوشبينانه)براي تضمين بقاي خود ندارد. توضيحاً اين که اين توصيه، چند ماه پيش در قالب يادداشتي در سايت کلمه به قلم يکي از اعضاء حلقه اول پيرامون جناب آقاي موسوي، به صورت غير مستقيم صورتبندي شده بود. نويسنده آن يادداشت، با تحذير دادن جمهوري اسلامي نسبت به سرنوشت حکومت صفويه (که با رسميت بخشيدن به مذهب)خودي و ديگري مي‌ساخت، الگوي نادرشاهي را جلوي راه جمهوري اسلامي گذارده بوده که (با صرفنظر از مذهب رسمي )توانست يک امپراتوري ،تشکيل دهد.
ج- برخي ديگر از ايده‌هاي جناب آقاي موسوي، نماينده بي عنايتي ايشان به ادله تشکيل حکومت اسلامي است. در مورد برخي معضلات فرهنگي آقاي موسوي نصيحت يک پدر بزرگ را مؤثرتر از ابزارهاي جابره و زاجره حکومتي شمرده‌اند.اما ايشان عنايت نفرموده اند که اگر قرار بود صرفاً به ظرفيتهاي سنتي براي تحکيم احکام، اخلاق و عقايد اسلامي در جامعه اکتفا شود، اساساً چه نيازي به تشکيل حکومت بود. مگر امام و ديگر بزرگان در بحث از ولايت فقيه ضرورت وجود متولي براي اقامه حدود را از دلايل تشکيل حکومت اسلامي در عصر غيبت نشمرده‌اند ؟.اگر فلان ابزار حکومتي ناکارآمد بوده باشد دليل بر اين نيست که از نقش حکومت در به سازي فرهنگي و ضرورت ارائه برنامه در اين زمينه غفلت شود .وانگهي توجه دادن حکومت به کارگشا بودن نصيحت پدربزرگها در حل معضلات فرهنگي ، خبر از بي اعتنايي به تحولات اجتماعي، پيچدگي جامعه امروز و ميزان تأثير نهاد خانواده بر فرزندان اين زمانه مي دهد .
د- مشروعيت بخشيدن نا خواسته به ناهنجاريها:با تخفيف و تنازل مي شد از جناب آقاي مهندس موسوي پذيرفت که برخورد با برخي ضد ارزشها در جامعه رادر حد توان خود نبينند و اساسا" متعرض آنها نشوند. مثلا" مي توانستند نفيا" و اثباتا" متعرض بحث حجاب نشوند اما ايشان اين چنين نکردند و به گونه اي يک سويه به اين مسئله پرداختندو ازقبل اين پرداختن يک سويه ،فضائي پديد آمد که عاملين برخي ضد ارزشها گمان برند که چندان هم کار نادرستي انجام نمي دهند و مرتکب منکري نمي شوند .برخي اظهارات نامناسب از سوي همسر جناب آقاي موسوي در مورد مسائل زنان به خصوص تجليل اغراق آميز و غير مسئولانه از برنده ايراني جايزه صلح نوبل از اين پيامد سوء برخوردار بوده وهست که رويکرد خاص برنده مزبور و نحوه رفتار ايشان در کشف حجاب و برتري دادن به قوانين بشري برقوانين الهي، نزدجوانان کم اطلاع مشروع و به هنجار انگاشته شود. ايشان در اين زمينه هم مي توانستند نفيا" و اثباتا" متعرض شخصيت ياد شده ( يعني برنده جايزه مزبور) نشوند ، اما پرداختن اين چنيني به نامبرده؛ در راستاي کوشش برخي، براي شخصيت سازيهاي کاذب براي جامعه ما قرار مي گيرد.
ه-مسئله کردن شبهه مسئله ها: مقصود از شبهه مسئله ها، موضوعاتي است که اساسا" مسئله نيستند و صرفا" در مورد آنها "توهم مسئله بودن" مي شود يا آنکه خود،" مسئله "نيستند ، بلکه نتيجه يا لازمه موضوعاتي ديگرند که في الواقع آنها، " مسئله" اند اما مورد غفلت قرار گر فته اند.به عنوان نمونه مي توان از تاکيد مفرط و سطحي بر موضوع دانشجويان ستاره دار يا طرح مسئله گشت ارشاد يا تلويزيون خصوصي يا تحذير و اعتراض نسبت به عدم تعدي به حوزه خصوصي افراد يا نقد شيوه سرکوب گرانه در مورد حجاب از سوي همسر جناب آقاي موسوي ياد کرد .اين همه ،نشان دهنده اين است که تحليلي واقع بينانه، منصفانه ،همه جانبه نگر و مکتبي از آشفتگيهاي سياسي-فرهنگي موجود ،مبناي گفتار جناب آقاي موسوي قرار نگرفته است .
و-بي عنايتي به مسائل واقعي: در اين زمينه مي توان به مسئله استضعاف اشاره کرد . استضعاف در بافت معنائي قرآني، مفهومي پر مايه و چند جانبه است که "فرودستي نابه حق از حيث منزلت "را نيز در بر مي گيرد ( و لذا بانوي عفيفه و محجبه اي که در يک محيط اجتماعي به جهت" التزام "خود تحقير مي شود مصداق بين مستضعف است) در اين صورت، کانديدائي که به مسئله استضعاف توجه دارد بايد به اين فرودستي هاي نا به حق در عرصه اجتماعي بي توجه نباشد.( يا حداقل به آنها نيز توجه کندنه اينکه محور گفتار خود را به صورت يک جانبه بردغدغه هاي طرف مقابل گذارد) .باز هم در اين زمينه مي توان ازبي توجهي به ابعاد فرهنگي سر مايه داري و حتي در پيش گرفتن خط مشي اي ياد کرد که تقويت کننده ابعاد فرهنگي سرمايه داري است . جناب آقاي مهندس موسوي چند بار ( که البته نسبت به ديگر نقاط تاکيد ايشان اقلي است )در تقبيح جامعه سوداگر سخن گفته اند . حال سوال اين جا است که آيا جامعه سوداگر از فرهنگ، سبک زندگي ، و پايگاه اجتماعي متناسب با خود برخوردار نيست؟ و آيا ايشان با آنها در گير شده اند يا نا خواسته با آنها پيوند خورده اند؟ در حوزه اقتصاد نيز در بحث از شرايط منجر به استضعاف، مسئله " ساختاراستثماري" در گفتار جناب آقاي موسوي مغفول بوده و ظاهرا"به مشهوراتي از قبيل خصوصي سازي تمکين کرده اند .
ز- در نقد نارسائيهادر عملکرد دولت فعلي و طرز رفتار دولت مردان، منصفانه برخورد نشده و تصوير ي يک جانبه و معوج به مخاطبين ارائه مي شود. عادلانه نيست که خلاف گوئي و بي ضابطگي و بي صداقتي و ساختار شکني به نحو غير منصفانه در دولت فعلي متمرکز شود.تو گو ئي کاخ رفيع اخلاق تا پيش از اين به دست با کفايت برخي در جامعه ما قد برافراشته بود و اين دولت است که کمر به هدم آن گمارده است. خير ! حريم اخلاق در جامعه ما قبلا" هم کما بيش با تعدي هائي مواجه بوده است در اين زمينه هم احساسي و يک سويه نبايد برخورد کرد .و اين تعدي هاي ضد اخلاقي را بايد از همه جوانب در نظر گرفت. به خصوص آنکه بخش بزرگي از اين تعدي غير دولتي است واز فرهنگ عمومي جامعه برمي خيزد . گروه هاي مخالف نظام از ملي - مذهبي گرفته تا غير آن نقش پر رنگي دراين قبيل تعدي ها داشته اند. تاکيد مي کنيم که سخن بر سر ناديده گرفتن اشکالات دولت نيست بلکه مقصود، التزام به همه جانبه نگري و انصاف است .خوشبختانه حافظه تاريخي ما هنوز از کار نيافتاده است بازي با آمار( به خصوص در زمان جناب آقاي هاشمي رفسنجاني)، برخي پنهان کاري هاي نا به جا ، و بي ضابطگي ها و بي صداقتي ها در گذشته هنوز در يادها است . گروهي که امروز از اخلاق سخن ميگويند ، در گذشته، عملکرد مناسبي نداشتند. از اين رو ، ريشه برخي از نا بهنجاريهاي موجود را بايد در گذشته جست. وانگهي ،آيا مي توان بسياري از خلاف ها را از موتلفين امروزخود ناديده گرفت و در مورد طرف مقابل فرياد برآورد ؟آيا مي توان رقيب انتخاباتي را بي ادب خواند اما خود در مقابل طرف مقابل گفت :"دولت کف بين ورمال نمي خواهيم"؟!
5- در مورد اهميت و ميزان تأثيرگذاري انتخابات در تحولات سياسي فرهنگي يک جامعه و مشخصاً جامعه ما در مقطع کنوني نبايد اغراق کرد. اغراق در اين زمينه موجب مي‌شود که از نارسائيها و عيوبي که خاص يک جناح ، گروه ، شخص و جناح نيست و تقريباً در تمامي گروهها و جناحهاي ديگر مشهود است غافل شويم علاوه بر اين که وظيفه اصلي خود که" کارفکري "،" سازمان دهي اجتماعي" و "خيز برداشتن براي تحولي مؤثر و اصولي و در تراز آرمانهاي انقلاب در عرصه سياسي" است را از ياد ببريم و در دام منازعات مقطعي و زود گذر بيافتيم از ديگر آفات اغراق در اهميت انتخابات و اصالت بخشيدن به آن (و آنرا فرع چالشي بنيادي تر نديدن) اين است که هويت ما به عوض سامان يافتن حول اصول و ارزشها ،در قالب هويتهاي انتخاباتي و حول يک کانديدا يا جناح شکل بگيرد. در چالش انتخاباتي موجود ما با يک مشکل اصلي روبروئيم .مشکل اصلي مجموعه‌اي از ايده هاي سطحي سنجيده، غير مسئولانه غير علمي، عوام پسند و مطابق با ذوق زمانه است که خط مشي اي غير عقلاني و تهييجي را درعرصه اجتماعي پيشه کرده و مخاطبين بسيج شده آن در حيطه اجتماعي از بيشترين ميزان تمايلات گريز از مرکز نسبت به مخاطبين ديگران برخوردارند . مشکل اصلي پديده اي است که اين روزها به اسم اصلاحات يا گفتمان مستقل عرضه مي‌شود و مسائل واقعي انقلاب و جامعه را مغفول مي‌گذارد و توده وسيعي از اجتماع را آماج آسيبهاي فرهنگي و سياسي خود مي‌سازد .
__________________________________________________
*معاون اسبق موسسه مطالعات دين و اقتصاد-عضو سابق دفتر مهندس ميرحسين موسوي
مديرمسئول و سردبير دوهفته نامه الکترونيکي احياء
منبع: سايت احيا ، تلخيص دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي(ايرنا
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 3:51 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

فرزند فائزه هاشمي رفسنجاني

مادرم به عنوان عامل آشوب بازداشت شد

فائزه هاشمي رفسنجاني كه سه‌شنبه هفته‌ي قبل در تجمع غيرقانوني ميدان ونك حاميان ميرحسين موسوي را به ادامه دادن به تجمعات فراخوانده بود، عصر شنبه نيز در تجمع غيرقانوني خيابان آزادي تهران حضور يافت كه از سوي نيروهاي امنيتي بازداشت شد.

به گزارش رجانيوز، حسن لاهوتي فرزند فائزه رفسنجاني نيز عصر امروز (يكشنبه) در گفت‌وگو با تلويزيون بي‌بي‌سي فارسي بازداشت مادرش به عنوان عامل آشوب را تأييد كرد.

وي در اين زمينه توضيح داد: در راهپيمايي روز شنبه در خيابان آزادي ساعت 5 بعد از ظهر، مادر، خواهرم و يكي از بستگان از سوي افراد غير انتظامي بازداشت شدند‏.‏

لاهوتي گفت: مادرم را بعد از شناسايي و نه به‌عنوان تظاهركننده بازداشت كردند‏. نيروهايي كه ايشان را بازداشت كردند، نيروهاي انتظامي نبودند، بلكه نيروهاي امنيتي بودند‏.‏

وي در پاسخ به سؤال بي‌بي‌سي درباره اتهام وارده به مادرش گفت: تشويق مردم براي تظاهرات و شركت خود وي در اين تظاهرات. يعني وي را به‌عنوان عامل آشوب بازداشت كردند‏.‏

لاهوتي همچنين ادعا كرد: به همراهان مادرم گفتند كه مي‌توانند بروند، ولي خود ايشان (فائزه هاشمي) بايد بمانند و تعهد بدهند‏.‏

گفتني است روز پنج‌شنبه تعدادي از دانشجويان در تجمع مقابل دادستاني تهران درخواست بازداشت و محاكمه فائزه هاشمي را به اتهام تحريك و دعوت مردم به حضور در تجمعات غيرقانوني و آشوب‌ها را مطرح كرده بودند.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 3:34 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


1388/03/22
بسم الله الرحمن الرحیم

                                              


همان طور كه انتظار مي رفت، متأسفانه تخريب گران و شايعه سازان كه ديگر امروز همه مردم اهداف آنان را به خوبي مي شناسند، در اين ساعات آخر اقدامات خود را تشديد كرده اند. در این خصوص  لازم ميدانم نكاتي را متذكر شوم:

1- دولت نهم از نخستين روزهاي فعاليت، عزم خود را براي مبارزه با اشرافيت برخي مسوولين و برخورد با فساد جزم كرده بود. ما در اين چهار سال سعی کردیم تا جايي كه مي توانيم بدون سر و صدا به مبارزه با اشرافيت و فساد بپردازيم تا هم آرامش كشور و مردم عزيزمان حفظ شود و هم فشار ناشي از مبارزه با زياده خواهان به مردم منتقل نشود.

چه بسيار دست هاي زياده خواهي كه از سفره بيت المال قطع، و چه بسيار اموالي كه از اسراف و اتلاف آن جلوگیری شد.

ما در اين چهار سال با همه توش و توان خود بر عهد و پیمانی که با مردم بستیم وفادار مانديم. اما در آستانه انتخابات،جريان ويژه خوار، فرصت طلب و تمامیت خواهی  كه خود را در آستانه انزواي كامل مي ديد دست به اقداماتي زد كه چاره اي جز افشای پاره ای از حقایق و واقعیات باقي نگذاشت.

افشاي پشت پرده اين جريان لازمه ادامه مبارزه با پديده اشرافيت بود كه در زمان خود به انجام رسيد.

اعلام مستقيم و آشكار و زودهنگام اين مسایل، اگرچه از فشارهای وارده بر دولت می کاست  اما هزينه هاي زيادي را به مردم تحميل مي كرد. ما هرگز در مبارزه با مفاسد كوتاهي نكرديم و به فضل الهي و با حمايت مردم، اين مسير را با تمام توان ادامه خواهيم داد. البته باز هم تأكيد مي كنم كه دولت ادامه اين مبارزه را با  آرامش دنبال خواهد کرد و اجازه نخواهد داد كه فضاي  عمومي كشور ملتهب شود.



2- مي گويند در اين دوره به مسائل فرهنگي توجه نشده، با موسسات انتشاراتی برخورد شده، و در مقابل افکار و اندیشه های خرافی و انحرافی ترویج شده است!

این درحالی است که تا کنون در اين دولت بیش از 1450  موسسه انتشاراتی مجوز نشر گرفته اند و  تنها چهار موسسه انتشاراتی آن هم به دليل ترويج افكار و انديشه هاي خرافي و انحرافي تعطيل شده اند! اين آمار، با ارقام و اعداد مشابه در هيچ دوره اي قابل قياس نيست. ببینید دروغ پراکنی و شبهه سازی مخالفین دولت تا بکجا است!



3-تلاشهاي اين دولت براي تكريم حقیقی شان و منزلت زنان بي سابقه است. وقتي مي بينم عده اي فقط در ايام انتخابات به ياد زنان مي افتند و با كارهاي نمايشي قصد فريب و استفاده ابزاري از موضوع بانوان را دارند تأسف مي خورم. کدام شاهد صادقی است که بتواند حمایت این دولت از بانوان و تقويت جايگاه زنان و خانواده را منکر شود. انتصاب نمايشي چند زن بعنوان مدير يا  وزير مشكلي را از عموم  زنان حل نمي کند و ما هرگز حاضر به فريب افكار عمومي نبوده ايم. انتصاب بانوان در پست های مدیریتی در این دولت  بر اساس شایستگی و توانمندی های علمی و اجرایی آنان بوده است.



4-بيشترين ضربه به مافياي تهيه و توزيع مواد مخدر در دولت نهم وارد شده است. ما چون اقدامات قبلي را كافي نمي دانستيم براي برخورد قاطع با اين پديده شوم مطالعه، برنامه ريزي و سازماندهی  دقيقی  كرديم. در كنار مبارزه مستقيم با اعتياد، دولت راهكارهای اصولي را برای  اشتغالزايي و تقويت بنيان خانواده و تسهيل ازدواج جوانان و افزايش آگاهي هاي فرهنگي دنبال می کند. برنامه ديگر دولت در اين زمينه حمايت از خانواده هاي آسيب ديده و كمك به نجات مبتلايان بوده است.



5-پاكدستي و سلامت این دولت و خدمت صادقانه و بی منت آن بر کسی پوشیده نیست. مدتي است جنجال راه انداخته  و به استناد گزارش تفريغ بودجه ديوان محاسبات نقل محافل كرده اند كه يك ميليارد دلار از پول نفت گم شده است! شايعه سازان و طراحان اين شبهه خود بيشتر از هر كسي مي دانند كه اولا ساخت دولت نهم و خدمتگزاران ملت از اين تهمت ها به دور است و ثانيا در اظهارات مسوولين ديوان محاسبات هم بارها آمده است كه دراين موضوع تخلفي صورت نگرفته بلكه اشتباه محاسباتي است كه با توضيحاتي كه همكاران من داده اند چگونگی آن روشن شده است. از  آگاهان به امور مالي و محاسباتي می پرسم كه چه زمانی می توان نتایج  ناشي از رسيدگي ها را تخلف نامید؟ مگرنه اين است كه نتايج رسيدگي بايد به دادسراي ديوان محاسبات برود و دادستان پس از بررسي گزارش، دادخواست صادر نمايد و سپس هيأت هاي مستشاري مبادرت به صدور رأي نمايند و در آخرين مرحله هم محكمه تجديدنظر ديوان محاسبات، حكم به وقوع تخلف دهد؟ آيا اين مراحل طي شده است؟ جز آنها كه به دنبال بهانه براي ضربه زدن به دولت هستند آيا كسي مي تواند بگويد نتايج رسيدگي هاي حسابرسان ديوان محاسبات موید وقوع تخلف است؟ من بر اين گمانم كه در پشت پرده اين اظهارات کذب، توطئه ای برای خدشه وارد کردن به پيكره دولت اسلامی در جریان است.

6-از ديگر موضوعاتي كه بهانه حمله به دولت قرار داده اند بحث واردات چاي خارجي به كشور و ضربه زدن به تولید داخل بوده است. متأسفانه شايعه پردازان هيچ گاه به مستندات و سابقه موضوع اشاره نکردند. واقعیت این است که سازمان چاي، در دولت قبل منحل گردید و به چای کاران گفته شد که به ازاي حذف هر هكتار از باغات چاي هفتصد هزار تومان به آ نها وام داده خواهد شد! البته بماند كه از قِبل حذف سازمان چاي و حذف توليد چاي داخلي عده اي خاص منتفع و از محل واردات بي رويه چاي پول كلاني به جيب زدند .آن چه که در اين دولت بدان اهتمام شد توجه و مساعدت بیشتر به چایکاران و احیای مجدد سازمان چاي براي ياري رساندن به چايكاران شمال كشور بود.

7-از همان روزهاي آغازين دولت دغدغه من این بود یك فرد بازنشسته عائله مند با داشتن عروس و داماد و ... چگونه مي تواند با حقوق و مزاياي یکصدو بيست هزار تومان امرار معاش كند؟! تا اینکه با تلاش و برنامه ریزی گسترده  بحمدالله این مشکل تا حدودی برطرف شد و دريافتي اين قشر ارزشمند و پرافتخار جامعه اصلاح گردید. حقوق و مزاياي ديگر کارمندان و مستمری بگیران  جامعه نيز به همين منوال ترميم شد و افزایش یافت اگرچه معتقدم هنوز تا نقطه مطلوب فاصله داریم. می فرمایند که چرا اين كار را دير انجام داده ايد؟عجبا! مسئله مهمي كه ساليان دراز مغفول مانده بود و  از ابتداي دولت نهم روي آن كار شد و در اولين فرصت ممكن يعني سال 1387  عملي شد را به عنوان نقطه ضعف این دولت برمی شمارند!

جالب است که مخالفین دولت اصلا به روی خود هم نمی آورند که پرداخت های دولت صرفا بر اساس بودجه مصوب مجلس است و دولت راسا امکان و اختیاری برای پرداخت های اضافی ندارد.

8-از جمله بهانه هايي كه وسیله تخریب دولت قرار گرفت، انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور بود. همگان مي دانند كه نظام برنامه ريزي كشور در دولت نهم نه تنها از بین نرفت، بلکه  با اصلاحات به عمل آمده تقویت و تحکیم شد. براي اطلاع ملت شريف ايران  به اختصار مي گويم که مستندات قابل توجهي مبني بر ناكارآمدي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در اين دولت و دولت هاي قبلي وجود دارد.

كاهش قدرت كارشناسي، كم رنگ شدن وظايف نظارتي،  ضعف نظام برنامه ریزی، درگیر شدن با فعاليت هاي جاري و اجرايي، انعطاف ناپذيری، حاکمیت فرهنگ بوروکراتیک بر ماموریت سازمانی و ... جملگی از دلایل ایجاد تغییر در سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور بود. آگاهان مي دانند كه در قانون اساسي نامي از سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور برده  نشده است و صرفا مسووليت برنامه و بودجه كشور بر عهده رييس جمهور می باشد. در دولت نهم به جهت ايجاد ساز و كار مطمئن و كارآمد، براي توجه بيشتر  و بها دادن به تفكر و فرايند كارشناسي در اداره امور كشور، اين سازمان به دو معاونت رييس جمهوری تبديل شد تا  ضعف ها و نارسایی هایی که ساليان سال همه دولت ها را رنج مي داد و خود به مانعي در برابر پيشرفت كشور تبديل شده بود برطرف شود. اگر همه اسناد و مكاتبات داعيه داران امروز در خصوص ناكارآمدی سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق منتشر شود معلوم خواهد شد كه سياست بازي ها تا چه اندازه بر منافع ملت سايه افكنده است. ما معتقدیم که دستگاه ها و سازمان ها به خودی خود دارای اصالت نیستند بلکه آنچه اصالت دارد انجام صحيح مأموريت و وظايف براي پيشبرد اهداف كشور و تامین منافع مردم است.

9- دولتي را كه تعهد و دیانت اعضایش شهره خاص و عام است به دوری و بی اعتنایی به علما و روحانیت متهم می کنند! در اين زمينه فقط به چند نكته کوتاه اشاره مي كنم:

براي اولين بار دولت ارتباطات خود را با علما و حوزه هاي علميه به صورت نظام يافته و مستمر طراحي و اجرا كرده است.

ارتباطات تنگاتنگ دولت با علما و روحانيون در اقصي نقاط كشور به منظور  بهره گيري از فیوضات اخلاقی و معنوی و  ديدگاههاي فقهی، علمی آنان بر قرار است.

چگونه ممکن است دولتي كه گفتمانش ،گفتمان امام و انقلاب است، به عدم ارتباط و تعامل با علما و حوزه هاي علميه متهم شود؟

گفتنی ها بسیار است اما در این مجال کوتاه به این مختصر اکتفا می کنم و باقی سخنان خود با شما را به فرصت نزدیک دیگری وا می نهم. از خدای متعال می خواهم که همواره ما را در صراط مستقیم خود ثابت قدم و استوار بدارد. عزیز و سربلند باشید.

پيوند پيوند ثابت

نوشته شده توسط محمود احمدي نژاد در ساعت 05:18

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 3:3 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


نامه سرگشاده بسیج‌دانشجویی تهران به موسوی


                                                                                   

سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی - ویژه انتخابات : بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ در نامه ای سرگشاده به میرحسین موسوی تصریح کرد: جناب آقای موسوی مطمئن باشید این مرکبی که شما بر آن سوار شده اید یا شما را زمین می زند و یا به ناکجا آباد می برد.

به گزارش شبکه خبر دانشجو، متن کامل این بیانیه به این شرح است:

حضور کاندیدای محترم انتخابات ریاست جمهوری دهم

جناب مهندس میرحسین موسوی

حضور بی نظیر مردم در انتخابات ریاست جمهوری در حالی حیرت و بهت تمام رسانه و خبرگزاری های بیگانه را به دنبال داشت که متاسفانه برخی مسائل و صحبت های بعد از انتخابات در هفته گذشته سعی بر کمرنگ نمودن و تلخ کردن این حماسه بزرگ داشت، نظر به اینکه جنابعالی در هفته گذشته عکس العمل هایی را نسبت به روند برگزاری انتخابات داشته اید، توجه شما را به چند نکته ذیل جلب می نماییم.

امید است برخی سوالات و شبهات پیش آمده در روزهای گذشته که در ادامه بدان اشاره می گردد با پاسخ های شفاف و صادقانه شما همراه باشد:

جناب مهندس موسوی!
آیا این جمله امام را به خاطر دارید که فرمودند «مردمی که به قانون اساسی رای دادند منتظرند که قانون اساسی اجرا شود، نه هر کس از هر جا صبح بلند می شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسی را قبول ندارم. نه! همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید، ولو بر خلاف رای شما باشد؟!»

آیا شما شورای نگهبان را قبول دارید؟ آیا شما قانون اساسی این کشور را قبول دارید؟ آیا شما قبول دارید که باید به تمامی جزئیات قانون عمل شود یا آنجایی که به نفع شما نیست آن را زیر پا می گذارید؟

شما بارها در صحبت ها و مناظرات تلویزیونی طرف مقابل خود را به قانون گریزی و عدم تمکین به قانون اساسی به عنوان معیاری شفاف متهم نموده اید، حال سوال اینجاست که شما که داعیه دار قانون مداری می باشید رفتارتان با مسیرهای معین قانونی تطابق دارد؟

آیا اینکه قبل از اعلام نتایج رسمی انتخابات، در حضور خبرنگاران اعلام پیروزی نمایید، قانونی است؟ آیا اینکه بدون مجوز قانونی از دستگاه های ذیربط مردم را دعوت به تجمع خیابانی نمایید و بعد با حضور در بین آ‌نان به ایراد سخنرانی بپردازید، برخواسته از دل قانون است؟ آیا اینکه در برنامه های گوناگون با استفاده از صفاتی مانند رمالی، خرافه گری و دروغگویی به رئیس جمهور منتخب ملت توهین کنید خلاف قانون صریح جمهوری اسلامی نمی باشد؟

آیا شما پاسخگوی عواقب پیش آمده در این تجمعات غیرقانونی که با دعوت شما و ستاد شما صورت پذیرفته می باشید؟ آیا حاضرید که فرزندان خود شما در این تجمعات و درگیری ها توسط اوباش آسیب ببینند؟ آیا به خانواده های کشته شدگان این حوادث حق می دهید که از شما به عنوان دعوت کننده و بالطبع متولی تجمعات شکایت نمایند؟

جناب مهندس موسوی!
شما که بارها در صحبت ها و نطق ها و مناظرات خود به حفظ کرامت مردم تاکید داشته اید، مردم را برای چه می خواهید؟ آیا کرامت مردم و حفظ شأن ملت تا زمانی است که طرفدار شما باشند و شما را برگزینند؟ مگر شما نبودید که اعتقاد داشتید طبقاتی کردن مردم صحیح نمی باشد، پس چرا می خواهید مناطقی از شهر تهران برای کل کشور تصمیم بگیرند؟ آیا شما مدعی هستید مردم آن روستایی که در نقاط دور افتاده کشور واقع هستند رایشان با مردم شهرستان ها و رای مردم شهرستان با رای مردم تهران ارزشی متفاوت دارد؟ پس چرا به رای کل ملت تمکین نمی نمایید؟

جناب مهندس موسوی!
آیا شنیده اید مشاور و همسر محترمتان در مصاحبه با شبکه فارسی بی‌.بی‌.سی فارسی چگونه به فهم و شعور ملت توهین نمودند؟ پس چرا از کرامت انسانی حمایت نمی کنید؟

آیا اینکه شما داماد یک دیاری به شمار می آیید دلیلی بر این است که مردم آن منطقه حتما به شما رای می دهند؟ آیا نمی توان این را گفت که اتفاقا چون آنها شما را بهتر می شناسند به شما رای ندادند ؟ آیا تعصب قومیتی و قبیله ای را که مربوط به عصر حجر بوده بر شعور و فهم ملت ترجیح می دهید؟

جناب مهندس موسوی!
«پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیب نرسد»، جنابعالی که به احیای گفتمان امام و پیاده نمودن فرمایشات ایشان در جامعه تاکید داشته اید آیا جمله مذکور را از آن حضرت امام می دانید؟ آیا اطلاع دارید که یکی از شروط کاندیدا شدن در هر انتخابات التزام عملی به ولایت فقیه می باشد؟ متاسفانه دیروز شما را در بین نمازگزاران نماز جمعه رویت ننمودیم، آیا فرمایشات مقام معظم رهبری را برایتان به صورت صحیح و بی پرده بازگو نمودند؟ آیا شنیدید مقام معظم رهبری تاکید نمودند از مجاری قانونی اعتراضات را پیگیری نمایید و کاروان کشی خیابانی نداشته باشید؟ آیا شنیدید مقام معظم رهبری تاکید نمودند فکر نکنید با تجمعات خیابانی می توانید فشاری وارد نمایید؟

ان شاءالله که همه فرمایشات مقام معظم رهبری را شنده اید، آیا عمل بر خلاف فرمایشات ایشان عدم التزام عملی به ولایت فقیه نمی باشد؟ مگر نه این است که افرادی که قانون اساسی جمهوری اسلامی را قبول ندارند ( که مهمترین اصل آن ولایت فقیه می باشد) و به آن عمل نمی کنند از ابتدا نباید تایید صلاحیت می شدند؟

جناب مهندس موسوی!
آیا خاطرتان هست که امام فرمودند اگر حرفی زدید که دشمن شما شاد و خرسند شد باید به خودتان شک کنید و این معیاری روشن است. آیا شما به خودتان شک نمی کنید که چرا رسانه های بیگانه و برخی سران کشورهای زورگو برای شما سوت و کف می زنند آیا اساسا اینان را دشمن می شمارید؟ همنوایی و همصدایی شما با برخی موضوعات با دشمنان مسلم اسلام چه معنی دارد؟ لطفا بفرمایید این احیای گفتمان امام مربوط به کدام صحبت های ایشان می باشد؟ آیا شما هم علاقه مندید گزینش شده با اسلام و فرمایشات امام برخورد نمایید؟

کلام آخر اینکه؛ جناب آقای موسوی مطمئن باشید این مرکبی که شما بر آن سوار شده اید یا شما را زمین می زند و یا به ناکجا آباد می برد، نظام اسلامی ما حوادثی به مراتب سخت تر از این را هم پشت سر گذاشته است پس مراقب باشید که بعد از خاتمه این جریانات روسیاهی آن دستاورد شما نباشد.

شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 2:49 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


طرفداران موسوی مسجد لولاگر را به آتش کشیدند


تصویر بزرگ

سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی - ویژه انتخابات : حامیان میرحسین موسوی که اراذل و اوباش و برخی گروهک‌ها با آنها همراه شده بودند، دقایقی پیش مسجد لولاگر در خیابان آذربایجان را به آتش کشیدند که این آتش‌سوزی همچنان ادامه دارد.

به گزارش فارس، علی‌رغم اینکه مجمع روحانیون مبارز تجمع خود را هرچند دیرهنگام لغو کرد، اما موسوی تاکنون این تجمع غیر قانونی را لغو نکرده و تنها به اراذل و اوباش و گرهک ها بهانه داد تا مردم را مورد آزار و اذیت قرار دهند.

افرادی در این تجمع غیر قانونی به عنوان حمایت از موسوی و در کنار آنها عناصر گروهک‌های تروریستی و اراذل و اوباش مشاهده می‌شدند با حمله به اموال عمومی درصدد آشوب برآمدند.

ارذال و اوباش و حامیان موسوی و گروهک های تروریست به تخریب‌ و غارت مغازه ها، آتش زدن خودروهای مردم و بانک‌ها و حمله به عابرین مبادرت کردند.

اوضاع هم‌اکنون تحت کنترل نیروهای نتظامی است و بسیاری از اراذل و اوباش و عوامل گروهک‌ها دستگیر شدند و این دستگیریها ادامه دارد.

این در حالی است که موسوی همچنان در ارتباط با غیرقانونی بودن این تجمع موضعی نگرفته و تنها به یک نامه کلی درباره ابطال انتخابات بسنده کرده و آرای میلیونی ملت را نپذیرفته است.
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 2:44 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |


نامه فرمانده نیروی انتظامی به میرحسین موسوی وخاتمي




  


:  نیروی انتظامی
 درباره حوادث اخیر نامه ای خطاب به میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نوشت.


‌به گزارش فارس، متن این نامه به شرح زیر است.
جناب آقای میرحسین موسوی

سلام علیکم

ایجاد امنیت کم‌ترین وظیفه نیروهای انتظامی است که تاکنون بنا به ملاحظاتی، با همه بی قانونی‌هایی که تحت لوای هواداری از شما صورت گرفته، ناگزیر از کنار وظائف ذاتی خود با غمض عین عبور کرده‌ایم و تازه مورد اتهام هم قرار می‌گیریم‌!
آنان‌که انتظار این همه خویشتن داری را از پلیس نداشتند تا این‌جا خواب‌های خود را بی‌تعبیر دیده‌اند. مجروح شدن حدود 400 تن از نیروهای خدوم ناجا، گر چه دل را به درد می‌آورد ولی‌ از آن دردآورتر تهمت حمله و تهاجم به صفوف مردم است.
از این رو لازم می‌دانم نکاتی را خدمت جناب‌عالی عرض نمایم:
1- نیروی انتظامی به واسطه برآوردهایی که به صورت مستمر از فضای عمومی جامعه دارد سعی نموده است که همواره مقتضیات زمان و مکان را با درایت و هوشمندی در تأمین حفظ نظم و امنیت، مدنظر داشته و بر این اساس با کم‌ترین هزینه بیش‌ترین بهره‌وری را کسب نماید و در این فضا، تعامل منطقی با جامعه بعنوان یک راهبرد اساسی فراروی ناجا قرار دارد.
2- بر مبنای برآوردهای اجتماعی از فضای ایام انتخابات، نیروی انتظامی سعی کرد با درک شرایط و احساسات قطبی شده ایام تبلیغات انتخاباتی، فضای مساعد را برای طرح دیدگاه‌های هواداران و شادابی بخشیدن به فضای جامعه فراهم سازد و با تمام توان با کنترل احساسات طرفین از بروز هرگونه درگیری جلوگیری کند.
3- گرچه در ایام تبلیغات انتخاباتی بسیاری از رفتارها چون ایجاد ترافیک سنگین، اختلال در روند عادی زندگی مردم و راهپیمایی های خیابانی که عمدتا مغایر با قانون بود و نیروی انتظامی وظیفه قانونی ممانعت را داشت، با خویشتن داری و بردباری تحمل کرد که این امر مورد تقدیر ستادهای انتخاباتی کاندیدای محترم قرار گرفت.
4- در روز انتخابات، ناجا با تمام توان، فضای امن را در اقصی نقاط کشور فراهم ساخت و در سایه رعایت ضوابط قانونی بستر امن حماسه 22 خرداد فراهم گردید.
5- پس از اعلام نتایج انتخابات، هواداران جنابعالی در یک اقدام غیرقانونی با هجوم به خیابانها و برهم زدن نظم و امنیت عمومی فضای جامعه را به هم ریختند و در سایه این بی نظمی و بی قانونی عده ای سودجو و اراذل و اوباش به تخریب اموال عمومی، مزاحمت برای مردم، آتش زدن خودروها و موتورسیکلت های مردم، شکستن شیشه بانک ها، مغازه های هموطنان پرداختند و در این میان خود شما و هوادارانتان دیدید که ناجا منطبق با وظیفه ذاتی و قانونی، با اراذل و اوباش و اغتشاشگران با اقتدار برخورد کرد و با هوادارانتان مدارا و مماشات کرد. این مدارا تاکنون راهبرد پلیس بوده است و خود خوب می دانید که از این حیث ناجا مورد شماتت و عتاب برخی سایت‌ها نیز قرار گرفته است.
6- اگر چه جنابعالی در پیامی حساب خود و هوادارانتان را از اغتشاشگران جدا نمودید و ناجا هم همواره اعلام کرده است که حساب اغتشاشگران و اراذل و اوباش از هواداران جداست و نحوه برخوردهای پلیس این را به اثبات رسانده است ولی واقعیت این است که حداقل اغتشاشگران و اراذل و اوباش در سایه فضای غیرقانونی ایجاد شده توسط شما، به اقدامات تخریب گرانه می پردازند و در طول سه شب 23، 24، 25 خردادماه در تمام موارد، اغتشاشگران به تخریب و ناامن سازی فضای عمومی پرداختند.
7- جنابعالی خوب می دانید که ناجا حتی در برخورد با اراذل و اوباش و اغتشاشگران نیز از اختیارات قانونی مقتدرانه استفاده نکرد و با اتخاذ رویکرد تحمل و بردباری و بدون شلیک حتی یک تیر به کنترل اوضاع پرداخت و شاهد این مدعا مجروحیت و بستری شدن حدود چهارصد نفر از ماموران جان برکف ناجا می باشد.
8- بپذیرید که تجمعات و راهپیمایی های غیرقانونی، مشکلات جدی را برای مردم فراهم ساخته و ایجاد ترافیک های سنگین و سرگردانی مردم، مزاحمت برای کسبه و مغازه داران، راهبندان های طولانی، شائبه دست آویز و ملعبه بودن قانون را توسط هوادارانتان ایجاد می کند و این امر برخلاف شان و روحیه قانون گرایانه مورد ادعای شماست که همواره در تبلیغات انتخاباتی بر آن تاکید می کردید.
در پایان اعلام می نمایم که در صورت تداوم رویه کنونی ناجا در راستای حفظ نظم و امنیت جامعه و مردم، بصورت قاطع با اقدامات غیرقانونی براساس وظایف ذاتی خود برخورد خواهد کرد و جای هیچ گله ای وجود نخواهد داشت.
فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
سرتیپ پاسدار دکتر اسماعیل احمدی مقدم
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 2:2 قبل از ظهر توسط وحید خادم المهدي |

 

جدیدترین قالبهای وبلاگ

جدیدترین کدهای نوحه برای وبلاگ