| ورود به كنترل پنل وبلاگ |
|
|

| فردا آنچه نمى شناسيد مى آيد |
اميرالمؤمنين عليه السّلام در مورد حوادث قبل از ظهور حضرت مهدى (عج ) مى فرمايد: (مهدى عليه السّلام ظهور نكند و غيبت طولانى شود) تا اينكه جنگ و خونريزى به شدت به (آيندگان ) شما روى آورد به گونه اى كه (چون حيوان درنده خشمگين ) دندانهايش را آشكار گرداند (جنگهائى كه آماده نابود كردن همه است ). (آن شتر مست ) داراى پستانهاى پر از شير است كه نوشيدن شير آن شيرين است (در اول براى مدعيان فرمانروائى آسان و گواراست ) و در آخر كار تلخ و بدمزه است . آگاه باشيد (آنچه مى گويم ) فردا واقع مى شود، و فردا آنچه نمى شناسيد مى آيد. |
| قسمتى از روايات در مدح شهر قم و اهل آن |
مؤ لف گويد: روايات درباره اهل قم و شهر قم و اينكه امان ترين مكانهاست متعدد است . حضرت صادق عليه السّلام فرمود: چون بلاها و فتنه ها تمام شهرها را فرا گرفت بر شما باد كه به قم رويد يا به حوالى آن ، زيرا بلا از آن دور است .(412) و فرمود: خداوند به وسيله كوفه بر ديگر شهرها و به وسيله مؤمنين كوفه بر ديگر اهالى شهرها احتجاج مى كند، و همچنين خداوند استدلال كند به شهر قم بر ديگر شهرها و به اهل آن بر تمامى اهل مشرق و مغرب از جن و انس ، خداوند قم و اهل آن را مستضعف (يعنى از كسانى كه دسترسى به احكام خداوند ندارند) قرار نداده است بلكه آنها را موفق كرده و كمك نموده است . سپس حضرت فرمود: دين و اهل آن در قم (از نظر حكومت و ديگران ) ناچيز و حقيرند، اگر چنين نبود مردم پرشتاب به آنجا هجوم مى كردند و قم و اهل آن فاسد مى گشت و براى ديگر شهرها حجتى نمى ماند، و اگر حجتى نباشد آسمان و زمين پايدار نماند و يك چشم بر هم زدنى مهلت داده نشوند. همانا بلا از قم و اهل آن رانده مى شود، و زمانى خواهد رسيد كه شهر قم و اهل آن حجت بر همه مردم باشند، و اين (واقعيت ) در زمان غيبت قائم ما خواهد بود و اگر چنين نبود زمين اهل خود را فرو مى برد و همانا ملائكه بلاها را از قم و اهل آن دفع مى كنند و هيچ ستمگرى قصد سوء به قم نمى كند مگر آنكه در هم كوبنده ستمگران او را در هم مى كوبد و گرفتار سختى يا مصيبت با دشمن مى گرداند، خداوند در دولت ستمگران قم را از ياد آنها مى برد همانگونه كه ياد خدا را فراموش كرده اند. |
| آثار آهوان و داستان عبور عيسى از كربلا |
اى پسر عباس اطراف اين سرزمين جستجو كن پشكل آهوانى را پيدا كن ، به خدا قسم دروغ نگفتم و خبر دروغ هم به من نداده اند، رنگ آنها زرد است مانند زعفران . ابن عباس گويد: به دنبال آنها گشتم ، آنها را يافتم ، صدا زدم يا اميرالمؤمنين آنها را پيدا كردم همان گونه كه فرموديد، حضرت فرمود: خدا و رسول او درست فرمودند و به عجله آمد و آنها را برداشته بوئيد و فرمود: همين است اى پسر عباس ، آيا قصه اين ها را مى دانى ؟ اين پشكلها را عيسى بن مريم بوئيده است ، عيسى در حاليكه حواريون با او بودند به اين سرزمين گذر كرد، آهوانى را ديد كه دور هم جمع شده گريه مى كردند! عيسى و حواريون آنجا نشستند و گريه كردند و نمى دانستند چرا عيسى اينجا نشست و گريه نمود؟ عرض كردند يا روح الله چه شده است كه گريانى ؟ فرمود: آيا مى دانيد اين چه زمينى است ؟ اينجا محل كشته شدن پسر ارجمند پيامبر خدا محمد صلى الله عليه و آله وسلم است ، و اوست فرزند بانوى آزاده طاهره كه به مادر من شبيه است و مدفون مى شود در اين زمين كه خاك آن از مشك خوشبوتر است زيرا تربت پسر پيامبر است كه شهيد شده و همينگونه است طينت پيامبران و اولاد آنها. سپس عيسى عليه السّلام افزود: اين آهوان با من حرف مى زنند و مى گويند: اين زمين را براى چريدن انتخاب كرده اند چون مشتاق تربت پسر پيامبر هستند، آنها معتقدند كه در اين زمين در امانند! عيسى آن پشكلها را بوئيد و در ادامه عرضه داشت : خدايا اين ها را نگه دار تا آنكه پدر او بيايد و (به ياد سخنان عيسى و احترام او) تسليت باشد براى وى . و اينك تا امروز باقى مانده و زردى آنها به خاطر گذر ايام طولانى است و اين زمين كرب و بلاست آنگاه حضرت با صداى بلند گريه كرد و عرضه داشت : اى پروردگار عيسى بن مريم بر قاتلان و كمك كاران و واگذاران او مبارك مگردان ، سپس حضرت دوباره گريه نمود گريه اى طولانى ، به گونه اى كه حضرت از حال رفت ، ما نيز گريه مى كرديم ، تا آنكه بعد از مدتى طولانى به هوش آمد و به من فرمود: اى پسر عباس زمانى كه ديدى اين پشكلها خون شده است و خون تازه از آن مى جوشد بدان كه اباعبدالله كشته شده و در اين زمين دفن شده است |
| وزنه آل محمد صلى الله عليه و آله وسلم اينجا فرود مى آيد |
مخنف بن سليم گويد: على عليه السّلام را در زمين كربلا ديدم كه با دست خود اشاره مى كرد و مى فرمود: اينجا اينجا مردى پرسيد: يا اميرالمؤمنين اينجا چيست ؟ فرمود: وزنه آل محمد صلى الله عليه و آله وسلم اينجا فرود مى آيد، واى بر شما از آنها و واى بر آنها از شما! آن مرد گفت : اين سخن يعنى چه ؟ فرمود: واى بر آنها از شما زيرا ايشان را مى كشيد و واى بر شما از آنها زيرا خداوند شما را به خاطر كشتن آنها داخل جهنم مى كند. در روايت ديگرى آمده است : چون به حضرت گفتند اينجا كربلاست فرمود: (سرزمين ) غم و غصه است ، آنگاه با دست مبارك اشاره به مكانى نمود و فرمود: اينجا محل قرار گرفتن بارهاى ايشان و مكان مركبهاى آنهاست ، آنگاه به مكان ديگرى اشاره نموده فرمود: اينجا خونهاى ايشان ريخته مى شود و سپس حضرت حركت نمود.( |
| به خدا قسم آنها اينجا فرود مى آيند |
جويرة بن مسهر عبدى گويد: در راه صفين وقتى اميرالمؤمنين به زمين كربلا رسيد نگاهى به چپ و راست افكند و گريه كرد. سپس فرمود: به خدا قسم اينجا فرود مى آيند، مردم سخن حضرت را نفهميدند مگر هنگام شهادت اباعبدالله الحسين عليه السّلام . يكى از اصحاب گويد: من در آنجا استخوان شترى را به عنوان نشانه همانجائى كه حضرت اشاره كرده بود در زمين نهادم ، وقتى امام حسين عليه السّلام كشته شد، ديدم استخوان همانجائى است كه او و اصحاب او كشته شدند. |
| خوشا به حال تو اى خاك كربلا |
هرثمة بن سليم گويد: با على عليه السّلام به صفين (براى جنگ با معاويه ) مى رفتيم ، وقتى به زمين كربلا رسيديم حضرت در آنجا با ما نماز جماعت خواند بعد از سلام نماز با دست مبارك مقدارى از خاك كربلا برداشت و بوئيد، سپس فرمود: خوشا به حال تو اى خاك ، البته كه از تو گروهى (روز قيامت ) محشور شوند كه بى حساب وارد بهشت مى گردند. هرثمة وقتى به خانه برگشت به همسر خود به نام جرداء كه از شيعيان حضرت بود گفت : آيا نمى خواهى تو را از كار مولايت اباالحسن به شگفت آورم ؟ وقتى به سرزمين كربلا رسيديم مقدارى از خاك آن زمين برداشت و بوئيد و گفت : خوشا به حال تو اى خاك البته كه از تو گروهى روز قيامت محشور مى شوند كه بى حساب وارد بهشت مى گردند، او از كجا علم غيب دارد؟ جرداء همسرش گفت : اى مرد ما را رها كن ، اميرالمؤمنين جز حق نمى گويد. هرثمة گويد: (روزگار گذشت تا در زمان يزيد) عبيدالله بن زياد براى جنگ امام حسين عليه السلام مردم را بسيج مى كرد، من در آن لشكر بودم ، وقتى به زمين كربلا و امام حسين و اصحاب او رسيدم ، به يادم آمد آن منزلى را كه با على عليه السلام آمده بودم و آنجائى كه حضرت خاك را برداشته و آن سخن را گفته بود شناختم . از آمدن خود ناراحت شدم ، اسب خود را به طرف اباعبدالله الحسين رانده نزد حضرت آمدم سلام كردم و حديث پدر بزرگوارش در اين امكان را نقل كردم . حضرت فرمود: به كمك ما آمدى يا بر عليه ما؟ گفتم : اى پسر پيامبر نه با شما و نه بر عليه شما، زن و فرزندم را رها كردم و از پسر زياد بر ايشان نگرانم ، حضرت فرمود: زود برگرد و دور شو تا كشته شدن ما را نبينى ، سوگند به آنكه جان حسين در دست اوست ، هيچ كس امروز نيست كه كشته شدن ما را ببيند و يارى نكند مگر اينكه داخل جهنم شود. هرثمه گويد: به سرعت از زمين كربلا فرار كردم تا كشته شدن آنها را نبينم |
| حضرت على عليه السّلام و واقعه جانگداز كربلا |
| كربلا نهضت هميشه جاويد |
نهضت خون بار كربلا و شهادت ابوعبدالله الحسين عليه السّلام و خاندان و ياران باوفاى آن حضرت ، از آنجا كه پشتوانه محكم براى بقاء اسلام و حفظ آن از انحرافات و نابودى اسلام مى باشد، همان اسلامى كه خود رمز سعادت انسانيت در آن است . از دورانهاى بسيار دور، قبل از ولادت سيدالشهداء و قبل از بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم و بلكه از اوائل خلقت حضرت آدم عليه السّلام مورد گفتگو واقع شده و پيامبران بزرگ الهى از آن آگاه و به آن خبر مى دادند يا نگران آن بوده اند. اما پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم و اميرالمؤمنين و حضرت فاطمه عليهماالسلام و به طور كلى خاندان نبوت كه اين واقعه از جهات مختلف براى آنها روشن بوده است ، دليل اين مطلب اخبار و روايات و اسناد معتبر تاريخى است كه در كتب اسلامى موجود است . |
آنچه که ما را به انتخاب اين موضوع وا مي دارد جوي است که در دنياي امروز پيرامون بحث آخرالزمان و منجي خواسته يا ناخواسته ايجاد شده است .حدود 25 يا30 سال پيش وقتي سخن از آخرالزمان و منجي آخرالزمان مي شد شايد بعضيها مي خنديدند و مي گفتند اين جنس حرفها متعلق است به فضاي محدود شيعيان و به بچه مسلمانها توصيه مي کردند که خيلي به اين حوزه ها نپردازيد . غربيها اگر کلام ما را بشتوند خنده شان مي گيرد . و مگر نه اينست که جهان هر چه پيش رفت ؛ پيشرفتها ، اختراعات ، جذابيتها و اکتشافات بيشتر شد . پس براي چه ما صحبت از آخر الزمان مي کنيم . تاريخ هر به جلو رفته کاملتر شده است . اين منحني سينوسي که مدام به سمت بالاو جلو مي رود چرا در فرجام خود بايد سقوط کند .فتنه هاي آخرالزماني يعني چه ؟ عصر عصرت يعني چه ؟ چه کسي ادعا مي کند که فرجام اين تاريخ اينقدر تلخ است که همه عالم از ظلم و جور پر شده است و حالا يک مصلح آمده است که به داد خلايق برسد . حقيقتا کساني که فکر مي کردند بحث منجي مخصوص شيعيان هست کم نبودند . امثال الوين تافلري که دنياي آينده را زيبا مطرح مي کردند و اصلا" علمي به نام فيوچريزم در مغرب زمين بوجود آمد که به علم آينده شناسي معروف شد که متخصصين اين علم آينده را تعريف مي کردند و بشر را واجد شرايط خاصي مي دانستند پس قرار نبود آينده ايقدر تلخ باشد که بشر به منجي نياز داشته باشد . اما امروز چه ؟ آيا امروز هم وضعيت دنيا اينگونه است ؟ آيا باور مند بودن سنت منجي مختص به شيعيان است ؟ آيا ما هستيم که فرجام کار عالم را اين همه تار مي بينيم . حقيقت اينست که نه ما بد مي بينيم و نه ديگران خوشبين حقيقت اينست که امروز اگر کسي نظر فرانسبکو فوکوياما صحبت از پايان تاريخ ميکند واين که عالم به نهايت رشد وترقي در حوزه هاي مدرنيته رسيده است و مسيح ثاني به زعم فوکوياما متولد شده ويک ليبرال دموکرات و يک ليبرال مسيحي است . خودشان نيز به خوش باوري 5 سال پيش خود مي خندند . خيلي از باورهاي ما به ضمير ناخود آگاه ما بر مي گردند در ضمير ناخود آگاه ما قسمت هاي مشترک را مي توان جست که حرف نظر از دين ونژاد و سرزمين در همه انسانها وجود دارد . مثلا باورمند بودن نسبت به يک ابرمرد و قهرمان . در ضمير ناخود آگاه جمعي اکثر اقوام بشري هست . اگر ما اسفوره هاي کهن اقوام آفريقايي را هم بخوانيم ابرمردي را توصيف ميکنند که در واقعه واجد تمام تواناييهايي فوق بشري است و در واقع به عنوان انسان آرماني خود معرفي مي کند به اساطير ايراني هم رجوع کنيم چنين فردي را مي يابيم . حتي اقوام وملل کم عمق وبي ريشه اي مثل آمريکا هم همين طور است آنها هم يک سوپرمند دارند . حال چرا همه اقوام چنين ابرمردي را دارند ؟ شايد نياز به داشتن ابرمرد درنهاد ما وجود دارد که ناگزيريم بر اساس آن نياز چنين تعريفي و ما به ازاي بيروني را عرضه کنيم شايد نياز به يک ابرمرد در ضمير ناخود آگاه جمعي ما نهاده شده است . در فطرت ما انتظار يک ابرمرد جايش خالي است . ريشه مشترک مفهومي مانند قرباني نيز همين موضوع را مطرح مي کند . قرباني کردن يعني گذشتن از موضوعي يا مفهومي يا موضعي يا موجودي براي رسيدن به مفهوم و موضوع برتر . از ديگر بارهاي مشترک مي توان باورمند بودن به عالم پس از مرگ نام برد . در باور اکثر اقوام و اديان براي روزگار ، پاياني است و قبل از فرارسيدن اين پايان دوران سختي بشر در پيش است و پس از آن منجي ظهر مي کند که اين منجي در فرهنگها واديان اسامي متفواتي را دارد .ولي در اين منجي وجود دارد ترديدي نيست وبه دنبال ظهور او جدالي ميان او و دشمنانش شکل مي گيرد و نهايتا"دنياي آرماني شکل مي گيرد . وقتي چنين باوري را حتي در اساطير کهن پيدا مينماييمـ ، اسطوره هايي که قبل از اسلام آمده اند مانند مصري ، يوناني ،هندي ، آفريقايي ،رومي ، چيني ، مشرق زميني ... به فراخور حال در مي يابيم که يک ما به ازاي بيروني براي اين انتظار مشترک وجود داشته است . اگر ما تشنه مي شويم بابت يک ما به ازاي بيروني به نام آب است اين گونه نيست که ما تشنه بشويم ولي هر چه بگرديم خداوند چيزي که عطش ما را فرو بنشاند نيافريده باشد .نفس تشنگي در ما دلالت مي کند که يک ما به ازاي بيروني براي فرونشاندن تشنگي وجود دارد به نام آب. اگر باور مشترکي در ضمير ناخودآگاه جمعي بشر ( نمي گوييم فطرت چون در حوزۀ دين به مسئله پرداخته ايم . مطالب را در بين اقوام و اديان بررسي مي کنيم . ) مشترک بود عقل سليم به ما مي گويد که يک مابه ازاي بيروني براي اين باور مشترک وجود دارد . صرف نظر از اين قياس متيولوژيک و اسطوره اي امروزه در مغرب زمين به بحث آخرالزمان و منجي به صورت جدي نگاه مي کند . شاهد بحث ما ده ها سايت اينترنتي و شبکه ماهواره است . که امروز بسيار جدي تر از ما و مسلمانان بحث آخرالزمان و منجي را البته طبق باور خود پس گيري مي کنند . آنها خيلي بيشتر از ما در تصميم گيريها ،سيارتها و زبان تبليغات آخرالزمان فکر مي کنند . انگار خيلي بيشتر از ما بوي آخرالزمان را استشمام مي کنند و خيلي بيشتر از ما اخبار آخرالزماني را طبق باور خود دنبال مي کنند و خيلي بيشتر از ما صفات منجي را طبق باور خود توصيف مي کنند و پيش گويي هاي آخرالزماني را تفسير مي کنند . در بين اريان الهي قوم يهود دير باز خيلي بيشتر از اقوام ديگر به بحث پيش گويي تاريخي باور و اعتقاد داشته است . اصلا" قوم بني اسرائيل با بحث پيش گوئي و آينده نگري از ابتدا مهزوج بوده است . قبل از ولادت حضرت موصي (ع) هم تولد ايشان پيش گويي شده بود . و بر اساس همان پيشگويي است که فرعون پسران بني اسرائيل را مي کشت و کلا" پيشگويي کردن تعويل و تفسيرهاي آينده از تخصص هاي بني اسرائيل است .حتي کساني بر اين باورند که حضور قوم يهود در شبه جز يره عربستان و در منتقه يثرب يا مدينه فعلي بر مبناي يک پيشگويي تاريخي بود قوم يهود به دليل برخي پيشگويهاي ديني خود دريافته بودند که پيامبر آخرالزمان درآن منطقه از شبه جزيره عربستان ظهور خواهد کرد . با اين تصوير و تصور که اين پيامبر لاجرم از بين ما بني اسرائيل است پس ما به آن سامان هجرت کنيم تا نبي آخرالزمان از بين ما يهوديان پاک دين متولد شود. در آنجا قبايلي را تشکيل دادند ، کشاورزي براه انداختند ، حتي نقل است قلاع خيبر را با آن امکانات مستحکم نظامي براي حمايت از نبي آخرالزمان تدارک ديده بودند اما بعد که ديدند که نبي آخرالزمان نه از بين آنها بلکه از ميان قريش برخواست از سر عناد ولجاجت وجود او را منکر شدند و با او از در ستيز درآمدند و شايد به اين دليل است که در چند جا قرآن مجيد قوم يهود را در واقع قوم منفوري مي داند و اينکه آنها بعضي از اسرار احوارشان را مي دانند ولي کتمان مي کنند پس بحث پيش گويي در قوم يهود بصورت جدي بوده و تا امروز نيز وجود دارد . امروزبصورت جدي کساني هستند که پيشگويي هاي آخرالزمان را از کتاب تورات درآورده اند و بر مبناي آن تصميم گيريهاي روز را مي کنند . يکي از اين باورها باور به جدال نهايي خير شر يا آرماگدون است . طبعا" مي دانيم که يهوديها در رسانه هاي خبري روز مغرب زمين ، در سينماي هاليوود ، در شبکه هاي خبري ، در امپراطوري اطلاعات امروز غرب دست بالايي دارند . طبعا" اين پيشگوييهاي ديني در محصولات خبري ، فرهنگي ، هنري آنها منعکس مي شود . به غير از يهوديان در مسيحيان هم فرقه اي هستند به نام اوان جليکن يا اوام جليستها از آنها ياد مي شود . اوان جليستها را مسيحيان تبشيري مي گويند که گروه خاصي از پروتستان هستند که با باور آخر الزماني زندگي مي کنند و مدام بشارت فرا رسيدن آخر الزمان را مي دهند . باور اين گروه خاص مسيحيان به يهوديهاي افراطي و حتي صهيونيستها بسيار نزديک است . تا آنجا که به اين دسته صهيونيستهاي مسيحي نيز مي گويند . هال لينگزي يکي از پيشکسوتان و متفکران اوانجلسيتها است . جري فالور از مشاوران فعلي رئيس جمهور آمريکاست و . . .
بر مبناي باور اوانجليستها الگوي آخر الزماني دنيا عمدتاً در منطقه خاورميانه تعريف مي شود و منطقه فلسطين کامل اشغالي نقش مهمي دارد و جدال نهائي مسلمانان از يک سو مسيحيان و يهوديان و از سوي ديگر در مي گيرد و معتقدند در آن نبرد نهائي که در منطقه حار مجدون ( تپه اي که در بيرون اورشليم است ) تمام سپاه خير در مقابل تمام سپاه شرٌ قرار مي گيرد . و نهايتاً به زعم آنها سپاه شر ( که لابد مسلمانها هستند ) شکست مي خورند و البته در اين برد دو سوم يهوديان کشته مي شود . اين تصورر بر مبناي باور آخرالزماني آرماگدون شکل گرفته است . اگر شما مايل به مطالعه اخبار پيشگوييهاي انجيلي را در مورد آخرالزمان مطالعه کنيد در کتاب مقدس باب مکاشفات يوحنا آخرالزمان را خواهيد يافت . جالب است بدانيد که اين باور ارسالهاي اخير بسيار رشد کرده است و هاليوود و رسانه هاي غربي نقش عمده اي در ترويج اين تفکر داشته است . تا جائي که جوان امروز آمريکائي يا اروپائي شايد بيش از جوانان ايراني نگاه آخرالزماني پيدا کرده است . نگاه آخر الزماني يعني اينکه پايان تاريخ نزديک است دوران فتنه فرا مي رسد جدال نهائي بين خير و شر در شرف وقوع است و در اين نبرد بايد مردانه ايستاد و در نهايت از طرفداران خير بود . در يک باور آخرالزماني مشترک نه تنها همه اقوام و اديان و اساطير به دوران فتنه هاي آخر الزماني باور دارند بلکه بوجود منجي و دجال هم باورمندند منتهي صفات اين منجي و دجال متفاوت است . در باور يهوديان ، مسيحي که ظهور کرده ( همان مسيح حقيقي ) مسيح کذاب است ولي مي گويند مسيح حقيقي در آخرالزمان فرا مي رسد و پادشاه حقيقي قوم يهود است و قوم يهود را به سروري عالم مي رساند . مسيحيان معتقدند که همان مسيحي که به باور آنها مصلوب شد از آسمان رجعت مي کتد با نام نازارين که همان گويش ناصري ماست و پادشاه عالم مي شود و دشمنان را سرکوب مي کند و زرتشتيان معتقدند که سوشيانت چنين فردي است . . . . . . هر کس باور خود را دارد . اما در باور دجال نکات قابل تاملي است : مسيحيها تلفيقي از دجال و صفياني را معتقدند که به عنوان دشمن اصلي مسيح مطرح مي شود . که از او به عنوان يک آنتي کرايست يا ضد مسيح نام مي برند . به عبارت ديگر آنتي کرايست تلفيق فريبکاري و قدرت و خونريزي و ستمگري است . که در واقع سه سلسله سپاه شر است طبعاً چون دشمن را مسلمانان مي دانند ضد مسيح آنها صفاتي را دارد که از جهتي شبيه منجي ما مسلمانان است . که ما مي توانيم حدس بزنيم که امام زمان ما را ، آنها آنتي کرايست تلقي کنند . در صورتي که در باور ما عکس اين ماجرا است . در باور ما وقتي حضرت حجت ظهور مي کنند حضرت مسيح هم رجعت مي کنند و به ايشان اقتدا مي منند و همين زمينه ايمان آوردن بسياري از مسيحيان عالم مي شود . ما نيامده ايم به قيمت اثبات امام معصوم خود پيامبر آنها را در واقع تکفير کنيم و ضد ارزش نشان بدهيم و يا در واقع او را جال نشان دهيم ؛ ولي رقيب اين کار را مي کند و از طريق رسانه هاي تصويري کاملاً سعي دارد ولو غير مستقيم تصوير دجال يا آنتي کرايست را با تصوير امام زمان ما يکي کند . کافيست در يکي از جستجوگرهاي قوي اينترنتي کلماتي چون پيشگوئيهاي انجيل ، آنتي کرايست ، نازارين ، و آخرالزمان را جستجو کنيد تا ببينيد چند ده هزار مقاله وسايت به آنها معرفي شود فرضاً سايت آرماگدون نيوز ( اخبار آرماگدون ) که هر روز ده ها صفحه مطلب به صورت خبر در مورد آخرالزمان عرضه مي شود که اخبار غريبه است . فرضاً تيمي رصد مي کند که ببينند در کجاي عالم چه اتفاقي مي افتد اگر در فلان کشور با کيفيت خاصي در زمان خاصي مثلاً خسوف خورشيد حاصل شده اينها به انجيل رجوع مي کنند اگر آيه اي شاهد مثالي بيابند که اين يکي از علائم آخرالزماني است . اگر در فلان کشور طبق نقل يا خبري باران سياه رنگي باريد اينها اين را به عنوان يک خبر آخر الزماني در سايت منعکس مي کنند . سايت ديگري به نام آرماگدون آلرت ( هشدار آخرالزمان ) که اين يکي آتش داغتري دارد . اين سايت اخباري را مي دهد که انگار همين فردا آخر الزمان است .
پيش از حمله آمريکا به عراق ده ها مقاله عرضه شد که يکي از علامات مقدمه آخرالزماني است . چون عراق محل جغرافيائي بابل باستاني و يکي از پيش گوييهاي انجيل در مورد آخر الزمان اينست که بلبل از نوع پديد مي آيد و به دليل گناهانش نابود مي شود و اين حمله آمريکا يعني نابودي همان بابل ثاني . حتي به دلايل مسخره تري بسنده مي کردند که مثلاً در عراق روزنامه اي به نام بابل منتشر مي گردد ، که پسر بزرگ صدام سردبير آن است . يا امروز در عراق سيگاري وجود دارد که نامش بابل است .
البته عکس اين موضوع نيز وجود دارد . کساني معتقدند که بابل ثاني همان آمريکاست و امپراطوري آمريکا به دليل کثرت فحشا و فساد و معاصي در آخالزمان نابود مي شود به گونه اي که ما سالها از خروار هاي آن دود بر آسمان مي رود و مردمي که از کنار با کشتي عبور مي کنند حسرت مي خورند که چه سرزمين آبادي بود که اينگونه ويران شد . البته در يک تحليل اين مقالات ظاهراً متفاوت ، مشترکند اينکه آخرالزمان نزديک است .
ماهواره نيز تعدادي شبکه دارد که بصورت 24 ساعته برنامه هاي مذهبي پخش مي کند که اکثر آنها به مسيحيان و يهوديان و اندکي مسلمانان متعلق است . يکي از اين شبکه هاي بسيار معروف ماهواره TBN است ،که متعلق به کليساي اوانجليستها مي باشد ( مسيحيان تبشيري ) در اين شبکه تمام برنامه ها بر محوريت آخرالزمان تعريف شده اند . شخصي بنام هايلينزي که از 40 سال پيش بر مبناي پيش گوييهاي کتاب مقدس به عرضه اخبار آخر الزماني پرداخته است در اين شبکه سخنراني هفتگي دارد . اين شخص در سخنراني هفته اخيرشان به صراحت از نبرد دنياي مسيحيت با اسلام سخن به ميان آوردند .آنقدر افراطي بود که مي گفت "که چرا جرج بوش رئيس جمهور محبوب ما با سلاطين برخي کشورهاي غرب مثلاً شاه اردن مذاکره کرده است ! او نميداند که هر شاه عرب چه مار هفت خطي است و ما در نهايت بايد با تک تک آنها بجنگيم . انجيل مي گويد که ما بايد با اينها بجنگيم چرا رئيس جمهور آمريکا با آنها مذاکره مي کند ؟" در اين سخنراني تاکيد مي کرد " که من 40سال است که پيش گوييهاي انجيل را دنبال مي کنم و بر مبناي اين دانش 40 ساله مي گويم هيچ زماني مثل امروز حوادث آخرالزماني قريب الوقوع نبوده و اخبار آخرالزماني با هم جمع نشده بودند و هيچ زماني مثل امروز پتانسيل مرحله آخرالزماني را نداشته است الآن عصري است که تمام علائم ما در حال محقق شدن است".
پس ما بايد بدانيم بر مبناي آموزه هاي چنين افرادي سياستهاي خارجي ابر قدرتها شکل مي گيرد بسياري از کارشناسان ، حمله آمريکا به عراق را يک ديوانگي سياسي مي دانستند . پس وقتي از نگاه آخرالزماني به اين کار نگاه کنيم اين کار منطقي است ؛ يعني آمريکا در منطقه خاورميانه پايگاههائي را مي گيرد که همه در پيش گوئيهاي آخرالزماني منطق دارند . به اين صورت که آرايش نيروهايشان را به صورت آخرالزماني چيده شود .
بسيار عجيب است رقيب به صورت جدي تر از ما اين مسئله را درک کرده است و اصلاً نيز منکر نمي شوند . رقيب کاملاً آرايش جنگي مي گيرد . حتي ماجراي 11 سپتامبر بر اساس يک نمايشنامه پيش گوئي شده انجام شد . نمايشنامه اي عيناً بر اساس يک پيش گوئي باز سازي شد تا اينکه باور آخرالزماني در باور مردم آمريکا شکل بگيرد ، حتي الان در بعضي از مقالات اينترنتي علائم وقوع آخر الزمان را به علائم حتميه و ممکن الوقوع تقسيم کرده است ؛ که در يک مقاله از نظر انجيل 21 علامت حتميه براي آن نام برده است يکي از اين علائم حتميه اين است پرشيا (ايران ) از نوع قدرت مي گيرد و يکي از چند قدرت برتر جهاني تبديل مي گردد . شما فکر مي کنيد طي اين چند ماه اين همه صر و صدا شده است که ايران سلاح اتمي دارد . درک اين ماجرا که ايران سلاح اتمي ندارد بسيار سخت است براي اينکه بر مبناي آخرالزماني ايران بايد الآن اين سلاح را داشته باشد . اگر اين را نداشته باشد اين الگو زخمي مي شود و اينکه 12 لشکر از 12 نقطه دنيا متحدد مي شوند و ذيل حکومت پرشيا که قوي ترين حکومت است به سمت آرماگدون حمله مي کنند و نبردهائي شکل مي گيرد .
پس يعني ايران مشغول جمع کردن دنياي اسلام به دور خود مي باشد . بحث آزادي فلسطين را که مطرح کرده است و حتماً سلاح اتمي را دارد پس اين آخرالزمان است يعني الگوئي که در کنار مرزهاي ما چيده مي شود يک الگوي آخرالزماني است .مشاورين نزديک جرج بوش اعضاي اصلي اوانجليکن هستند . از خانم رايس تا جري فايلر اين تفکر را دارند .
البته دراينکه آقايان در آنچه که مي گويند باورمندند يا نه بحث است . که ممکن است اين امور را ملئبه قرار داده باشند .
دوتحليل وجود دارد . گروهي معتقدند اين باور آخرالزماني واقعي است بله غرب به اين رسيده که آخرالزمان نزديک است و ما بايد در مقابل اين آرايش عرضه اندام نماييم .
واما تحليل دوم اين است که : آنها چنين باوري ندارند ولي از زمينه اين باور در افکار مغرب زمين دارد سوء استفاده مي کنند .
و به اين دلايل سوء استفاده مي کنند شما مي دانيد که در نظام فکري مغرب زمين ولو به تعارف بحث حقوق بشر بحث عمده اي است . حال اگر در جامعه اي باور آخرالزماني را آنقدر بهش دامن زده شود که افکار عمومي جامعه پذيرفت که آخرالزمان بسيار نزديک است وآن نبرد نهايي در شرف وقوع است . تلويحاً از افکار عمومي جامعه يک جور اختيار ويژه گرفته ايد . يک جور رضايت عمل پر ريسک گرفته ايد .که اگر در اين نبرد نهائي يک خورده از اصول حقوق بشر تخطي کرده اند خيلي بر من خورده نگير چرا که نبرد نهائي است وتکليف بشر قرار است معلوم شود . با سپاه آنتي کرايست مي جنگيم پس اگر در اين نبرد يک ذره از اصول انساني خارج شديم وبمب 20 تني انداختيم و 4 تا ادم بميرند اين بهاي نبرد است بايد پرداخت .هر ايدئولوژي ولو کمونيسم ازمرام خود يک آرمانشهر تعريف مي کند که اگر به اين باور من عمل بشود مابه چنين فرجام طلائي مي رسيم . ما مدينه فاصله هاي زيادي داريم مولفه هاي مدينه فاضله مهدوي چه تعريفي دارد . چرا اين مولفه ها اينقدر ساده اند مثلا در زمان حضرت گرگ وميش در کنار هم مي ايستند و از يک چشمه آب مي خورند وکسي معترض آن يکي نميشود . در حاليکه اين مثال براي فهميدن نسبت روابط در آن زمان است واگر به ظاهر مثال توجه شود که اين براي جوان امروز هيج جلوه اي ندارد .
آيا در آيات و روايات و اخبار ما و در اين باب صحبت نشده است . آيا از فهواي سخنان آن عزيزان نميتوان دريافت که مدينه فاضله مهدوي وبهانه خلقت براي اين همه سال صبر در بر ابر کافران تا اينکه به فرجام طلائي خويش برسد چه بوده است و بعد اينکه انگار حضرت مي آيند
سال بيشتر نيستند و يک موجودي ايشان را مي کشند و همه چيز به پايان مي رسد . خب ما چه جوابي براي مخاطب داريم ؟ حجت خدا اين همه سال غائب بود که بعد از 4 سال همه چيز تمام شود . مثلاً چقدر دل يک جوان شيعه با اين توصيف ما مي تپد . اينها همه آنجائي است که ما کار نکرده ايم و چون ما کار نکرده ايم فرم تحريف شده آن تحويل داده شده است .
شما نگاه کنيد ديگر به پيش گوئيهاي انجيل > مکاشفات يوحنا ، دانيال نبي بسنده نکرده اند . اين اواخر افکار عمومي غرب را پيش گوئيهاي نوسراداموس شکل داد . و کم کم آنتي کرايست را بر مبناي پيش گوئيهاي نوسراداموس تعريف کردند .
The King of Terror (( سلطان وحشت )) که در پيش گوييهاي نوسراداموس آمده است به اينصورت تحريف شده که ار آسمان مي آيد و وحشت را با خود مي آورد ، از آسمان سخن مي گويد ولي در زمين مرگ مي باشد .
ما همين اواخر ديديم اسامه بن لادن وهابي ( که وهابي نيست بلکه صلفي است ) ميلياردر ، متحدد استراتژيک آمريکا است يک دفعه ضد آمريکائي مي شود لقب اميرالمومنين بر خود مي گذارد در جهان عَلم مخالفت در مقابل شيعه ( شيعه خود مترقي ترين موج مبارز دنياي اسلام است ) مي اندازد حتماً بايد يک رقيب جعلي براي شيعه تعريف مي شود که بعد بحث 11 سپتامبر و يکدفعه لقب The King of Terror را روي اسامه بن لادن قرار مي دهند .
چطور شد اسامه بن لادن سلطان وحشت ناميده شد به ظاهر او نيز تروريست است ولي سلطان وحشت بار معنائي دارد . نمي توان براحتي از روي آن گذشت و کم کم ديديم که اين آدم در منطقه تورابورا غيب شد و بعدها ده ها مقاله اينترنتي آمد که او امام زمان است و غيب شده است غ در حالي که امام زمان بايد از غيبت ظاهر شود . خنده دار است .
اين نشانه اين است که ما به قدر کافي به روز نيستيم و با موج تبليغات غرب حرکت نمي کنيم يا واقف به شرايط و اسباب فرهنگي امروز خود نيستيم ؛ يا کمتر هستيم .
ما امروز در عين اينکه تمام دانشهاي سنتي را در حوزه انتظار و ظهور و منجي آخرالزمان بايد بياموزيم و بدانيم و به ديگران بياموزيم . که بر ما فرض است که بايد به امروز خود نگاه کنيم و بدانيم در دنياي ارتباطات اگر ما نتوانيم باور خود را به درستي معرفي کنيم تعريف شده آن را از جانب ما تعريف خواهند کرد ؛ تعريف نکرده ما را تعريف خواهند کرد و ما چقدر مبلغ خوبي هستيم ؟ در دوران تبليغ سرباز حضرت بودن يعني مبلغ خوب بودن . در دوران جهاد هم بله ، جهادگر خوب بودن . اگر ما 6 ماه اخبار اخرالزماني و منجي آخر الزمان و سيماي منجي آخرالزماني را در شبکه هاي اطلاع رساني رسانه هاي غربي رصد کنيم . درمي يابيم که بسيار باورهاي خرافي عجيب و غريبي دارند . تک تک آنها قابل نقد است و قابل حمله است . و باور آخرالزماني ما شيعيان يکي از مترقي ترين ، روشنفکرانه ترين روشنگرانه ترين و قابل دفاع ترين باورهاي اخرالزماني است که قرار نيست از چيز عجيب و غريبي صحبت کنيم .فطرت انسان امروز و ضمير ناخودآگاه او کهن الگوئي دارد به نام انتظار و آنرا به رسنيت شناخته است فقط مصداق را به غلط رفته اند پس ما بايد معرف خوبي باشيم . از اين موضوع فطري بايد بتوانيم بهره ببريم و بايد بتوانيم باور خودمان را که از همه باورها علمي تر است نسبت به باورهاي خرافي ديگران عرضه کنيم و برتر نشان دهيم . خود را از رصد فرهنگي کارهاي ديگران بي نياز ندانيم .
{استاد شاه حسينی